تصمیم و کنترل - نیرو و تعهد
به اصطلاحات انگلیسی درباره نیرو و اجبار شیرجه بزنید، مانند "به گوشه رانده شدن" و "فراخوان وظیفه".
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
به کسی سخت گرفتن
از کمبود به مشکل خوردن
بدون اشتیاق یا تعهد کاری را انجام دادن
حس وظیفه
از ضرورت فضیلت ساختن
یا حرف من رو گوش میدی یا راه باز و جاده دراز
محدودیت
دستور
مربی تیم را جمع کرد و به آنها دستورات راهپیمایی داد و بر نیاز به انضباط و کار تیمی در بازی پیش رو تأکید کرد.