واژگان ضروری برای GRE - اخبار جهان

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی در مورد اخبار، مانند "تله‌تون"، "اسکوپ"، "برودشیت" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون GRE مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان ضروری برای GRE
اجرا کردن

روزنامه‌نگاری زرد

Ex: The editorials exposed the dangers of yellow journalism in shaping public opinion .

مقاله‌های سرمقاله خطرات روزنامه‌نگاری زرد را در شکل‌دهی به افکار عمومی آشکار کردند.

tabloid [اسم]
اجرا کردن

روزنامه نیم‌قطع

Ex: The tabloid 's front page featured a shocking exposé about a politician 's personal life .

صفحه اول روزنامه زرد یک افشاگری تکان دهنده درباره زندگی شخصی یک سیاستمدار را منتشر کرده بود.

stop press [اسم]
اجرا کردن

خبر فوری

Ex: The newspaper 's website posted a stop press alert , directing readers to the latest updates on the developing story .

وبسایت روزنامه یک هشدار stop press منتشر کرد، خوانندگان را به آخرین به‌روزرسانی‌ها در مورد داستان در حال توسعه هدایت می‌کند.

reportage [اسم]
اجرا کردن

گزارش خبری

Ex: The documentary filmmaker 's reportage highlighted social issues in urban neighborhoods .

گزارش مستندساز مسائل اجتماعی در محله‌های شهری را برجسته کرد.

newsflash [اسم]
اجرا کردن

خبر فوری

Ex: The newsflash warned residents of an approaching hurricane .

فِلاش خبری ساکنان را از نزدیک شدن یک طوفان هشدار داد.

exclusive [اسم]
اجرا کردن

گزارش ویژه

Ex: The journalist broke an exclusive about the company's upcoming merger.

روزنامه‌نگار یک اکسکلوسیو درباره ادغام آینده شرکت منتشر کرد.

commentary [اسم]
اجرا کردن

گزارش (تلویزیون یا رادیو)

Ex: The live stream of the awards ceremony included colorful commentary from the hosts .

پخش زنده مراسم اهدای جوایز شامل توضیحات رنگارنگ مجریان بود.

advertorial [اسم]
اجرا کردن

رپرتاژ آگهی

Ex: The advertorial on healthy eating included tips and recipes , while also promoting a new line of organic food products .

مقاله تبلیغاتی درباره تغذیه سالم شامل نکات و دستورالعمل‌ها بود، در حالی که یک خط جدید از محصولات غذایی ارگانیک را نیز تبلیغ می‌کرد.

broadsheet [اسم]
اجرا کردن

روزنامه قطع بزرگ

Ex: The broadsheet 's arts section reviewed the latest exhibitions and cultural events in the city .

بخش هنری روزنامه جدی آخرین نمایشگاه‌ها و رویدادهای فرهنگی شهر را مرور کرد.

dispatch [اسم]
اجرا کردن

گزارش (رسمی)

Ex: His dispatch provided crucial insights into the humanitarian crisis unfolding overseas .

گزارش او بینش‌های حیاتی در مورد بحران انسانی که در خارج از کشور در حال وقوع است ارائه داد.

to carry [فعل]
اجرا کردن

منتشر کردن

Ex: The sports network will carry the live broadcast of the championship game .

شبکه ورزشی پخش زنده بازی قهرمانی را بر عهده خواهد داشت.

bulletin [اسم]
اجرا کردن

خبر کوتاه

Ex: The hospital posted a bulletin in the lobby with information about visiting hours .

بیمارستان یک بولتن در لابی با اطلاعات درباره ساعات ملاقات پست کرد.

columnist [اسم]
اجرا کردن

ستون‌‌نویس (روزنامه)

Ex: The columnist 's weekly column on technology reviews has a loyal following .

ستون هفتگی ستون‌نویس درباره بررسی‌های فناوری، دنبال‌کنندگان وفاداری دارد.

byline [اسم]
اجرا کردن

کادر نام نویسنده

Ex: The editor decided to remove the byline from the article to maintain the publication 's editorial voice .

ویرایشگر تصمیم گرفت نام نویسنده را از مقاله حذف کند تا صدای تحریریه انتشار را حفظ کند.

censorship [اسم]
اجرا کردن

سانسور

Ex: The filmmaker criticized censorship as limiting artistic expression .

فیلمساز سانسور را به عنوان محدودکننده بیان هنری مورد انتقاد قرار داد.

circulation [اسم]
اجرا کردن

تیراژ

Ex: The magazine has a circulation of 200,000 .

مجله تیراژ 200,000 نسخه دارد.

to embed [فعل]
اجرا کردن

خبرنگار اعزام کردن

Ex: The journalist was embedded with the special forces to report on their missions in the war-torn region .

روزنامه‌نگار با نیروهای ویژه جاسازی شد تا درباره مأموریت‌های آن‌ها در منطقه جنگ‌زده گزارش دهد.

اجرا کردن

محدود پخش کردن

Ex:

در طول همه‌گیری، آنها پخش محدود جلسات توجیهی روزانه را برای آگاه نگه داشتن عموم انجام می‌دادند.

mouthpiece [اسم]
اجرا کردن

سخنگو

Ex: The company hired a public relations firm to serve as its mouthpiece , managing its communication with stakeholders and the media .

