سلامت و بیماری - افعال عمومی مرتبط با سلامت و بیماری ها
در اینجا برخی از افعال عمومی انگلیسی مربوط به سلامت و بیماری مانند "رنج بردن"، "استفراغ کردن" و "عود کردن" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to physically cause harm to a person or thing

زخمی کردن, صدمه زدن، صدمه دیدن
با آتشبازی مراقب باشید؛ میتوانند به شما آسیب بزنند.
to spread or transfer cancer cells from the original site to other parts of the body, leading to the formation of new tumors

متاستاز کردن, گسترش یافتن
بیماری در حال حاضر متاستاز میدهد، که تهدید قابل توجهی برای سلامت بیمار محسوب میشود.
to die as a result of a disease or injury

مردن (به دلیل بیماری یا جراحت), از پای درآمدن
تا زمانی که آمبولانس رسید، او قبلاً به دلیل جراحاتش تسلیم شده بود.
to have an illness or disease

مبتلا شدن, رنج بردن، بیمار شدن
مرد مسن از آرتریت رنج میبرد، و انجام کارهای سادهای مانند بستن بند کفشهایش برایش روز به روز سختتر میشد.
to transmit a disease to another person or animal, which makes them infected with the same disease

منتقل کردن (بیماری)
پشهها میتوانند بیماریهایی مانند مالاریا را با گزش یک فرد آلوده و سپس گزش فرد دیگری منتقل کنند.
to eject what has been eaten or drunk through the mouth

بالا آوردن, استفراغ کردن
بیمار اغلب به عنوان عارضه جانبی دارو استفراغ میکند.
to make a problem, situation, or condition worse or more serious

بدتر کردن, وخیمتر کردن
رد شدن از جلسات فیزیوتراپی ممکن است آسیب در حال بهبودی را بدتر کند.
to get sick, usually with bacteria or a virus

گرفتن (بیماری), مبتلا شدن
در هنگام بازدید از بیمارستان مراقب باشید تا مبتلا به عفونت نشوید.
to get infected by a disease or virus

مبتلا شدن, گرفتن (بیماری)
او از شریک زندگیاش که وضعیت خود را فاش نکرده بود، HIV گرفت که منجر به مبارزه مادامالعمر با ویروس شد.
to push air out of our mouth with a sudden noise

سرفه کردن
او مجبور شد سرفه کند تا گلویش را پاک کند.
to start to have a particular disease or problem

دچار شدن (بیماری یا مشکل)
پس از سالها سیگار کشیدن، او به سرطان ریه مبتلا شد و مجبور به انجام درمان گسترده شد.
to throw up the contents of the stomach, often due to illness or nausea

بالا آوردن, استفراغ کردن
بعد از خوردن بیش از حد، احساس کرد که ممکن است مریض شود.
to state that one feels ill or one's body part is in pain

اظهار ناراحتی کردن (از درد، بیماری و غیره)
مشتری به خط کمک تماس گرفت تا از خدمات ضعیف دریافت شده در تجربه خرید اخیر خود شکایت کند.
to lose a large amount of fluid through urinating, vomiting, or intense physical activity

آب از دست دادن, کمآب شدن
ورزشکار خود را در طول جلسه تمرین شدید به حد خود رساند، که باعث شد او به سرعت آب بدن خود را از دست بدهد.
(of an illness or injury) to confine someone to bed

زمینگیر کردن
علائم شدید آنفولانزا او را بستری کرد، وادارش کرد که مرخصی بگیرد و در خانه استراحت کند.
to lose consciousness

غش کردن, بیهوش شدن
بدون تهویه کافی در اتاق، چند نفر شروع به احساس کردند که ممکن است هوش خود را از دست بدهند.
to have or exhibit particular signs or symptoms during a medical check-up

(علائم بیماری) نشان دادن, داشتن
در معاینه، کودک نشان میدهد غدد متورم و گلو درد دارد، که نشاندهنده یک بیماری ویروسی است.
to become sick again after an improvement in one's health

دوباره بیمار شدن, پسرفت کردن
to blow air out of our nose and mouth in a sudden way

عطسه کردن
وقتی سرما میخورم غیرقابل کنترل عطسه میکنم.
to suddenly lose consciousness from a lack of oxygen in the brain, which is caused by a shock, etc.

از حال رفتن, غش کردن، ضعف کردن
ایستادن طولانی مدت در گرما میتواند باعث شود برخی افراد به دلیل کمآبی غش کنند.
| سلامت و بیماری | |||
|---|---|---|---|
| افعال عمومی مرتبط با آسیب | افعال عمومی مرتبط با سلامت و بیماری ها | ||
