علوم پزشکی - معاینه و تشخیص

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به معاینه و تشخیص، مانند "سونوگرافی"، "آندوسکوپی" و "بیوپسی" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
علوم پزشکی
biopsy [اسم]
اجرا کردن

بافت‌برداری

Ex: The pathologist analyzed the biopsy specimen and confirmed the presence of inflammatory cells consistent with rheumatoid arthritis .

پاتولوژیست نمونه بیوپسی را تجزیه و تحلیل کرد و وجود سلول‌های التهابی مطابق با آرتریت روماتوئید را تأیید کرد.

blood test [اسم]
اجرا کردن

آزمایش خون

Ex: The results of the blood test confirmed that she had high cholesterol .

نتایج آزمایش خون تأیید کرد که او کلسترول بالا دارد.

diagnosis [اسم]
اجرا کردن

تشخیص پزشکی

Ex: The technician made a diagnosis of the equipment malfunction .

تکنسین یک تشخیص از خرابی تجهیزات انجام داد.

examination [اسم]
اجرا کردن

بررسی

Ex: After a close examination , the architect found structural weaknesses in the building .

پس از بررسی دقیق، معمار نقاط ضعف ساختاری در ساختمان را پیدا کرد.

prognosis [اسم]
اجرا کردن

پیش‌بینی بیماری

Ex: With early detection and appropriate medical intervention , the prognosis for individuals with diabetes can be managed effectively .

با تشخیص زودهنگام و مداخله پزشکی مناسب، پیش‌آگهی برای افراد مبتلا به دیابت می‌تواند به طور مؤثر مدیریت شود.

sample [اسم]
اجرا کردن

نمونه

Ex: Researchers took a water sample from the river to study its quality .

محققان یک نمونه آب از رودخانه گرفتند تا کیفیت آن را مطالعه کنند.

scan [اسم]
اجرا کردن

اسکن

Ex:

او یک اسکن انجام داد تا علت سردردهایش تشخیص داده شود.

screen [اسم]
اجرا کردن

آزمایش (برای تشخیص بیماری)

Ex: She went for her annual vision screen .
colonoscopy [اسم]
اجرا کردن

کولونوسکوپی

Ex: A colonoscopy is a standard preventive measure .

کولونوسکوپی یک اقدام پیشگیرانه استاندارد است.

اجرا کردن

تست آمیلاز

Ex: The doctor ordered an amylase test to help diagnose pancreatitis , a condition characterized by inflammation of the pancreas .

پزشک یک تست آمیلاز برای کمک به تشخیص پانکراتیت، وضعیتی که با التهاب پانکراس مشخص می‌شود، تجویز کرد.

specimen [اسم]
اجرا کردن

نمونه (آزمایش)

Ex: The forensic scientist examined a hair specimen found at the crime scene to gather evidence .

دانشمند پزشکی قانونی یک نمونه موی پیدا شده در صحنه جرم را برای جمع‌آوری شواهد بررسی کرد.

test [اسم]
اجرا کردن

آزمایش (پزشکی)

Ex: The test results revealed a deficiency in her vitamin levels .

نتایج تست کمبود سطح ویتامین‌ها را در او نشان داد.

اجرا کردن

نوار قلب

Ex: The electrocardiogram showed signs of arrhythmia .

الکتروکاردیوگرام نشانه‌هایی از آریتمی را نشان داد.

X-ray [اسم]
اجرا کردن

عکس رادیولوژی

Ex:

عکسبرداری با اشعه ایکس یک سنگ کوچک در کلیه بیمار نشان داد که نیاز به بررسی بیشتر داشت.

اجرا کردن

نوار عصب و عضله

Ex:

عصب شناس من از الکترومیوگرافی برای ارزیابی سلامت کلی عضلاتم استفاده کرد.

fluoroscopy [اسم]
اجرا کردن

فلوئوروسکوپی

Ex: My cardiologist used fluoroscopy to examine my heart and blood vessels .

متخصص قلب من از فلوروسکوپی برای معاینه قلب و رگ‌های خونی من استفاده کرد.

اجرا کردن

هیستروسکوپی

Ex: Having a hysteroscopy was crucial in addressing concerns about my fertility .

انجام هیستروسکوپی برای رسیدگی به نگرانی‌های مربوط به باروری من حیاتی بود.

myelography [اسم]
اجرا کردن

میلوگرافی

Ex: Myelography aids in locating and understanding spinal abnormalities .

میلوگرافی به یافتن و درک ناهنجاری‌های ستون فقرات کمک می‌کند.

