علوم پزشکی - ابزار و وسایل پزشکی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به ابزارها و دستگاه های پزشکی، مانند "سوزن"، "پروب" و "آتل" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
علوم پزشکی
audiometer [اسم]
اجرا کردن

دستگاه شنوایی‌سنج

Ex: The audiometer revealed that the musician had developed some hearing loss over the years .

ادیومتر نشان داد که نوازنده در طول سال‌ها مقداری کاهش شنوایی پیدا کرده است.

scanner [اسم]
اجرا کردن

دستگاه سی‌تی اسکن

Ex: The physician examined images from the scanner .
centrifuge [اسم]
اجرا کردن

سانتریفوژ

Ex: Food industry laboratories use centrifuges for quality control , separating and analyzing ingredients .

آزمایشگاه‌های صنایع غذایی از سانتریفیوژها برای کنترل کیفیت، جداسازی و تجزیه و تحلیل مواد تشکیل‌دهنده استفاده می‌کنند.

dispenser [اسم]
اجرا کردن

توزیع کننده

Ex: The hand sanitizer dispenser at the entrance promotes infection control .

دستگاه توزیع کننده ضدعفونی کننده دست در ورودی، کنترل عفونت را ترویج می‌دهد.

ergometer [اسم]
اجرا کردن

ارگومتر

Ex: The cardiologist used an ergometer for a stress test to assess my heart 's response .

متخصص قلب از یک ارگومتر برای تست استرس استفاده کرد تا پاسخ قلب من را ارزیابی کند.

otoscope [اسم]
اجرا کردن

گوش‌بین پزشکی

Ex: Dr. Smith confirmed my ear infection using an otoscope .

دکتر اسمیت عفونت گوش من را با استفاده از یک اتوسکوپ تأیید کرد.

wheelchair [اسم]
اجرا کردن

ویلچر

Ex:

موزه به طور کامل برای بازدیدکنندگان با صندلی چرخدار قابل دسترسی است.

workstation [اسم]
اجرا کردن

a designated setup or area equipped for professional tasks in healthcare, such as monitoring patients, dispensing medication, or maintaining records

Ex: Pharmacists use a separate workstation for verifying prescriptions .
اجرا کردن

چوب معاینه گلو

Ex: During the dental exam , the dentist used a tongue depressor .

در طول معاینه دندانپزشکی، دندانپزشک از یک زبان‌گیر استفاده کرد.

thermometer [اسم]
اجرا کردن

دماسنج

Ex: A rectal thermometer is often used for infants and young children to obtain accurate temperature readings .

یک دماسنج مقعدی اغلب برای نوزادان و کودکان کوچک برای به دست آوردن قرائت های دقیق دما استفاده می شود.

stroboscope [اسم]
اجرا کردن

استروبوسکوپ

Ex: The doctor used a stroboscope for a vocal cord examination .
spirometer [اسم]
اجرا کردن

اسپیرومتر

Ex: The respiratory therapist guided the patient in using a spirometer for therapy .

درمانگر تنفسی بیمار را در استفاده از اسپیرومتر برای درمان راهنمایی کرد.

oximeter [اسم]
اجرا کردن

اکسیمتر

Ex: Patients with respiratory issues use oximeters for self-checks .

بیماران مبتلا به مشکلات تنفسی از اکسی‌مترها برای خودآزمایی استفاده می‌کنند.

autoclave [اسم]
اجرا کردن

اتوکلاو

Ex: The veterinary clinic used an autoclave for animal surgery tools .

کلینیک دامپزشکی از یک اتوکلاو برای ابزارهای جراحی حیوانات استفاده کرد.

scalpel [اسم]
اجرا کردن

اسکالپل (تیغ جراحی)

اجرا کردن

دستگاه دیاترمی

Ex: Doctors may recommend the diathermy machine for arthritis pain management .

پزشکان ممکن است دستگاه دیاتِرمی را برای مدیریت درد آرتریت توصیه کنند.

اجرا کردن

فشارسنج خون

Ex: During a medical examination , the doctor employed a sphygmomanometer .

در طول یک معاینه پزشکی، پزشک از یک فشارسنج استفاده کرد.

اجرا کردن

دستگاه معاینه چشم

Ex: During an eye exam , the ophthalmoscope revealed details of my optic nerve .

در طول معاینه چشم، افتالموسکوپ جزئیات عصب بینایی من را آشکار کرد.

pacemaker [اسم]
اجرا کردن

ضربان‌ساز مصنوعی قلب

probe [اسم]
اجرا کردن

پروب (ابزار پزشکی)

Ex: The probe was inserted carefully to avoid damage .
speculum [اسم]
اجرا کردن

اسپکولوم (پزشکی)

Ex: The gynecologist carefully adjusted the speculum to obtain a clear view of the vaginal canal and cervix .

متخصص زنان به دقت اسپکولوم را تنظیم کرد تا دید واضحی از کانال واژن و دهانه رحم به دست آورد.

EpiPen [اسم]
اجرا کردن

خودتزریق‌کننده اپی‌نفرین

monitor [اسم]
اجرا کردن

مانیتور علائم حیاتی

Ex: Engineers use monitors to detect system malfunctions .
needle [اسم]
اجرا کردن

سوزن

Ex: The syringe and needle were disposed of in a medical waste container .

سرنگ و سوزن در ظرف زباله‌های پزشکی دفع شدند.

scale [اسم]
اجرا کردن

ترازو

Ex: The airline baggage check-in counter had a scale to ensure that luggage met weight restrictions .

پیشخوان تحویل بار هواپیما یک ترازو داشت تا مطمئن شود که چمدان‌ها محدودیت‌های وزن را رعایت می‌کنند.

اجرا کردن

میکروسکوپ جراحی

Ex: An operating microscope aids in precision during neurosurgery .

یک میکروسکوپ جراحی در دقت در حین جراحی مغز و اعصاب کمک می‌کند.

suture [اسم]
اجرا کردن

بخیه

Ex: Proper care is required to prevent infection at the suture site .
retractor [اسم]
اجرا کردن

انقباض‌گر

Ex: The nurse assisted by positioning the retractor for optimal visibility .
restorative [اسم]
اجرا کردن

بازساز

Ex: Artificial joints are essential restoratives in orthopedic surgery .

مفاصل مصنوعی بازسازنده‌های ضروری در جراحی ارتوپدی هستند.

stethoscope [اسم]
اجرا کردن

گوشی پزشکی

Ex: Medical students are trained to use the stethoscope to auscultate various body sounds , including heart , lung , and bowel sounds .

دانشجویان پزشکی آموزش می‌بینند که از استتوسکوپ برای گوش دادن به صداهای مختلف بدن، از جمله صداهای قلب، ریه و روده استفاده کنند.