علوم پزشکی - متخصصان سلامت

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی، مانند "مراقب"، "پرستار" و "پارامدیک" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
علوم پزشکی
nurse [اسم]
اجرا کردن

پرستار

Ex: Nurses play an important role in providing healthcare and assisting doctors in treating patients .

پرستاران نقش مهمی در ارائه مراقبت‌های بهداشتی و کمک به پزشکان در درمان بیماران دارند.

optician [اسم]
اجرا کردن

عینک‌ساز

Ex: After the eye exam , the optician explained the different lens options .

بعد از معاینه چشم، اپتومتریست گزینه‌های مختلف لنز را توضیح داد.

optometrist [اسم]
اجرا کردن

اپتومتریست

Ex: The optometrist 's clinic offers a range of services , including contact lens fittings and vision screenings .

کلینیک بینایی‌سنج خدمات متنوعی از جمله تنظیم لنزهای تماسی و غربالگری بینایی ارائه می‌دهد.

paramedic [اسم]
اجرا کردن

بهیار

Ex:

پارامدیک CPR نجات‌بخش را به بیمار تجویز کرد قبل از اینکه او را به بیمارستان منتقل کند.

PA [اسم]
اجرا کردن

دستیار پزشک

attendant [اسم]
اجرا کردن

پرستار

Ex:

یک مراقب بیمارستان برای کمک به انتقال بیماران بین بخش‌ها فراخوانده شد.

caregiver [اسم]
اجرا کردن

پرستار خانگی

Ex: Many caregivers experience burnout from the physical and emotional demands of their role .

بسیاری از مراقبین به دلیل خواسته‌های جسمی و عاطفی نقش خود دچار فرسودگی می‌شوند.

caretaker [اسم]
اجرا کردن

مسئول نگهداری

Ex: The hired caretaker assists the elderly woman with daily tasks such as cooking and bathing .

نگهبان استخدام شده به زن مسن در کارهای روزمره مانند آشپزی و حمام کردن کمک می‌کند.

اجرا کردن

فیزیوتراپ

Ex: As a physiotherapist , he works closely with patients to improve their mobility and strength .

به عنوان یک فیزیوتراپیست، او به طور نزدیک با بیماران کار می‌کند تا تحرک و قدرت آنها را بهبود بخشد.

اجرا کردن

گفتار درمانگر

Ex: Speech therapists work with both children and adults to enhance their overall communication abilities .

گفتاردرمانگران با کودکان و بزرگسالان کار می‌کنند تا توانایی‌های ارتباطی کلی آن‌ها را بهبود بخشند.

اجرا کردن

فیزیوتراپیست

Ex: After a sports injury , athletes often work with a physical therapist for rehabilitation .

پس از آسیب ورزشی، ورزشکاران اغلب با یک فیزیوتراپیست برای توانبخشی کار می‌کنند.

specialist [اسم]
اجرا کردن

پزشک متخصص

Ex: He saw an orthopedic specialist to get a second opinion on his knee injury .

او به یک متخصص ارتوپدی مراجعه کرد تا نظر دوم را در مورد آسیب زانوی خود بگیرد.

herbalist [اسم]
اجرا کردن

گیاه‌شناس

Ex: A visit to the herbalist may involve discussing lifestyle and dietary changes .

یک بازدید از گیاه‌درمان ممکن است شامل بحث در مورد تغییرات سبک زندگی و رژیم غذایی باشد.

اجرا کردن

اپیدمیولوژیست

Ex: Governments rely on the insights of epidemiologists to implement effective health policies .

دولت‌ها به بینش اپیدمیولوژیست‌ها متکی هستند تا سیاست‌های بهداشتی مؤثر را اجرا کنند.

اجرا کردن

پرستار متخصص

Ex: Nurse practitioners focus on preventive care , helping patients stay healthy through education and screenings .

پرستاران متخصص بر مراقبت پیشگیرانه تمرکز دارند و به بیماران کمک می‌کنند تا از طریق آموزش و غربالگری سالم بمانند.

اجرا کردن

کارشناس پرستاری

Ex: Nursing homes and schools often have registered nurses to attend to health needs .

خانه‌های سالمندان و مدارس اغلب پرستاران ثبت‌شده دارند تا به نیازهای بهداشتی رسیدگی کنند.

اجرا کردن

پرستار عملی دارای مجوز

Ex: The skills and dedication of licensed practical nurses enhance healthcare delivery in various settings .

مهارت‌ها و فداکاری پرستاران عملی دارای مجوز ارائه مراقبت‌های بهداشتی را در محیط‌های مختلف بهبود می‌بخشد.

hypnotist [اسم]
اجرا کردن

هیپنوتیزم کننده

Ex: In some cases , a hypnotist might be part of a therapeutic approach for mental health .

در برخی موارد، یک هیپنوتیزور ممکن است بخشی از یک رویکرد درمانی برای سلامت روان باشد.

اجرا کردن

مددکار اجتماعی بیمارستان

Ex: After a difficult diagnosis , a hospital social worker may help with coping strategies .

پس از یک تشخیص دشوار، یک کارگر اجتماعی بیمارستان ممکن است با راهبردهای مقابله کمک کند.

hygienist [اسم]
اجرا کردن

متخصص بهداشت

Ex: In the food industry , a hygienist regularly inspects kitchens to maintain high standards of cleanliness .

در صنعت غذا، یک بهداشتکار به طور منظم آشپزخانه‌ها را بازرسی می‌کند تا استانداردهای بالای پاکیزگی را حفظ کند.

doula [اسم]
اجرا کردن

همراه زائو

Ex: After childbirth , the doula continues to offer support and guidance .

پس از زایمان، دولا به ارائه حمایت و راهنمایی ادامه می‌دهد.

consultant [اسم]
اجرا کردن

مشاور

Ex: With her background in finance , Sarah became a sought-after consultant , assisting clients with investment strategies and financial planning tailored to their goals .

با پیشینه مالی خود، سارا به یک مشاور پرطرفدار تبدیل شد که به مشتریان در استراتژی‌های سرمایه‌گذاری و برنامه‌ریزی مالی متناسب با اهدافشان کمک می‌کند.

naturopath [اسم]
اجرا کردن

درمان‌کننده از راه طبیعی (به جای دارو و...)

analyst [اسم]
اجرا کردن

روان‌درمانگر

Ex: The analyst uses various techniques to guide individuals in managing stress and improving mental well-being .

تحلیلگر از تکنیک‌های مختلفی برای راهنمایی افراد در مدیریت استرس و بهبود سلامت روان استفاده می‌کند.