واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - Communication

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد ارتباطات، مانند "حامل"، "EMS"، "هات اسپات" و غیره را که برای آزمون تافل مورد نیاز است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL
ADSL [اسم]
اجرا کردن

خط اشتراک دیجیتال نامتقارن

Ex: ADSL technology allows for faster Internet speeds compared to traditional dial-up connections .

فناوری ADSL امکان دسترسی به اینترنت با سرعت بالاتر را در مقایسه با اتصالات دایال-آپ سنتی فراهم می‌کند.

carrier [اسم]
اجرا کردن

شرکت خدمات ارتباطی

Ex: Carriers deploy 5 G technology to deliver faster Internet speeds and low-latency connections .

اپراتورها فناوری 5G را برای ارائه سرعت اینترنت سریع‌تر و اتصالات با تأخیر کم مستقر می‌کنند.

area code [اسم]
اجرا کردن

پیش‌شماره

Ex: She had to look up the area code for that part of the country before making the call .

او مجبور شد کد منطقه را برای آن قسمت از کشور قبل از برقراری تماس جستجو کند.

extension [اسم]
اجرا کردن

تلفن فرعی

Ex: The technician tested the phone lines to ensure each extension was properly connected .

تکنسین خطوط تلفن را آزمایش کرد تا مطمئن شود که هر اکستنشن به درستی متصل شده است.

caller ID [اسم]
اجرا کردن

نمایش تماس‌گیرنده

Ex: He ignored the call when the caller ID showed an unknown number .

او تماس را نادیده گرفت وقتی که شناسه تماس گیرنده شماره ناشناسی را نشان داد.

اجرا کردن

انتظار تماس

Ex: She had to put me on hold because of call waiting , but then she came back to finish our conversation .

او مجبور شد به خاطر انتظار تماس من را در حالت انتظار قرار دهد، اما بعداً برگشت تا مکالمهمان را تمام کند.

domain [اسم]
اجرا کردن

دامنه

Ex: Users can search for available domains using domain registration services to find the perfect match for their website .

کاربران می‌توانند با استفاده از خدمات ثبت دامنه، دامنه‌های موجود را جستجو کنند تا بهترین گزینه را برای وب‌سایت خود پیدا کنند.

HTML [اسم]
اجرا کردن

زبان نشانه گذاری فرامتن

EMS [اسم]
اجرا کردن

سرویس پیام‌رسانی پیشرفته

Ex: I received an EMS from my friend that included a funny video clip .

من یک EMS از دوستم دریافت کردم که شامل یک کلیپ ویدیویی خنده دار بود.

hypertext [اسم]
اجرا کردن

ابرمتن

Ex: Clicking on hypertext links takes users to relevant websites , articles , or multimedia content .

کلیک بر روی لینک‌های هایپرتکست کاربران را به وبسایت‌ها، مقالات یا محتوای چندرسانه‌ای مرتبط هدایت می‌کند.

IP address [اسم]
اجرا کردن

آدرس آی‌پی

Ex:

IPv6 استخر آدرس‌های IP موجود را گسترش می‌دهد تا تعداد روزافزون دستگاه‌های متصل به اینترنت را در خود جای دهد.

اجرا کردن

ارائه‌دهنده خدمات اینترنتی

Ex:

من باید با ارائه دهنده خدمات اینترنت خود تماس بگیرم زیرا اتصال اینترنت من اخیراً بسیار کند شده است.

hotspot [اسم]
اجرا کردن

مکانی عمومی مجهز به اینترنت برای کاربران

Ex: The hotel lobby offers free Wi-Fi hotspot service for guests staying at the property .

لابی هتل خدمات رایگان هات اسپات وای‌فای را برای مهمانانی که در ملک اقامت دارند ارائه می‌دهد.

MMS [اسم]
اجرا کردن

خدمات پیام چندرسانه‌ای

Ex: She quickly sent an MMS with the map to help me find her house .

او به سرعت یک ام ام اس با نقشه فرستاد تا به من کمک کند خانه‌اش را پیدا کنم.

telegraph [اسم]
اجرا کردن

تلگراف

Ex: He visited the museum to learn about the history of the telegraph and its impact on communication .

او از موزه بازدید کرد تا درباره تاریخ تلگراف و تأثیر آن بر ارتباطات بیاموزد.

intercom [اسم]
اجرا کردن

آوابر

Ex:

سیستم اینترکام در مدرسه امکان پخش اعلان‌ها به تمام کلاس‌ها را به طور همزمان فراهم کرد.

اجرا کردن

تله‌کنفرانس

Ex: Participants logged into the teleconference using a secure link provided by the organizer .

شرکت‌کنندگان با استفاده از لینک امن ارائه شده توسط برگزارکننده، وارد کنفرانس از راه دور شدند.

payphone [اسم]
اجرا کردن

تلفن عمومی

Ex: The payphone booth on the corner was a relic of the past , rarely used in the age of smartphones .

غرفه تلفن عمومی در گوشه خیابان، یادگاری از گذشته بود که در عصر گوشی‌های هوشمند به ندرت استفاده می‌شد.

ad blocker [اسم]
اجرا کردن

مسدودکننده تبلیغات (نرم‌افزار)

cookie [اسم]
اجرا کردن

کوکی

Ex: She disabled third-party cookies in her browser settings to enhance her online privacy .

او کوکی‌های شخص ثالث را در تنظیمات مرورگر خود غیرفعال کرد تا حریم خصوصی آنلاین خود را افزایش دهد.

to bounce [فعل]
اجرا کردن

برگشت خوردن (ایمیل)

Ex: The server issues caused several emails to bounce , creating a delay in communication .

مشکلات سرور باعث برگشت چندین ایمیل شد و تاخیری در ارتباطات ایجاد کرد.

to ping [فعل]
اجرا کردن

سرعت اینترنت را سنجیدن

Ex: If you suspect a network problem , you can ping the router to verify the connection .

اگر مشکوک به مشکل شبکه هستید، می‌توانید پینگ روتر را برای تأیید اتصال انجام دهید.

carbon copy [اسم]
اجرا کردن

رونوشت

Ex:

در آداب ایمیل، مهم است که از کپی کربن به طور مناسب استفاده کنید تا طرف‌های مربوطه را مطلع نگه دارید.

handle [اسم]
اجرا کردن

نام کاربری

Ex: The celebrity 's handle has millions of followers , making them a prominent influencer .

نام کاربری سلبریتی میلیون‌ها دنبال‌کننده دارد، که آن‌ها را به یک تأثیرگذار برجسته تبدیل می‌کند.

hashtag [اسم]
اجرا کردن

هشتگ

Ex: She searched for the hashtag # FitnessJourney to find workout tips .

او هشتگ #FitnessJourney را جستجو کرد تا نکات تمرینی پیدا کند.

hotline [اسم]
اجرا کردن

خط تلفن ویژه

Ex: Crisis hotlines operate 24/7 to ensure immediate assistance for those in need .

خطوط بحران به صورت 24 ساعته و 7 روز هفته فعال هستند تا کمک فوری به نیازمندان ارائه دهند.

spammer [اسم]
اجرا کردن

ارسال‌کننده هرزنامه

troll [اسم]
اجرا کردن

آزارگر اینترنتی

Ex:

ترول‌ها اغلب برای اجتناب از پاسخگویی پشت حساب‌های ناشناس پنهان می‌شوند.

to lurk [فعل]
اجرا کردن

فقط مشاهده کردن

Ex: Do n't just lurk ; join the conversation !

فقط لرک نکنید؛ به گفتگو بپیوندید!