علوم پزشکی - انواع داروها

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به انواع مختلف داروها، مانند "پادزهر"، "استفراغ آور" و "مسکن" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
علوم پزشکی
antidote [اسم]
اجرا کردن

پادزهر

Ex: The pharmacist stocked the emergency kit with various antidotes to treat common toxic exposures .

داروساز جعبه کمک‌های اولیه را با انواع پادزهرها برای درمان مواجهه‌های سمی معمول تجهیز کرد.

antiviral [صفت]
اجرا کردن

ضدویروس

Ex: Certain foods contain natural antiviral properties that can boost the immune system .

برخی از غذاها حاوی خواص ضد ویروسی طبیعی هستند که می‌توانند سیستم ایمنی را تقویت کنند.

antiviral [اسم]
اجرا کردن

داروی ضدویروس

Ex:

ضدویروس در کاهش شدت و مدت علائم در بیماران مبتلا به عفونت‌های ویروس هرپس سیمپلکس مؤثر ثابت شد.

amphetamine [اسم]
اجرا کردن

آمفتامین

Ex: Some people misuse amphetamines for their stimulating effects .

برخی افراد از آمفتامین‌ها به دلیل اثرات محرکشان سوءاستفاده می‌کنند.

analgesic [اسم]
اجرا کردن

داروی مسکن

Ex: A nurse administered an analgesic to the surgical patient to ensure comfort during the recovery period .

یک پرستار یک مسکن به بیمار جراحی داد تا راحتی را در دوره بهبودی تضمین کند.

antacid [اسم]
اجرا کردن

دارو ضد اسید

Ex: Some antacids can cause constipation if taken too frequently .

برخی از آنتی‌اسیدها در صورت مصرف بیش از حد می‌توانند باعث یبوست شوند.

اجرا کردن

ضدانعقاد

Ex: The hematologist prescribed an anticoagulant for the patient with a genetic predisposition to blood clotting disorders .

هماتولوژیست یک ضدانعقاد برای بیمار مبتلا به استعداد ژنتیکی اختلالات انعقاد خون تجویز کرد.

اجرا کردن

*ضدالتهاب

Ex: The anti-inflammatory medicine eases joint swelling .

داروی ضد التهاب تورم مفاصل را تسکین می‌دهد.

اجرا کردن

مسدودکننده بتا

Ex: The patient experienced fewer chest pains after starting beta blocker therapy for angina .

بیمار پس از شروع درمان با بتا بلاکر برای آنژین، دردهای قفسه سینه کمتری را تجربه کرد.

اجرا کردن

داروی ضداحتقان (بینی)

Ex:

برخی از داروهای ضد احتقان حاوی سودوافدرین هستند که ممکن است باعث خواب‌آلودگی به عنوان عارضه جانبی شود.

depressant [اسم]
اجرا کردن

داروی آرامبخش

Ex:

داروساز دستورالعمل‌های واضحی در مورد مصرف داروی افسردگی‌زا ارائه کرد.

emetic [اسم]
اجرا کردن

داروی استفراغ‌آور

Ex: It 's important to use an emetic only under the guidance of a healthcare professional .

مهم است که از یک استفراغ‌آور فقط تحت راهنمایی یک متخصص مراقبت‌های بهداشتی استفاده شود.

expectorant [اسم]
اجرا کردن

داروی خلط‌آور

Ex: Expectorants are often found in over-the-counter cough syrups .

اکسپکتورانتها اغلب در شربت‌های سرفه بدون نسخه یافت می‌شوند.

اجرا کردن

داروی باروری

Ex: The doctor prescribed a fertility drug to regulate hormonal levels .

پزشک یک داروی باروری برای تنظیم سطوح هورمونی تجویز کرد.

اجرا کردن

داروی گیاهی

Ex: Eucalyptus is commonly found in herbal medicine for respiratory relief .

اکالیپتوس معمولاً در طب گیاهی برای تسکین تنفس یافت می‌شود.

hypnotic [اسم]
اجرا کردن

داروی خواب‌آور

Ex: The pharmacist provided guidance on the proper dosage and potential side effects of the prescribed hypnotic .

داروساز راهنمایی در مورد دوز مناسب و عوارض جانبی احتمالی آرامبخش تجویز شده ارائه داد.

اجرا کردن

داروی جدید و موثر

Ex: Herbal remedies often claim to be a magic bullet for various ailments , but their effectiveness is often debated .

