واژگان برای ارزش‌ها و مفاهیم اخلاقی به آلمانی

اینجا، شما کلماتی برای ارزش‌ها و مفاهیم اخلاقی مانند کرامت، عدالت، صداقت و مسئولیت یاد می‌گیرید، که برای زبان‌آموزان سطح B2 آماده شده‌اند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
سطح بالای متوسط
die Würde [اسم]
اجرا کردن

کرامت

Ex: Die Würde darf nicht verletzt werden.

کرامت نباید نقض شود.

اجرا کردن

عدالت

Ex: Sie kämpft für Gerechtigkeit.

او برای عدالت می‌جنگد.

اجرا کردن

صداقت

Ex: Sie schätzt Ehrlichkeit sehr.

او به صداقت بسیار اهمیت می‌دهد.

اجرا کردن

کمک‌رسانی

Ex: In dieser Gemeinde gibt es eine große Hilfsbereitschaft.

در این جامعه آمادگی زیادی برای کمک وجود دارد.

اجرا کردن

تواضع

Ex: Er zeigt viel Bescheidenheit trotz seines Erfolgs.

او علیرغم موفقیتش فروتنی زیادی نشان می‌دهد.

اجرا کردن

اعتبار

Ex: Ihre Zuverlässigkeit macht sie beliebt.

قابلیت اطمینان او او را محبوب می‌کند.

moralisch [صفت]
اجرا کردن

اخلاقی

Ex: Moralische Werte sind wichtig im Leben.

ارزش‌های اخلاقی در زندگی مهم هستند.

ehrlich [صفت]
اجرا کردن

منصفانه

Ex: Sie hat ehrliche Absichten.

او نیات صادقانه‌ای دارد.

اجرا کردن

وظیفه‌شناس

Ex: Ein verantwortungsvoller Lehrer kümmert sich um alle Schüler.

یک معلم مسئولیت‌پذیر از همه دانش‌آموزان مراقبت می‌کند.

anständig [صفت]
اجرا کردن

محترم

Ex: Sie lebt ein anständiges Leben.

او یک زندگی محترمانه را می‌گذراند.

اجرا کردن

صداقت

Ex: Aufrichtigkeit ist in jeder Beziehung wichtig.

صداقت در هر رابطه‌ای مهم است.

die Habgier [اسم]
اجرا کردن

طمع

Ex: Habgier kann Menschen zerstören.

طمع می‌تواند مردم را نابود کند.

der Verrat [اسم]
اجرا کردن

خیانت

Ex: Sie empfand seine Weitergabe von Firmendaten als persönlichen Verrat.

او اشتراک‌گذاری داده‌های شرکت را یک خیانت شخصی دانست.

اجرا کردن

کینه‌جویی

Ex: Rachsucht zerstört oft Freundschaften.

کینه‌توزی اغلب دوستی‌ها را نابود می‌کند.

اجرا کردن

غرور

Ex: Sie zeigte viel Arroganz, obwohl sie wenig wusste.

او غرور زیادی نشان داد، اگرچه کم می‌دانست.

aufrichtig [صفت]
اجرا کردن

صادق

Ex: Ihre aufrichtigen Worte berührten mich.

کلمات صادقانه او مرا تحت تأثیر قرار داد.

redlich [صفت]
اجرا کردن

صادق

Ex: Sie ist eine redliche Person.

او یک فرد درستکار است.

verlogen [صفت]
اجرا کردن

دروغگو

Ex: Ihre verlogenen Ausreden überzeugen niemanden.

بهانه‌های دروغین او هیچ‌کس را متقاعد نمی‌کند.

سطح بالای متوسط
ویژگی‌های انسانی ویژگی‌ها و مشخصات خاص احساسات و عواطف انواع جدایی و پایان روابط
لباس و ظاهر Heim حرفه‌ها، دنیای کار و اقتصاد حرکات بدنی و وضعیت بدن
ورزش و تجهیزات ورزش Reisen توضیح مکان‌ها
حمل و نقل Natur حیوانات و حیوانات خانگی آب و هوا و اقلیم
حفاظت از محیط زیست و طبیعت علوم پایه Mathematik Technologie
Astronomie پزشکی و بیماری‌ها سلامت روان و روانشناسی تغذیه و رژیم‌شناسی
Religion Politik Recht تنظیم و انضباط
جرم اینترنت و رسانه‌های اجتماعی Kommunikation استدلال و بحث
رسانه‌ها و اخبار عشق و روابط زندگی و زندگینامه اجتماعی
دانش و درک ادبیات و کتاب‌ها فرآیندهای ذهنی موفقیت، شکست و انگیزه
اوقات فراغت و فعالیت‌ها موافقت و مخالفت جامعه و فرهنگ رویدادها و حوادث
Verhalten ادراک و حواس تئاتر و هنر سینما اعضای بدن و آناتومی
مالی و اقتصاد زمان و مراجع زمانی آکادمی و تحصیلات امکانات
ارزیابی ذهنی منطق و عقل هنر و طراحی ابزارها و وسایل
خواب و استراحت اصطلاحات و ضرب‌المثل‌ها معماری شهری و جاذبه‌های گردشگری ساختار و ترکیب
پیوندها و اتصالات ماوراءالطبیعه و عرفان مبادله و تجارت اسناد و پیوست‌ها
فوریت و فشار زمان کشاورزی و محیط زیست تحریک حسی و عاطفی تولید و محصولات
فریب و گمراهی مالکیت و تصرف در دسترس بودن و منابع زندگی حرفهای و شغلی
نظامی و دفاع آمار و تحلیل داده‌ها Sprache تنظیمات و نظرات
مواد و پارچه‌ها ترس‌ها و فوبیاها صداهای حیوانات کشورها و قاره‌ها
غذاها و خوراک‌ها مواد و استفاده از آنها ارزش‌ها و مفاهیم اخلاقی Veränderung
درد، بیماری و جراحی Migration Philosophie پست و تلفن
درجه شدت میوه‌ها