علوم پزشکی - رویه ها و عمل های پزشکی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به عملیات و روش‌ها را یاد خواهید گرفت، مانند "آنژیوپلاستی"، "بای‌پس" و "گرافت".

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
علوم پزشکی
bypass [اسم]
اجرا کردن

جراحی بای‌پس

Ex: A vascular bypass can save limbs affected by poor circulation .
angioplasty [اسم]
اجرا کردن

آنژیوپلاستی

Ex:

جیمز تحت آنژیوپلاستی قرار گرفت و اکنون می‌تواند بدون نفس‌نفس زدن از پله‌ها بالا برود.

اجرا کردن

آپاندکتومی

Ex: The doctor recommended an appendectomy when Mark 's stomach pain would n't go away .

پزشک یک آپاندکتومی را توصیه کرد وقتی که درد شکم مارک از بین نمی‌رفت.

colostomy [اسم]
اجرا کردن

کولوستومی

Ex: The doctor recommended a colostomy to improve Mike 's digestive health .

پزشک انجام کولوستومی را برای بهبود سلامت گوارشی مایک توصیه کرد.

اجرا کردن

دیلاتاسیون و کورتاژ

Ex: The gynecologist explained the risks and benefits of dilation and curettage to the patient .

متخصص زنان خطرات و مزایای اتساع و کورتاژ را برای بیمار توضیح داد.

اجرا کردن

هیسترکتومی

Ex: The doctor recommended a hysterectomy to treat Lisa 's chronic pain .

پزشک هیسترکتومی را برای درمان درد مزمن لیزا توصیه کرد.

laparoscopy [اسم]
اجرا کردن

لاپاروسکوپی

Ex: During laparoscopy , a small camera helped the doctor see inside Jane 's belly .

در طول لاپاراسکوپی، یک دوربین کوچک به پزشک کمک کرد تا داخل شکم جین را ببیند.

laparotomy [اسم]
اجرا کردن

لاپاراتومی

Ex: Recovery after laparotomy may take longer due to the larger incision .

بهبودی پس از لاپاراتومی ممکن است به دلیل برش بزرگتر مدت زمان بیشتری طول بکشد.

lumpectomy [اسم]
اجرا کردن

لامپکتومی

Ex: During the lumpectomy , the doctor aimed to remove only the abnormal tissue .

در طول لومپکتومی، پزشک قصد داشت فقط بافت غیرعادی را خارج کند.

اجرا کردن

ریزجراحی

Ex: The surgeon used microsurgery to reattach blood vessels during the procedure .

جراح از میکروسرجری برای اتصال مجدد رگ‌های خونی در طول عمل استفاده کرد.

implant [اسم]
اجرا کردن

ایمپلنت

Ex: Some people are skeptical about using implants for identification .

برخی از مردم در مورد استفاده از ایمپلنت برای شناسایی تردید دارند.

lithotomy [اسم]
اجرا کردن

لیتوتومی

Ex: Sarah underwent lithotomy for a gynecological procedure .

سارا برای یک روش زنان‌زایی تحت لیتوتومی قرار گرفت.

laminectomy [اسم]
اجرا کردن

لامینکتومی

Ex: During laminectomy , the surgeon carefully removed the bone to free the compressed nerves .

در طول لامینکتومی، جراح با دقت استخوان را برداشت تا اعصاب فشرده را آزاد کند.

اجرا کردن

لوزه‌برداری

Ex: Emily 's doctor recommended a tonsillectomy for persistent infections .

پزشک امیلی یک تونسیلکتومی را برای عفونت‌های مداوم توصیه کرد.

tracheotomy [اسم]
اجرا کردن

*تراکستومی

Ex: Lucy 's doctor performed a tracheotomy to assist her in overcoming breathing difficulties .

پزشک لوسی یک تراکئوستومی انجام داد تا به او در غلبه بر مشکلات تنفسی کمک کند.

اجرا کردن

پیوند بین‌گونه‌ای

Ex: After the xenotransplant , Sarah 's kidney function improved .

پس از پیوند از گونه‌های دیگر، عملکرد کلیه سارا بهبود یافت.

اجرا کردن

پیوند عضو

Ex: Sarah 's successful lung transplantation allowed her to breathe more easily .

پیوند موفق ریه سارا به او اجازه داد راحت‌تر نفس بکشد.

ablation [اسم]
اجرا کردن

برداشت بافت

Ex: Jane underwent ablation to correct her persistent heart rhythm issues .

جین تحت ابلیشن قرار گرفت تا مشکلات مداوم ریتم قلب خود را اصلاح کند.

mastectomy [اسم]
اجرا کردن

ماستکتومی

Ex: The doctor explained the benefits and potential side effects of mastectomy .

پزشک مزایا و عوارض جانبی بالقوه ماستکتومی را توضیح داد.

اجرا کردن

عقیم‌سازی

Ex: Mark chose sterilization to prevent unintended pregnancies .

مارک عقیم‌سازی را برای جلوگیری از بارداری‌های ناخواسته انتخاب کرد.

اجرا کردن

نای‌شکافی

Ex: Doctors perform tracheostomies to clear airway obstructions .

پزشکان تراکئوستومی انجام می‌دهند تا انسداد مجاری هوایی را برطرف کنند.

اجرا کردن

پیوند مغز استخوان

Ex: Post bone marrow transplantation , the patient remained in isolation to prevent infections while their immune system gradually rebuilt itself .

پس از پیوند مغز استخوان، بیمار برای جلوگیری از عفونت‌ها در انزوا باقی ماند در حالی که سیستم ایمنی بدنش به تدریج خود را بازسازی می‌کرد.

اجرا کردن

تحریک عمقی مغز

Ex: The effectiveness of deep brain stimulation can vary , and adjustments to the device 's settings are often needed to achieve the best results .

اثربخشی تحریک عمقی مغز می‌تواند متفاوت باشد، و اغلب برای دستیابی به بهترین نتایج، تنظیمات دستگاه نیاز به تغییر دارد.