علوم پزشکی - لوازم پزشکی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به لوازم پزشکی، مانند "کاتتر"، "گچ" و "گاون" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
علوم پزشکی
catheter [اسم]
اجرا کردن

کاتتر

Ex: Complications such as infection or blockage can occur with prolonged catheter use .

عوارضی مانند عفونت یا انسداد می‌تواند با استفاده طولانی مدت از سوند رخ دهد.

drain [اسم]
اجرا کردن

لوله تخلیه‌کننده

Ex: The doctor inserted a drain to prevent fluid buildup in the abdominal cavity .

پزشک یک درن قرار داد تا از تجمع مایع در حفره شکمی جلوگیری کند.

bandage [اسم]
اجرا کردن

بانداژ

Ex: He always kept a first aid kit with extra bandages in his car for any minor injuries while hiking .

او همیشه یک جعبه کمک‌های اولیه با بانداژهای اضافی در ماشینش برای هرگونه آسیب جزئی در هنگام پیاده‌روی نگه می‌داشت.

Band-Aid [اسم]
اجرا کردن

چسب‌زخم

Ex:

بعد از اینکه انگشت پایش به میز قهوه خورد، لنگان لنگان به جعبه کمک‌های اولیه رفت و یک چسب زخم برداشت تا زخم را بپوشاند.

cast [اسم]
اجرا کردن

گچ (برای عضو شکسته)

Ex: Children often dislike heavy casts .

کودکان اغلب گچ‌های سنگین را دوست ندارند.

compress [اسم]
اجرا کردن

*کمپرس

Ex: After the injury , I used a compress to reduce pain and inflammation .

پس از آسیب، از یک کمپرس برای کاهش درد و التهاب استفاده کردم.

crutch [اسم]
اجرا کردن

عصای زیربغل

Ex: The doctor recommended using crutches for six weeks to allow the fractured ankle to heal properly .

پزشک استفاده از عصا زیر بغل را به مدت شش هفته توصیه کرد تا مچ پا شکسته به درستی بهبود یابد.

dressing [اسم]
اجرا کردن

پانسمان

Ex: She carefully wrapped the dressing around the bandaged area .

او با دقت پانسمان را دور ناحیه بانداژ شده پیچید.

fingerstall [اسم]
اجرا کردن

انگشت‌پوش

Ex: Fingerstalls maintain cleanliness in medical settings .

انگشتانه‌ها در محیط‌های پزشکی نظافت را حفظ می‌کنند.

اجرا کردن

جعبه کمک‌های اولیه

Ex: The school ensures that every classroom has a stocked first-aid kit .

مدرسه اطمینان می‌دهد که هر کلاس دارای یک جعبه کمک‌های اولیه مجهز باشد.

ice pack [اسم]
اجرا کردن

کیسه یخ

Ex: Ice packs are commonly used for minor sports injuries .

کیسه‌های یخ معمولاً برای آسیب‌های ورزشی جزئی استفاده می‌شوند.

pack [اسم]
اجرا کردن

کمپرس

Ex: The doctor recommended a compress pack for the injury .
patch [اسم]
اجرا کردن

چشم‌بند پزشکی

Ex: The actor wore an patch to hide a character 's eye injury .

بازیگر یک پچ پوشید تا آسیب چشم یک شخصیت را پنهان کند.

poultice [اسم]
اجرا کردن

ضماد

Ex: I applied a warm poultice of herbs to soothe my sore muscles .

من یک ضدالتهاب گرم از گیاهان برای تسکین عضلات دردناکم اعمال کردم.

swab [اسم]
اجرا کردن

گوش‌پاک‌کن

tourniquet [اسم]
اجرا کردن

شریان‌بند

Ex: They carried a tourniquet as part of their outdoor survival gear .

آنها یک تورنیکه را به عنوان بخشی از تجهیزات بقای خود در فضای باز حمل می‌کردند.

truss [اسم]
اجرا کردن

فتق‌بند

Ex: Dad used a truss to help manage his abdominal muscle weakness .

پدر از یک باند حمایتی برای کمک به مدیریت ضعف عضلات شکم خود استفاده کرد.

bedpan [اسم]
اجرا کردن

لگن (بیمار بستری)

hypodermic [اسم]
اجرا کردن

سوزن مخصوص تزریق زیرپوستی

Ex: The hypodermic was sterilized before each use to prevent infection .

هیپودرمیک قبل از هر بار استفاده برای جلوگیری از عفونت استریل می‌شد.

mask [اسم]
اجرا کردن

ماسک

Ex: She wore a mask during the wildfire .
gypsum [اسم]
اجرا کردن

سنگ گچ

Ex:

گچ یک جزء کلیدی در ساخت صفحات دیواری برای دیوارهای داخلی است.

gauze [اسم]
اجرا کردن

گاز استریل

Ex: The paramedic applied gauze to control the bleeding from the injury .

پارامدیک گاز را برای کنترل خونریزی از آسیب اعمال کرد.

اجرا کردن

سامانه پشتیبان حیات

Ex: Astronauts depend on life-support systems in space missions .

فضانوردان در مأموریت‌های فضایی به سیستم‌های پشتیبانی حیات وابسته هستند.

eye dropper [اسم]
اجرا کردن

قطره چکان چشم

Ex: Mom used the eye dropper to administer liquid medicine to my sister 's eyes .

مادرم از قطره‌چکان برای تجویز داروی مایع در چشم خواهرم استفاده کرد.