واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL - صنعت سرگرمی

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد صنعت سرگرمی، مانند "کامئو"، "کلوزآپ"، "بک لات" و غیره را که برای آزمون TOEFL لازم است، یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان سطح پیشرفته برای TOEFL
ad lib [اسم]
اجرا کردن

دیالوگ فی‌البداهه

Ex: The director encouraged the cast to experiment with ad libs during rehearsals , hoping to discover fresh and authentic moments to enhance the play .

کارگردان بازیگران را تشویق کرد تا در طول تمرین‌ها با بداهه‌گویی آزمایش کنند، به امید کشف لحظه‌های تازه و اصیل برای بهبود نمایش.

cameo [اسم]
اجرا کردن

حضور افتخاری

Ex:

طرفداران مشتاقانه منتظر کامئوها در فیلم بودند، سعی می‌کردند بازیگران معروفی را که در نقش‌های کوچک پنهان شده بودند، پیدا کنند.

cliffhanger [اسم]
اجرا کردن

پایان نفس‌گیر

Ex: Each episode of the television series ended with a cliffhanger , keeping viewers engaged and invested in the ongoing narrative arc .

هر قسمت از سریال تلویزیونی با یک cliffhanger به پایان می‌رسید، بینندگان را درگیر و سرمایه‌گذاری شده در قوس روایی جاری نگه می‌داشت.

closeup [اسم]
اجرا کردن

نمای نزدیک

Ex: The closeup of the character 's hands added intimacy and authenticity to the portrayal of their actions .

نمای نزدیک از دست‌های شخصیت، صمیمیت و اصالت را به تصویر کشیدن اعمالشان اضافه کرد.

soliloquy [اسم]
اجرا کردن

تک‌گویی (تئاتر)

Ex: In the midst of turmoil , the protagonist delivered a powerful soliloquy , grappling with conflicting emotions and existential questions .

در میان آشوب، شخصیت اصلی یک تک‌گویی قدرتمند ارائه داد، در حالی که با احساسات متضاد و سوالات وجودی دست و پنجه نرم می‌کرد.

entr'acte [اسم]
اجرا کردن

میان‌پرده (در نمایش، اپرا و...)

اجرا کردن

میان‌پرده

Ex: During the intermission , patrons enjoyed refreshments in the theater lobby .

در طول میان‌پرده، تماشاگران از تنقلات در لابی تئاتر لذت بردند.

denouement [اسم]
اجرا کردن

صحنه آخر (نمایشنامه، فیلم یا داستان)

Ex: The author ’s skillful denouement ensured that every question was answered by the end of the novel .

گره‌گشایی ماهرانه نویسنده اطمینان داد که هر سوالی تا پایان رمان پاسخ داده شود.

green room [اسم]
اجرا کردن

اتاق پشت‌صحنه

Ex: The green room buzzed with excitement and nervous energy as the cast awaited their cues to take the stage .

اتاق سبز از هیجان و انرژی عصبی پر بود در حالی که بازیگران منتظر نشانه‌های خود برای رفتن به روی صحنه بودند.

backlot [اسم]
اجرا کردن

شهرک سینمایی

Ex: The backlot served as a blank canvas for filmmakers , offering endless possibilities for creating immersive worlds and transporting audiences to distant times and places .

بک‌لات به عنوان یک بوم خالی برای فیلمسازان عمل می‌کرد، که امکان‌های بی‌پایانی برای خلق جهان‌های غوطه‌ور و انتقال مخاطبان به زمان‌ها و مکان‌های دور ارائه می‌داد.

dolly [اسم]
اجرا کردن

پایه سیار (دوربین)

اجرا کردن

فیلم‌برداری

Ex: Critics praised the film 's cinematography for its use of light and shadow to enhance the narrative .

منتقدان سینماتوگرافی فیلم را به خاطر استفاده از نور و سایه برای تقویت روایت تحسین کردند.

montage [اسم]
اجرا کردن

مونتاژ

Ex: In the movie montage , the character trained hard to prepare for the championship .

در مونتاژ فیلم، شخصیت سخت تمرین کرد تا برای قهرمانی آماده شود.

اجرا کردن

کمدی رفتارها

Ex: " Metropolitan " humorously portrays New York City socialites in a comedy of manners setting .

Metropolitan به طنز، افراد جامعه نیویورک را در قالب کمدی اخلاقی به تصویر می‌کشد.

farce [اسم]
اجرا کردن

(نمایش یا فیلم) لوده‌گری

Ex: Slipping on a banana peel is a common gag in a theatrical farce .

لغزش روی پوست موز یک شوخی رایج در فارس تئاتری است.

vaudeville [اسم]
اجرا کردن

نمایش چندگانه

Ex: Vaudeville provided a platform for performers of all backgrounds , including African American , Jewish , and immigrant entertainers who faced discrimination in other venues .

وودویل بستری را برای هنرمندان از همه پیشینه‌ها، از جمله هنرمندان آفریقایی-آمریکایی، یهودی و مهاجر که در مکان‌های دیگر با تبعیض مواجه می‌شدند، فراهم کرد.

film noir [اسم]
اجرا کردن

ژانر نوآر

Ex: This film noir tells the story of a detective who investigates the murder of a beautiful woman , only to find himself drawn into a web of obsession and deception .

این فیلم نوآر داستان یک کارآگاه را روایت می‌کند که قتل یک زن زیبا را بررسی می‌کند، فقط تا خود را در تار و پود وسواس و فریب بیابد.

matinee [اسم]
اجرا کردن

اجرای بعدازظهر

Ex: The film 's success was partly attributed to its innovative use of matinee .

موفقیت فیلم تا حدی به استفاده نوآورانه از نمایش های بعدازظهر نسبت داده شد.

whodunit [اسم]
اجرا کردن

جنایی (رمان، داستان، فیلم و غیره)

Ex: At the dinner party , the guests enjoyed a live-action whodunit , participating in a murder mystery game where everyone had to solve the crime .

در مهمانی شام، مهمان‌ها از یک معمای قتل زنده لذت بردند، در یک بازی معمای قتل شرکت کردند که در آن همه باید جنایت را حل می‌کردند.

understudy [اسم]
اجرا کردن

بازیگر ذخیره

Ex: She diligently prepared as the understudy for the protagonist in the upcoming play .

او به عنوان جایگزین نقش اصلی در نمایش آینده با دقت آماده شد.

fourth wall [اسم]
اجرا کردن

دیوار چهارم (در تئاتر)

Ex: By shattering the fourth wall , the comedian created a sense of immediacy and connection with the audience , drawing them into the comedic experience as active participants .

با شکستن دیوار چهارم، کمدین احساسی از بی‌واسطگی و ارتباط با مخاطب ایجاد کرد، آن‌ها را به عنوان شرکت‌کنندگان فعال به تجربه کمدی کشید.

franchise [اسم]
اجرا کردن

مجموعه فیلم‌

Ex: The superhero franchise spans over a dozen films and several spin-off series .

فرنچایز ابرقهرمانی بیش از یک دوجین فیلم و چندین سری اسپین-آف را در بر می‌گیرد.