واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - کالبدشناسی انسان

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد خانواده و روابط، مانند "بزاق"، "سگ"، "لوب" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون TOEFL مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL
trachea [اسم]
اجرا کردن

نای

Ex: The doctor used a bronchoscope to examine the trachea and check for any abnormalities or blockages .

پزشک از یک برونکوسکوپ برای معاینه نای و بررسی هرگونه ناهنجاری یا انسداد استفاده کرد.

respiration [اسم]
اجرا کردن

تنفس

Ex: The control of respiration involves both voluntary and involuntary mechanisms .

کنترل تنفس شامل مکانیسم‌های داوطلبانه و غیرداوطلبانه می‌شود.

larynx [اسم]
اجرا کردن

حنجره

Ex: The ENT specialist performed a laryngoscopy to examine the larynx and assess the condition of the vocal cords .

متخصص گوش و حلق و بینی یک لارنگوسکوپی انجام داد تا حنجره را بررسی کند و وضعیت تارهای صوتی را ارزیابی کند.

saliva [اسم]
اجرا کردن

بزاق

Ex:

دهان سگ آب افتاد در حالی که صاحبش در حال آماده کردن خوراکی مورد علاقه اش بود، بزاق روی زمین می چکید.

taste bud [اسم]
اجرا کردن

جوانه چشایی

Ex:

حس چشایی زمانی آغاز می‌شود که مولکول‌های غذا با گیرنده‌های روی پرزهای چشایی تعامل می‌کنند و سیگنال‌هایی را برای تفسیر به مغز می‌فرستند.

incisor [اسم]
اجرا کردن

دندان پیشین

Ex: She felt sensitivity in her incisors when consuming hot or cold food and drinks .

او هنگام مصرف غذا و نوشیدنی‌های گرم یا سرد، حساسیت در دندان‌های پیشین خود احساس کرد.

enamel [اسم]
اجرا کردن

مینای دندان

Ex:

مینای دندان سخت‌ترین ماده در بدن انسان است، حتی از استخوان هم قوی‌تر است.

nostril [اسم]
اجرا کردن

سوراخ بینی

Ex: After the cold , her nostrils were stuffed up and she could barely breathe through them .

پس از سرما، سوراخ‌های بینی او گرفته شده بود و به سختی می‌توانست از طریق آنها نفس بکشد.

nasal [صفت]
اجرا کردن

مربوط به بینی

Ex:

پزشک حفره بینی را برای یافتن علائم عفونت یا انسداد بررسی کرد.

phlegm [اسم]
اجرا کردن

بلغم

Ex: The color and consistency of phlegm can provide clues about the underlying cause of respiratory symptoms .

رنگ و قوام خلط می‌تواند سرنخ‌هایی درباره علت اصلی علائم تنفسی ارائه دهد.

scalp [اسم]
اجرا کردن

کف سر

Ex:

آفتاب سوختگی شدید پوست سر او را قرمز و دردناک گذاشت، به او یادآوری کرد که دفعه بعد کلاه بپوشد.

sinus [اسم]
اجرا کردن

سینوس (کالبدشناسی)

Ex: CT scans showed fluid buildup in the sinuses .
lobe [اسم]
اجرا کردن

لوب (کالبدشناسی)

Ex: The right lung consists of three lobes : the upper , middle , and lower lobes .

ریه راست از سه لوب تشکیل شده است: لوب بالایی، میانی و پایینی.

cortex [اسم]
اجرا کردن

قشر (مغز)

Ex:

کورتکس بینایی، که در لوب پس سری قرار دارد، اطلاعات بصری دریافت شده از چشم‌ها را پردازش می‌کند.

pupil [اسم]
اجرا کردن

مردمک (چشم)

Ex: The teacher noticed that the student 's pupils were dilated , indicating possible drug use .

معلم متوجه شد که مردمک چشم دانش‌آموز گشاد شده است، که نشان‌دهنده احتمال مصرف مواد مخدر است.

iris [اسم]
اجرا کردن

عنبیه

Ex: The unique patterns on the iris , known as the iris crypts and furrows , can be used for biometric identification .

الگوهای منحصر به فرد روی عنبیه، که به عنوان کریپت‌ها و شیارهای عنبیه شناخته می‌شوند، می‌توانند برای شناسایی بیومتریک استفاده شوند.

retina [اسم]
اجرا کردن

شبکیه چشم

Ex: Damage to the retina , such as in age-related macular degeneration , can lead to vision loss or distortion .

آسیب به شبکیه، مانند دژنراسیون ماکولا وابسته به سن، می‌تواند منجر به از دست دادن یا تحریف بینایی شود.

cornea [اسم]
اجرا کردن

قرنیه

Ex: Injuries or infections affecting the cornea can cause pain , blurred vision , and sensitivity to light .

آسیب‌ها یا عفونت‌های تأثیرگذار بر قرنیه می‌توانند باعث درد، تاری دید و حساسیت به نور شوند.

eardrum [اسم]
اجرا کردن

پرده گوش

Ex:

پرده گوش سوراخ شده، یا پارگی پرده صماخ، ممکن است نیاز به درمان پزشکی برای جلوگیری از عفونت و تسریع بهبودی داشته باشد.

trunk [اسم]
اجرا کردن

بالاتنه

Ex:

مارها اندام ندارند، اما بدن آنها تنه‌های درازی است که به آنها امکان می‌دهد به راحتی روی سطوح مختلف بخزند و حرکت کنند.

abdomen [اسم]
اجرا کردن

شکم

Ex: He noticed a faint bruise forming on his abdomen , a reminder of the impact from his fall earlier that day .