اجرا کردن

تست بارداری

Ex: Waiting for the results of the pregnancy test felt both nerve-wracking and hopeful .

انتظار برای نتایج تست بارداری هم استرس‌آور و هم امیدوارکننده بود.

positive [صفت]
اجرا کردن

مثبت (تست)

Ex: A positive result on the screening test requires further medical evaluation .

یک نتیجه مثبت در آزمایش غربالگری نیاز به ارزیابی پزشکی بیشتر دارد.

negative [صفت]
اجرا کردن

منفی (تست)

Ex: The urine sample tested negative for traces of illicit drugs , confirming the individual 's claims of sobriety .

نمونه ادرار برای ردپای مواد مخدر غیرقانونی منفی آزمایش شد، که ادعاهای فرد درباره هوشیاری را تأیید می‌کند.

stool test [اسم]
اجرا کردن

آزمایش مدفوع

Ex: Following the doctor 's advice for a stool test led to helpful result .

پیروی از توصیه پزشک برای آزمایش مدفوع به نتیجه مفیدی منجر شد.

اجرا کردن

نوار مغزی

Ex:

الکتروانسفالوگرافی یک روش غیرتهاجمی برای ارزیابی سلامت مغز است.

autopsy [اسم]
اجرا کردن

کالبدشکافی

Ex: Experiencing the process of an autopsy helped us gain clarity and acceptance .

تجربه فرآیند کالبدشکافی به ما کمک کرد تا وضوح و پذیرش به دست آوریم.

mammogram [اسم]
اجرا کردن

عکس ماموگرافی

Ex: I scheduled my annual mammogram for breast cancer screening .

من ماموگرافی سالانه‌ام را برای غربالگری سرطان پستان برنامه‌ریزی کردم.

mammography [اسم]
اجرا کردن

آزمایش ماموگرافی

Ex: The clear images from mammography provided valuable insights into my breast health .

تصاویر واضح از ماموگرافی بینش ارزشمندی در مورد سلامت پستان من ارائه داد.

PET scan [اسم]
اجرا کردن

تصویربرداری پت اسکن

endoscopy [اسم]
اجرا کردن

آندوسکوپی

Ex: The doctor recommended endoscopy to visually examine and treat my stomach issues .

پزشک آندوسکوپی را برای معاینه بصری و درمان مشکلات معده من توصیه کرد.

gastroscopy [اسم]
اجرا کردن

آندوسکوپی معده

Ex: During the gastroscopy , the lighted tube provided a clear view of my stomach 's interior .

در طول گاستروسکوپی، لوله روشن شده نمای واضحی از داخل معده من ارائه داد.

اجرا کردن

معاینه چشم با دستگاه افتالموسکوپ

Ex:

من یاد گرفتم که افتالموسکوپی بخشی روتین از حفظ مراقبت خوب از چشم است.

اجرا کردن

آندوسکوپی روده بزرگ

Ex:

نتایج سیگموئیدوسکوپی به تشخیص زودهنگام مشکلات مرتبط با روده بزرگ کمک می‌کند.

اجرا کردن

سونوگرافی

Ex: I anxiously used ultrasonography every month to monitor my baby 's growth .

من هر ماه با اضطراب از سونوگرافی استفاده می‌کردم تا رشد کودکم را زیر نظر بگیرم.

اجرا کردن

غربالگری پیش از تولد

Ex: The non-invasive nature of prenatal diagnosis contributes to its widespread use .

طبیعت غیرتهاجمی تشخیص پیش از تولد به استفاده گسترده از آن کمک می‌کند.

radiology [اسم]
اجرا کردن

پرتونگاری

Ex: The non-invasive nature of radiology procedures contributes to patient comfort .

طبیعت غیرتهاجمی روش‌های رادیولوژی به راحتی بیمار کمک می‌کند.

palpation [اسم]
اجرا کردن

معاینه فیزیکی با لمس

Ex: During my check-up , the doctor used palpation to assess my abdominal organs .

در طول معاینه من، پزشک از لمس برای ارزیابی اندام‌های شکمی من استفاده کرد.

checkup [اسم]
اجرا کردن

معاینه کلی (پزشکی)

Ex: He went for a checkup after feeling unwell for several weeks .

او بعد از چند هفته احساس ناخوشی برای یک چکاپ رفت.

Pap test [اسم]
اجرا کردن

آزمایش پاپ اسمیر

Ex:

پزشک اهمیت برنامه‌ریزی منظم تست پاپ را برای مراقبت پیشگیرانه توضیح داد.