مطابقت داشتن
یافتههای مطالعه با تحقیقات قبلی در مورد این موضوع همخوانی دارد.
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به همکاری و انطباق مانند "joint"، "conform" و "collude" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
مطابقت داشتن
یافتههای مطالعه با تحقیقات قبلی در مورد این موضوع همخوانی دارد.
همکاری کردن
دو شرکت تصمیم گرفتند در توسعه یک نرمافزار جدید همکاری کنند.
جمعی
جامعه تصمیم جمعی برای بازسازی پارک محلی گرفت.
تبانی کردن
تحقیقات شواهدی را آشکار کرد که مدیران برای فریب سهامداران و افزایش سود شرکت تبانی کرده بودند.
تبانی
کارآگاه به تبانی در شبکه جنایی فعال در شهر مشکوک بود.
وجه مشترک
جلسه درمانی بر یافتن زمینه مشترک بین زوجین برای بهبود ارتباط و حل تعارضات متمرکز بود.
همرنگ جماعت شدن
هنرمند به سختی میتوانست به تکنیکهای متعارف آموزش داده شده در مدرسه هنر تطابق پیدا کند.
سازگار
به عنوان یک پیرو و نه یک رهبر، مارک نگرشی بسیار همراه داشت که باعث میشد به راحتی تحت فشار همسالان قرار گیرد.
انطباق
مدرسه انطباق با استانداردهای علمی و دستورالعملهای اخلاقی خود را ترویج میکند.
هماهنگی
پیشنهاد هماهنگی را در بین تمامی بخشها یافت.
همکاری کردن
در ورزش، بازیکنان باید همکاری کنند تا بازی را ببرند.
همکاری
معاهده همکاری اقتصادی بین دو کشور را تقویت کرد.
تعاونی
مدل تعاونی تصمیمگیری دموکراتیک را ترویج میکند.
مدیریت کردن
آیا میتوانید لطفاً حملونقل را برای شرکتکنندگان در کنفرانس هماهنگ کنید؟
قابل قبول بودن
نرمافزار جدید کاملاً با نیازهای ما همخوانی ندارد؛ ممکن است نیاز به بررسی گزینههای دیگر داشته باشیم.
مطابق با
تمام محصولات باید مطابق با استانداردهای ایمنی تولید شوند.
مطابق با
کد لباس باید مطابق با سیاست شرکت رعایت شود.
سازگار
موسیقی و رقص هماهنگ با یکدیگر بودند.
مشترک
آنها یک حساب بانکی مشترک باز کردند تا هزینههای مشترک خود را به طور مؤثرتری مدیریت کنند.
مشترکاً
آنها مشترکاً مالکیت ملک را در اختیار دارند.
متحد شدن
مشابه بودن
کراوات او کاملاً با کت و شلوارش همخوانی داشت.
همراهی کردن
مطمئن نبودم که چه نقشهای میکشیدند، اما فکر کردم بهتر است تظاهر به همراهی کنم تا بیشتر بدانم.