او متوجه کبودی خفیفی شد که روی شکمش در حال شکل گیری بود، یادآوری از ضربه ناشی از افتادنش در آن روز.

bile [اسم]
اجرا کردن

صفرا

Ex: Blockage of the bile ducts can lead to a buildup of bile in the liver , causing jaundice and impairing digestion .

انسداد مجاری صفراوی می‌تواند منجر به تجمع صفرا در کبد شود، که باعث زردی و اختلال در هضم می‌شود.

bladder [اسم]
اجرا کردن

مثانه

Ex: He drank a lot of water , ensuring his bladder stayed healthy and functioning well .

او مقدار زیادی آب نوشید، اطمینان حاصل کرد که مثانه او سالم و به خوبی عمل می‌کند.

gland [اسم]
اجرا کردن

غده

Ex:

غده‌های عرق، عرق را برای کمک به تنظیم دمای بدن آزاد می‌کنند.

pancreas [اسم]
اجرا کردن

پانکراس

Ex: Pancreatitis is a condition characterized by inflammation of the pancreas , often caused by gallstones , alcohol consumption , or certain medications .

پانکراتیت وضعیتی است که با التهاب لوزالمعده مشخص می‌شود، که اغلب ناشی از سنگ‌های صفراوی، مصرف الکل یا برخی داروها است.

spleen [اسم]
اجرا کردن

طحال

Ex: Enlargement of the spleen , known as splenomegaly , can occur due to various conditions , including infections , liver disease , or blood disorders .

بزرگ شدن طحال، که به عنوان اسپلنومگالی شناخته می‌شود، می‌تواند به دلیل شرایط مختلفی از جمله عفونت‌ها، بیماری کبدی یا اختلالات خونی رخ دهد.

colon [اسم]
اجرا کردن

روده بزرگ

Ex: Disorders of the colon , such as diverticulitis , ulcerative colitis , and colorectal cancer , can cause abdominal pain , changes in bowel habits , and other symptoms .

اختلالات روده بزرگ، مانند دیورتیکولیت، کولیت اولسراتیو و سرطان کولورکتال، می‌توانند باعث درد شکم، تغییر در عادات روده و سایر علائم شوند.

bowel [اسم]
اجرا کردن

روده

Ex: The large bowel absorbs water from undigested food before excretion .

روده بزرگ آب را از غذای هضم نشده قبل از دفع جذب می‌کند.

pelvis [اسم]
اجرا کردن

لگن خاصره

Ex:

پزشک لگن بیمار را برای ارزیابی میزان آسیب معاینه کرد.

womb [اسم]
اجرا کردن

رحم

Ex: The surrogate mother carried the couple 's embryo in her womb , eagerly anticipating the arrival of their child .

مادر جایگزین جنین زوج را در رحم خود حمل کرد و با اشتیاق فراوان منتظر arrival کودکشان بود.

cervix [اسم]
اجرا کردن

دهانه رحم

Ex: The cervix dilates during labor to allow the baby to pass through the birth canal .

دهانه رحم در هنگام زایمان گشاد می‌شود تا نوزاد بتواند از کانال زایمان عبور کند.

uterus [اسم]
اجرا کردن

رحم

Ex: Fibroids are benign growths that can develop in the uterus .

فیبروئیدها رشدهای خوش‌خیمی هستند که می‌توانند در رحم ایجاد شوند.

ovary [اسم]
اجرا کردن

تخمدان

Ex:

دامپزشک جراحی را برای برداشتن تومور از تخمدان سگ انجام داد و سلامت و رفاه او را بهبود بخشید.

urethra [اسم]
اجرا کردن

مجرای ادرار

Ex: The length of the urethra differs between males and females , with males typically having a longer urethra .

طول مجرای ادرار بین مردان و زنان متفاوت است، با این حال مردان معمولاً مجرای ادرار طولانی‌تری دارند.

renal [صفت]
اجرا کردن

کلیوی

Ex:

نارسایی کلیوی می‌تواند منجر به تجمع سموم در بدن شود.

intestinal [صفت]
اجرا کردن

روده‌ای

Ex: Intestinal inflammation , such as in Crohn 's disease or ulcerative colitis , can cause abdominal pain , diarrhea , and other gastrointestinal symptoms .

التهاب روده‌ای، مانند بیماری کرون یا کولیت اولسراتیو، می‌تواند باعث درد شکم، اسهال و سایر علائم گوارشی شود.

canine [اسم]
اجرا کردن

دندان نیش

Ex:

دندان نیش در فرآیند هضم کمک می‌کند.

antibody [اسم]
اجرا کردن

پادتن

Ex:

پادتن‌های مونوکلونال برخی سرطان‌ها را درمان می‌کنند.

bone marrow [اسم]
اجرا کردن

مغز استخوان

Ex: Bone marrow transplants are used to treat various blood disorders , cancers , and immune system disorders by replacing damaged or diseased bone marrow with healthy marrow from a donor .

پیوند مغز استخوان برای درمان اختلالات مختلف خونی، سرطان‌ها و اختلالات سیستم ایمنی با جایگزینی مغز استخوان آسیب دیده یا بیمار با مغز استخوان سالم از یک اهداکننده استفاده می‌شود.