سطح فوق متوسط - تناسب اندام و تمرین
واژگان را برای صحبت در مورد تناسب اندام، تمرینات، آموزش و آمادگی جسمانی یاد بگیرید.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
plan organisé d'actions pour atteindre un objectif précis

برنامه, پروژه
این برنامه به منظور بهبود آموزش طراحی شده است.
mouvement ou série de mouvements réalisés pour entretenir ou développer la condition physique

تمرین, ورزش
معلمان تربیت بدنی تمرینات مختلفی را نشان میدهند.
série d'exercices réalisés pour préparer le corps à l'activité physique ou au sport

گرم کردن بدن (قبل از ورزش)
بازیکنان یک گرم کردن ده دقیقهای قبل از مسابقه انجام میدهند.
activité physique pour renforcer les muscles

پرورش اندام
بدنسازی به افزایش توده عضلانی کمک میکند.
poids utilisé pour l'entraînement musculaire ou la musculation

وزنه, هالتر، دمبل
دمبلها پس از تمرین روی پایه قرار میگیرند.
exercice physique visant à améliorer l'endurance et la santé du cœur

(ورزش) هوازی
کاردیو برای تقویت قلب و ریهها ضروری است.
exercices visant à renforcer les muscles du ventre

دراز نشست
تمرینات شکم بخشی از روال تمرین قدرتی او هستند.
capacité du corps à effectuer des mouvements larges et souples

نرمش, انعطافپذیری، قابلیت انعطاف
او هر صبح با حرکات کششی روی انعطافپذیری خود کار میکند.
lieu équipé pour pratiquer des activités sportives ou physiques

سالن ورزشی, باشگاه ورزش
باشگاه ورزشی با تجهیزات مدرن برای تمرین مجهز شده است.
capacité à supporter la fatigue ou les efforts prolongés

استقامت, طاقت، تحمل
او هر روز در باشگاه روی استقامت خود کار میکند.
la capacité de produire un effort physique ou de résister à une pression

نیرو, قدرت، زور
قدرت باد چند درخت را از ریشه درآورد.
état stable où les forces s'annulent

تعادل, توازن
گربهها از دم خود برای حفظ تعادل استفاده میکنند.
