علوم پزشکی - افعال مرتبط با عمل ها و معاینه های پزشکی

در اینجا برخی از افعال انگلیسی مربوط به عمل و معاینه را یاد خواهید گرفت، مانند "بخیه زدن"، "لمس کردن" و "کاتتریزه کردن".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
علوم پزشکی
اجرا کردن

پیوند زدن (جراحی)

Ex: Doctors carefully transplanted a cornea into the patient 's eye .

پزشکان با دقت یک قرنیه را در چشم بیمار پیوند زدند.

to prep [فعل]
اجرا کردن

آماده کردن (برای عمل جراحی)

to dissect [فعل]
اجرا کردن

تشریح کردن

Ex: The researchers dissected the animal 's brain to understand its neural connections .

محققان مغز حیوان را تشریح کردند تا ارتباطات عصبی آن را درک کنند.

to graft [فعل]
اجرا کردن

پیوند زدن (اعضای بدن)

to implant [فعل]
اجرا کردن

کاشتن (پزشکی)

Ex: Researchers are exploring the possibility of implanting electronic devices in the brain to assist with certain neurological conditions .

محققان در حال بررسی امکان کاشت دستگاه‌های الکترونیکی در مغز برای کمک به برخی شرایط عصبی هستند.

to incise [فعل]
اجرا کردن

شکاف دادن

Ex: She often incises her initials into the bark of the old oak tree .

او اغلب حروف اول خود را در پوست درخت بلوط قدیمی حکاکی می‌کند.

to operate [فعل]
اجرا کردن

جراحی کردن

Ex:

آن‌ها مجبور شدند پای او را عمل کنند تا استخوان شکسته را ترمیم کنند.

to reject [فعل]
اجرا کردن

پس زدن (عضو پیوندی)

Ex: Despite initial success , the recipient 's immune system eventually started to reject the new heart .

علیرغم موفقیت اولیه، سیستم ایمنی گیرنده در نهایت شروع به رد قلب جدید کرد.

to amputate [فعل]
اجرا کردن

قطع عضو کردن

Ex: The medical team carefully amputated the injured hand and provided rehabilitation for the patient 's recovery .

تیم پزشکی با دقت دست آسیب دیده را قطع کرد و برای بهبودی بیمار توانبخشی ارائه داد.

to diagnose [فعل]
اجرا کردن

تشخیص دادن

Ex: Last week , the doctor promptly diagnosed the root cause of the symptoms .

هفته گذشته، پزشک به سرعت علت اصلی علائم را تشخیص داد.

to examine [فعل]
اجرا کردن

معاینه کردن

Ex: The nurse examined the wound to see if it was healing properly .

پرستار زخم را بررسی کرد تا ببیند آیا به درستی در حال بهبود است یا نه.

اجرا کردن

در معرض تابش قرار گرفتن

Ex: The scientists irradiated the plant samples with UV light to study their reaction .

دانشمندان نمونه‌های گیاهی را با نور UV تاباندند تا واکنش آن‌ها را مطالعه کنند.

to palpate [فعل]
اجرا کردن

با دست معاینه کردن

Ex: During the dental check-up , the dentist palpated the jaw joint for any signs of discomfort .

در طول معاینه دندانپزشکی، دندانپزشک مفصل فک را برای هرگونه نشانه‌ای از ناراحتی لمس کرد.

to scan [فعل]
اجرا کردن

اسکن گرفتن (پزشکی)

Ex: The specialist scanned the patient 's entire body to look for any signs of cancerous growths .

متخصص تمام بدن بیمار را اسکن کرد تا به دنبال نشانه‌هایی از رشد سرطان باشد.

to screen [فعل]
اجرا کردن

آزمایش کردن

Ex: As part of the routine health check-up , the physician screened the patient for any underlying health conditions .

به عنوان بخشی از معاینه معمول سلامت، پزشک بیمار را برای هرگونه شرایط سلامت زمینه‌ای غربالگری کرد.

to X-ray [فعل]
اجرا کردن

عکس‌برداری کردن (با پرتو ایکس)

Ex:
to stitch [فعل]
اجرا کردن

بخیه زدن

Ex: The nurse stitched the laceration on the child 's knee to stop the bleeding .

پرستار زخم روی زانوی کودک را دوخت تا خونریزی را متوقف کند.

اجرا کردن

قرار دادن سوند

Ex: The nurse catheterized the infant for accurate urine measurement .

پرستار نوزاد را برای اندازه‌گیری دقیق ادرار سوند کرد.