علوم پزشکی - مراکز درمانی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به امکانات بهداشتی، مانند "داروخانه"، "آسایشگاه" و "اتاق روز" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
علوم پزشکی
clinic [اسم]
اجرا کردن

درمانگاه

Ex: The clinic offers mental health counseling services to support patients dealing with stress and anxiety .

کلینیک خدمات مشاوره سلامت روان را برای حمایت از بیمارانی که با استرس و اضطراب دست و پنجه نرم می‌کنند، ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

مرخص کردن (بیمار)

Ex: The patient was discharged against medical advice due to their insistence on continuing treatment at home .

بیمار برخلاف توصیه پزشکی ترخیص شد به دلیل اصرار او بر ادامه درمان در خانه.

اجرا کردن

بخش اورژانس

Ex: The emergency room staff responded quickly to stabilize the patient who arrived with severe chest pain .
hospice [اسم]
اجرا کردن

آسایشگاه بیماران درحال مرگ

care home [اسم]
اجرا کردن

مرکز توانبخشی

Ex: The care home offers both short-term and long-term accommodation .

خانه سالمندان هم اقامت کوتاه‌مدت و هم بلندمدت ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

بیمارستان صحرایی

Ex: If there 's an emergency , a field hospital can be deployed to provide medical support .

اگر وضعیت اضطراری پیش بیاید، یک بیمارستان صحرایی می‌تواند برای ارائه پشتیبانی پزشکی مستقر شود.

institution [اسم]
اجرا کردن

تیمارستان

Ex: The staff at the institution is trained to handle various mental health challenges .

کارکنان مؤسسه برای مقابله با چالش‌های مختلف سلامت روان آموزش دیده‌اند.

اجرا کردن

بیمارستان روان‌پزشکی

Ex: Family involvement is encouraged in the care and treatment plans of those in a psychiatric hospital .

مشارکت خانواده در برنامه‌های مراقبت و درمان کسانی که در بیمارستان روانپزشکی هستند تشویق می‌شود.

اجرا کردن

بخش نظافت (هتل، بیمارستان و...)

اجرا کردن

اتاق عمل

Ex: The layout of the operating room is designed for the convenience of the surgical team .

چیدمان اتاق عمل برای راحتی تیم جراحی طراحی شده است.

pharmacy [اسم]
اجرا کردن

داروخانه

Ex: The pharmacy was well-stocked with both prescription drugs and health supplements .

داروخانه هم با داروهای تجویزی و هم با مکمل‌های سلامت به خوبی مجهز بود.

sickroom [اسم]
اجرا کردن

اتاق بیمار

Ex: The temperature in the sickroom is adjusted for the comfort of the person recovering .

دمای اتاق بیمار برای راحتی فرد در حال بهبودی تنظیم می‌شود.

surgery [اسم]
اجرا کردن

اتاق معاینه

Ex: I had to cancel my appointment at the surgery due to a scheduling conflict .

به دلیل تداخل برنامه‌ریزی مجبور شدم قرارم را در کلینیک لغو کنم.

infirmary [اسم]
اجرا کردن

درمانگاه

Ex: The old infirmary building, once buzzing with activity, had been converted into a modern health center.

ساختمان قدیمی آسایشگاه، که زمانی پر از فعالیت بود، به یک مرکز سلامت مدرن تبدیل شده بود.

اجرا کردن

اتاق ریکاوری

Ex: In the recovery room , patients are kept comfortable as they regain awareness .

در اتاق ریکاوری، بیماران در حالی که به هوش می‌آیند، در آرامش نگه داشته می‌شوند.

sanitarium [اسم]
اجرا کردن

بیمارستان (بیماری‌های مزمن)

Ex: She appreciated the personalized care she received during her stay at the sanitarium .

او از مراقبت های شخصی شده ای که در طول اقامت خود در آسایشگاه دریافت کرد، قدردانی کرد.

detox [اسم]
اجرا کردن

بخش سم‌زدایی

Ex: After weeks of struggling , she finally decided to check into a detox .

پس از هفته‌ها تلاش، او بالاخره تصمیم گرفت به سم‌زدایی برود.

اجرا کردن

بخش گوش و حلق و بینی

Ex: The ENT department recently upgraded its equipment to better diagnose and treat head and neck cancers .

بخش ENT اخیراً تجهیزات خود را برای تشخیص و درمان بهتر سرطان‌های سر و گردن ارتقا داده است.

unit [اسم]
اجرا کردن

بخش (بیمارستان)

hospital [اسم]
اجرا کردن

بیمارستان

Ex: We donate blood regularly at the hospital to help those in need .

ما به طور منظم در بیمارستان خون اهدا می‌کنیم تا به نیازمندان کمک کنیم.

ward [اسم]
اجرا کردن

بخش (بیمارستان)

Ex: They visited the psychiatric ward to see a friend who was receiving treatment .

آن‌ها به بخش روانپزشکی سر زدند تا دوستی را که تحت درمان بود ببینند.