درمان‌های گیاهی اغلب ادعا می‌کنند که یک گلوله جادویی برای بیماری‌های مختلف هستند، اما اثربخشی آن‌ها اغلب مورد بحث است.

اجرا کردن

مولتی‌ ویتامین

Ex: The multivitamin tablets came in a variety of flavors , making them easier to take .

قرص‌های مولتی ویتامین در طعم‌های مختلف عرضه می‌شدند که مصرف آنها را آسان‌تر می‌کرد.

painkiller [اسم]
اجرا کردن

مسکن (دارو)

Ex: They discussed the possible side effects of the painkiller with the pharmacist .

آنها در مورد عوارض جانبی احتمالی مسکن با داروساز بحث کردند.

pastille [اسم]
اجرا کردن

آب‌نبات مکیدنی میوه‌ای

اجرا کردن

داروی بدون نسخه

Ex: People were drawn to the promises of quick relief offered by patent medicine .

مردم به وعده‌های تسکین سریع ارائه شده توسط داروهای ثبت شده جذب شدند.

pessary [اسم]
اجرا کردن

پساری واژینال

Ex: The nurse provided clear instructions on caring for the pessary to ensure effectiveness .

پرستار دستورالعمل‌های واضحی در مورد مراقبت از پساری برای اطمینان از اثربخشی آن ارائه داد.

اجرا کردن

داروی تجویزی

Ex: The nurse explained the importance of following the prescription drug schedule .

پرستار اهمیت پیروی از برنامه داروهای تجویزی را توضیح داد.

اجرا کردن

داروی پیش‌گیری‌کننده

Ex: She took a malaria prophylactic before traveling abroad .
purgative [اسم]
اجرا کردن

ملین

Ex:

مصرف مسهل می‌تواند به کاهش ناراحتی ناشی از یبوست کمک کند.

relaxant [اسم]
اجرا کردن

آرام‌بخش

Ex: Relaxants are often used to alleviate muscle spasms and discomfort .

شل‌کننده‌ها اغلب برای تسکین اسپاسم‌های عضلانی و ناراحتی استفاده می‌شوند.

اجرا کردن

قرص خواب‌آور

Ex: She kept a small supply of sleeping pills on hand for those nights when she just could n't relax .

او مقدار کمی از قرص‌های خواب‌آور را برای آن شب‌هایی که نمی‌توانست آرام شود، در دسترس نگه می‌داشت.

statin [اسم]
اجرا کردن

استاتین

Ex:

معاینات منظم برای کسانی که تحت درمان استاتین طولانی‌مدت هستند ضروری است.

suppository [اسم]
اجرا کردن

شیاف

Ex: Using a suppository can be an alternative for those who have difficulty swallowing pills .

استفاده از شیاف می‌تواند جایگزینی برای کسانی باشد که در بلعیدن قرص‌ها مشکل دارند.

suppressant [اسم]
اجرا کردن

کم‌کننده اشتها

Ex:

شیک پروتئین به عنوان یک سرکوبگر اشتها راحت و مغذی عمل کرد.

tincture [اسم]
اجرا کردن

تنتور

Ex: Children may find flavored tinctures more palatable than pills .

کودکان ممکن است تی‌نکچرهای طعم‌دار را خوشایندتر از قرص‌ها بیابند.

vaccine [اسم]
اجرا کردن

واکسن

Ex: The doctor explained the importance of receiving a tetanus vaccine after a deep cut .

دکتر اهمیت دریافت واکسن کزاز پس از یک بریدگی عمیق را توضیح داد.

اجرا کردن

بی‌حس‌کننده موضعی

Ex: The nurse administered a local anesthetic to my gums before the dental extraction .

پرستار قبل از کشیدن دندان، بی‌حس کننده موضعی را به لثه‌های من تزریق کرد.

اجرا کردن

شربت سرفه

Ex: She gave her child a dose of cough medicine before bed .

او قبل از خواب به کودکش یک دوز شربت سرفه داد.

tonic [اسم]
اجرا کردن

داروی تقویت‌کننده

اجرا کردن

دارو

Ex: Patients should follow the recommended dosage for pharmaceutics to be effective .

بیماران باید دوز توصیه شده را رعایت کنند تا داروها مؤثر باشند.

اجرا کردن

مسکن

Ex:

دکتر یک آرام‌بخش تجویز کرد تا به مدیریت اضطراب بیمار کمک کند.