شرکت یک شرکت روابط عمومی را به عنوان ناطق استخدام کرد تا ارتباط آن با ذینفعان و رسانه‌ها را مدیریت کند.

newswire [اسم]
اجرا کردن

سرویس خبری (فراهم‌کننده تازه‌ترین اخبار)

Ex: Subscribing to a newswire allows businesses to stay informed about industry trends and developments .

اشتراک در یک سرویس خبری به کسب‌وکارها امکان می‌دهد تا از روندها و تحولات صنعت مطلع بمانند.

obituary [اسم]
اجرا کردن

آگهی تسلیت

Ex: The obituary included details about the funeral arrangements and memorial service for those wishing to pay their respects .

اطلاعیه درگذشت شامل جزئیاتی درباره ترتیب‌های تدفین و مراسم یادبود برای کسانی بود که مایل به ادای احترام بودند.

paparazzi [اسم]
اجرا کردن

عکاس سمج و مزاحم

Ex: The paparazzi 's aggressive pursuit of celebrities has raised concerns about privacy and harassment .

تعقیب تهاجمی افراد مشهور توسط پاپاراتزی نگرانی‌هایی درباره حریم خصوصی و آزار و اذیت ایجاد کرده است.

readership [اسم]
اجرا کردن

مخاطب (روزنامه، مجله و غیره)

Ex: The online publication tracks readership metrics to assess the popularity of articles and topics .

انتشار آنلاین، معیارهای خوانندگان را برای ارزیابی محبوبیت مقالات و موضوعات ردیابی می‌کند.

اجرا کردن

خبرگزاری

Ex: The wire service provided real-time updates on the stock market fluctuations .

سرویس سیمی به‌روزرسانی‌های لحظه‌ای در مورد نوسانات بازار سهام ارائه داد.

viewership [اسم]
اجرا کردن

آمار بینندگان (شبکه یا برنامه تلویزیونی)

Ex: Network executives analyze viewership data to make programming decisions and attract advertisers .

مدیران شبکه داده‌های تماشاگران را تحلیل می‌کنند تا تصمیمات برنامه‌ریزی بگیرند و تبلیغ‌کنندگان را جذب کنند.

to tune in [فعل]
اجرا کردن

گوش دادن (به رادیو)

Ex:

مطمئن شوید که هفته آینده برای یک مصاحبه انحصاری با نویسنده تنظیم کنید.

telethon [اسم]
اجرا کردن

رویداد خیریه تلویزیونی

Ex: Corporate sponsors contributed matching funds during the telethon to maximize donations .

حامیان شرکتی در طول تلتون کمک‌های مالی مطابقی را برای حداکثر کردن کمک‌های مالی ارائه دادند.

scoop [اسم]
اجرا کردن

خبر دست‌اول

Ex: The editor praised the reporter for her scoop on the local election results , which was picked up by national news outlets .

ویراستار از خبرنگار به خاطر اکتشاف او در مورد نتایج انتخابات محلی تقدیر کرد، که توسط رسانه‌های ملی پوشش داده شد.

rerun [اسم]
اجرا کردن

بازپخش (برنامه)

Ex: The network scheduled a rerun of last season 's finale due to popular demand .

شبکه به دلیل تقاضای عمومی، پخش مجدد فینال فصل گذشته را برنامه‌ریزی کرد.

offprint [اسم]
اجرا کردن

چاپ مجزا

Ex: The professor shared offprints of his latest research findings with students interested in the topic .

پروفسور پرینت‌های جداگانه از آخرین یافته‌های تحقیقاتی خود را با دانشجویان علاقه‌مند به موضوع به اشتراک گذاشت.

anchor [اسم]
اجرا کردن

گوینده (خبر)

Ex: The anchor kept viewers informed during the storm with updates from the field reporters .

گوینده بینندگان را در طول طوفان با به‌روزرسانی‌های گزارشگران میدانی مطلع نگه داشت.

newscaster [اسم]
اجرا کردن

مجری خبری (تلویزیون و رادیو)

Ex: The seasoned newscaster anchored the evening news with authority and clarity .

گوینده خبر با تجربه، اخبار عصر را با اقتدار و وضوح ارائه داد.

contributor [اسم]
اجرا کردن

نویسنده (روزنامه و مجله)

Ex: The editor-in-chief praised the contributions of the staff writers and external contributors .

سردبیر از مشارکت نویسندگان کارکنان و مشارکت‌کنندگان خارجی قدردانی کرد.

back issue [اسم]
اجرا کردن

نسخه قدیمی (روزنامه و مجله)

Ex: The newspaper website offers digital access to back issues dating back several decades .

وبسایت روزنامه دسترسی دیجیتالی به شماره‌های قدیمی که به چندین دهه قبل برمی‌گردد را ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

خبرنگار اعزامی

Ex:

پوشش خبرنگار خارجی در مورد فاجعه طبیعی، بینش‌های ارزشمندی در مورد بحران بشردوستانه ارائه کرد.