سطح بالای متوسط - Veränderung
اینجا، شما کلمات تغییر مانند دگرگونی، تغییر، توسعه، سازگاری و تجدید را یاد میگیرید، که برای زبانآموزان سطح B2 آماده شدهاند.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
Der Prozess oder Ergebnis, wenn etwas anders wird oder gemacht wird

تغییر, دگرگونی
تغییرات کند اغلب پایدارتر هستند.
Veränderung oder Entwicklung über die Zeit

دگرگونی, تغییر
تغییر مد به طور مداوم رخ میدهد.
Ein Austausch oder eine Änderung von etwas

تغییر
تغییر بین روز و شب به صورت روزانه رخ میدهد.
Die Fähigkeit, sich an neue Bedingungen zu gewöhnen

سازگاری, انطباق
سازگاری به بقا کمک میکند.
Ein Prozess des Wachstums oder der Veränderung

رشد, توسعه
توسعه اقتصادی بر کشور تأثیر میگذارد.
Etwas Neues oder eine Veränderung, die eingeführt wird

نوآوری, ابتکار
به لطف نوآوری، همه چیز سریعتر کار میکند.
Sich selbst oder etwas verändert sich, es wird anders

تغییر کردن
وضعیت برای بهتر شدن تغییر کرده است.
In eine andere Form oder einen anderen Zustand übergehen

عوض شدن, تغییر کردن
قوانین هر سال تغییر میکنند.
Sich allmählich verändern oder in etwas anderes übergehen

تغییر کردن, دگرگون شدن
جامعه به طور مداوم تغییر میکند.
Sich verändern

تغییر کردن
وضعیت ناگهانی تغییر کرد.
Etwas herstellen

توسعه دادن, تولید کردن
Etwas wieder neu machen oder ersetzen

نو کردن, تجدید کردن، نوسازی کردن
شرکت به طور منظم تجهیزات خود را تجدید میکند.
Nicht immer gleich, ändert sich oft

متغیر
آبوهوای متغیر برنامهریزی را دشوار میکند.
Etwas, das sich nicht ändern lässt

تغییرناپذیر, غیرقابل تغییر، ثابت
ارزشهای تغییرناپذیر برای جامعه مهم هستند.
Das Größer-, Stärker- oder Intensiverwerden von etwas

افزایش, پیشرفت
افزایش تقاضا منجر به قیمتهای بالاتر شد.
Ständiges Wechseln oder Schwanken von etwas

نوسان, تغییر، افت و خیز
نوسان در بازار بر قیمتها تأثیر میگذارد.
Ein wichtiger Moment, an dem sich etwas entscheidend ändert

نقطه عطف
بعد از نقطه عطف، همه چیز بهتر شد.
Etwas verändern, sodass es anders aussieht oder funktioniert

تغییر دادن, عوض کردن
پارک بازطراحی شد تا مدرنتر به نظر برسد.
Etwas in eine andere Form bringen

تغییر دادن, تغییر شکل دادن
در جریان آهنگری، آهن بازشکلدهی میشود.
Etwas verändern oder anpassen, meist kleine Änderungen vornehmen

تا حدی) تغییر دادن)
دستگاه برای هدف جدید اصلاح شد.
