علوم پزشکی - افعال مرتبط با عمل ها و معاینه های پزشکی
در اینجا برخی از افعال انگلیسی مربوط به عمل و معاینه را یاد خواهید گرفت، مانند "بخیه زدن"، "لمس کردن" و "کاتتریزه کردن".
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to surgically remove an organ from someone's body and put it in someone else's body

پیوند زدن (جراحی)
پیشرفتهای پزشکی امکان پیوند نه تنها اندامهای حیاتی بلکه بافتهایی مانند قرنیه را فراهم کرده است.
to prepare someone for a surgical procedure, often by cleaning the skin or other body surface and applying antiseptic solutions

آماده کردن (برای عمل جراحی)
to carefully cut apart the body or one of its parts to display internal structures for scientific examination or instruction

تشریح کردن
پرندهشناسان نمونههای پرندگان جمعآوری شده در سفرهای اکتشافی را به دقت تشریح کردند تا تخصصهای آناتومیکی را تحلیل کنند.
to surgically implant a piece of skin, bone, etc. to a damaged or diseased one

پیوند زدن (اعضای بدن)
to insert a living tissue or an artificial object into the body via medical procedure

کاشتن (پزشکی), کاشتن
ایمپلنتهای دندانی معمولاً برای جایگزینی دندانهای از دست رفته با کاشت ریشههای مصنوعی دندان به صورت جراحی در استخوان فک استفاده میشوند.
to make decorative cuts or markings into the surface of a material by using a sharp-pointed or sharp-edged tool

شکاف دادن
تمدن باستانی هیروگلیفهای دقیقی را بر روی لوحهای سنگی حکاکی میکرد.
to cut open a part of the body in order to repair or remove a damaged organ

جراحی کردن, عمل کردن
او تصمیم گرفت تومور را عمل کند تا از عوارض بیشتر جلوگیری شود.
to show an immune response and not accept a new organ in the body

پس زدن (عضو پیوندی)
پزشکان بیماران را به دقت برای نشانههایی از شروع رد عضو جدید توسط سیستم ایمنی تحت نظر میگیرند.
to surgically remove a body part, such as a limb or organ, often due to injury, disease, or medical necessity

قطع عضو کردن
در موارد شدید سرمازدگی، پزشکان ممکن است نیاز به قطع انگشتان دست یا پای آسیب دیده داشته باشند.
to cut off the foreskin of a boy's or man's penis as a religious rite, particularly in Islam and Judaism

ختنه کردن
to find out the cause of a problem or disease that a person has by examining the symptoms

تشخیص دادن
از طریق معاینه دقیق، متخصصان مراقبتهای بهداشتی میتوانند علت اصلی علائم را تشخیص دهند.
to look at something or someone carefully to find potential issues

معاینه کردن
دامپزشک سگ را معاینه کرد تا مطمئن شود که پس از سفر طولانی سالم است.
to expose something to radiation or light

در معرض تابش قرار گرفتن
باستانشناسان برای تعیین سن شیء باستانی از طریق تاریخگذاری رادیوکربن، آن را پرتوافشانی کردند.
to examine the body by feeling with hands for abnormalities or structures during a medical examination

با دست معاینه کردن
دامپزشک به طور منظم شکم سگ را برای هرگونه ناهنجاری لمس میکند.
(of a medical device) to take a picture of a body part often using X-rays for detailed examinations by a specialist

اسکن گرفتن (پزشکی), سیتی اسکن گرفتن
رادیولوژیست ستون فقرات بیمار را برای یافتن نشانههای آسیب یا تخریب اسکن کرد.
to examine and test a person in order to check if they are sick or not

آزمایش کردن, معاینه کردن
پرستار مدرسه دانشآموزان را برای علائم بیماری غربالگری کرد قبل از اینکه اجازه دهد پس از شیوع آنفلوانزا به کلاس برگردند.
to examine the bones or internal organs using X-rays

عکسبرداری کردن (با پرتو ایکس)
پزشکان بیمار را عکسبرداری با اشعه ایکس کردند تا اندامهای داخلی را معاینه کنند.
to join the edges of a wound together by a thread and needle

بخیه زدن
پس از عمل جراحی، جراح برش را دوخت تا بهبودی تسریع شود.
to put a thin tube into the body for medical reasons, like draining fluids or doing tests

قرار دادن سوند
پزشک پدر او را در طول اقامت در بیمارستان سوند کرد.
| علوم پزشکی | |||
|---|---|---|---|
| آزمایش خون | آزمایشات ژنتیک و قبل از تولد | آزمایش کلیه | دندانپزشکی |
| حاملگی | افعال عمومی مرتبط با پزشکی | افعال مرتبط با عمل ها و معاینه های پزشکی | اسامی عمومی مرتبط با پزشکی |
