فهرست واژگان سطح B2 - بیان نظر و عقیده 1
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره ارزیابی و نظر را یاد خواهید گرفت، مانند "حساب"، "تایید"، "تصویب"، و غیره، که برای زبان آموزان سطح B2 آماده شده است.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
a general description of an idea, a theory, or an event

نگاه اجمالی, شرح
هر شرکتکننده یک شرح از نقش خود در پروژه ارائه داد که موفقیت کلی آن را نشان میداد.
to officially agree to a plan, proposal, etc.

موافقت کردن
پس از بررسی پیشنهاد، کمیته به اتفاق آرا تصمیم به تصویب پروژه برای اجرا گرفت.
a formal agreement to something

موافقت رسمی, تأیید
او تأیید پیشنهاد بودجه خود را از کمیته مالی درخواست کرد.
to form a judgment on the quality, worth, nature, ability or importance of something, someone, or a situation

ارزیابی کردن
معلم درک دانشآموزان را از طریق آزمونها و امتحانات ارزیابی میکند.
the act of judging or evaluating someone or something carefully based on specific standards or principles

ارزیابی, ارزشیابی
شرکت قبل از اتخاذ هر تصمیمی، یک ارزیابی کامل از وضعیت مالی خود انجام داد.
to make a connection between someone or something and another in the mind

ربط دادن, مربوط کردن
برند مشتاق ایجاد تبلیغاتی است که به مصرفکنندگان کمک میکند تا احساسات مثبت را با محصولات خود مرتبط کنند.
to think that something is true without having proof or evidence

فرض کردن, پنداشتن
مردم اغلب بدون دانستن داستان کامل، بدترین را فرض میکنند.
a series of facts supporting a theory or an argument

استدلال, برهان
استدلال به نفع سیاست جدید با تحقیقات گسترده و تجزیه و تحلیل دادهها پشتیبانی شد.
the ability to make sound judgments and think in a practical way

عقل سلیم
او از عقل سلیم خود استفاده کرد تا تصمیم بگیرد چگونه پولش را بودجهبندی کند.
an instance of serious opposition between ideas, values, or interests

تضاد
او تضاد بین سنت و مدرنیته را در جامعه مطالعه کرد.
a judgment or calculation of the size, extent, value, etc. of something without knowing the exact details or numbers

برآورد, تخمین، حدس
ارزیاب یک تخمین از ارزش بازار خانه ارائه داد.
a strong disagreement or argument over something that involves many people

مشاجره, بحث
او مقالهای درباره جنجال جاری در نظام آموزشی نوشت.
causing a lot of strong public disagreement or discussion

بحثبرانگیز, مشاجرهانگیز
فیلم جدید به دلیل موضوعات جنجالی خود مورد انتقاد قرار گرفته است.
following the same course of action or behavior over time

مستمر, متداوم
برنامه تمرینی پیوسته ورزشکار منجر به بهبودهای قابل توجهی در عملکرد شد.
used to introduce additional information

علاوه بر این
تحقیق ما نشان میدهد که ورزش باعث بهبود سلامت روان میشود؛ علاوه بر این، سطوح بالاتر فعالیت، مزایای بیشتری به همراه دارد.
a public meeting place where people can discuss and exchange views on various topics or issues

انجمن, گردهمایی
فوروم آموزشی یک بستر برای معلمان فراهم کرد تا ایدهها را به اشتراک بگذارند.
an opposing argument or viewpoint that challenges an idea or theory

برهان نقض, ضد برهان
وکیل استدلالهای متقابل قانعکنندهای برای رد ادعاهای دادستان ارائه داد.
a contrast of facts or ideas between two or more sides

منافات
اختلاف نظر قابل توجهی بین کارشناسان درباره تفسیر دادهها وجود داشت.
a strong disagreement or conflict between two countries that often involves military action

درگیری, اختلاف
یک حادثه دیپلماتیک زمانی رخ داد که کاروان سفیر در ایست بازرسی بازداشت شد و باعث تنش در روابط بینالملل شد.
to judge something based on its positive or negative points

نقد کردن
به عنوان یک منتقد فیلم، سینماتوگرافی، بازیگری و داستان را نقد میکنم تا یک بررسی جامع برای خوانندگان ارائه دهم.
a discussion about a particular issue between two opposing sides, mainly held publicly

مناظره, بحث
مناظره در مورد تغییرات آب و هوایی تفاوت بین رویکردهای دو طرف را برجسته کرد.
to support someone or try to justify an action, plan, etc.

طرفداری کردن, حمایت کردن، دفاع کردن
وکیل آماده شد تا از اقدامات موکل خود در طول دادگاه دفاع کند.
to disagree with someone or to hold different opinions, viewpoints, or beliefs

اختلافنظر داشتن
خواهر و برادرها اغلب در مورد اینکه برای تعطیلات خانوادگی به کجا بروند، اختلاف نظر داشتند.
to cause disagreement among people

باعث تفرقه شدن, نفاق افکندن، جدایی انداختن، چنددستگی ایجاد کردن
بحث بر سر اصلاحات آموزشی، والدین و مربیان را تقسیم کرده است.
to give special attention or importance to something

تأکید کردن
استفاده او از سکوت در سخنرانی تأکید بر جدیت وضعیت کرد و مخاطبان را در سکوتی تأملی گذاشت.
to no longer be friends with someone as a result of an argument

قطع ارتباط کردن, مشاجره کردن
سوءتفاهمها درباره یک پروژه باعث شد همکاران با هم اختلاف پیدا کنند و جداگانه کار کنند.
to agree with or be suitable for a particular thing

قابل قبول بودن
شخصیت او کاملاً با فرهنگ شرکت سازگار نیست.
to have a specific opinion or belief about someone or something

باوری خاص داشتن, عقیدهای خاص داشتن
جامعه نسبت به قهرمان محلی خود محبت زیادی دارد.
to reach an opinion or decision based on available evidence and one's understanding of the matter

استنباط کردن, نتیجهگیری کردن
معلمان اغلب از دانشآموزان میخواهند که معنی کلمات را از استنباط کنند.
to value something or someone's good qualities

قدر دانستن, ارزش قائل شدن
آنها قدردانی میکنند از اهمیت تاریخی ویرانههای باستانی.
to not appreciate a person or thing because one thinks one will never lose them

قدر ندانستن, اهمیت ندادن و نادیده گرفتن
قدر مهربانیاش را ندانست تا وقتی که دیگر کمکش نکرد.
a conclusion one reaches from the existing evidence or known facts

استنباط, استنتاج
معلم دانشآموزان را تشویق کرد تا در حین خواندن، استنباط را تمرین کنند تا مهارتهای درک مطلب خود را تقویت کنند.
not done in a complete or thorough way

سطحی
او قبل از ادامه، نگاهی سطحی به مسئله انداخت، بدون اینکه آن را کاملاً درک کند.
used to express an individual's opinion on a particular matter

از دیدگاه کسی
to not to be able to approve or accept someone or something

مخالف بودن, مشکل داشتن
used to summarize or describe something briefly

بهطور خلاصه, مختصراً
used to introduce one's personal opinion or perspective on a topic, emphasizing on the fact that it is their personal view

اگر از من میپرسی, بهنظر من