کتاب 'سلوشنز' پیشرفته - واحد 4 - 4H

در اینجا واژگان از واحد 4 - 4H در کتاب Solutions Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "تصور کردن"، "تسلیم شدن"، "دور انداختن"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیشرفته
to address [فعل]
اجرا کردن

مورد خطاب قرار دادن

Ex: The speaker will address the conference attendees , sharing insights on the latest industry trends .

سخنران به شرکت‌کنندگان در کنفرانس خطاب خواهد کرد و بینش‌هایی در مورد آخرین روندهای صنعت به اشتراک خواهد گذاشت.

to advise [فعل]
اجرا کردن

توصیه کردن

Ex: He advised me to read more books to improve my vocabulary and comprehension skills .

او به من توصیه کرد کتاب‌های بیشتری بخوانم تا دایره واژگان و مهارت‌های درک مطلب خود را بهبود بخشم.

to conceive [فعل]
اجرا کردن

ارائه دادن (یک طرح یا ایده)

Ex: To address environmental issues , scientists are working to conceive sustainable technologies .

برای حل مسائل محیط زیستی، دانشمندان در حال کار بر روی تصور فناوری‌های پایدار هستند.

to discard [فعل]
اجرا کردن

دور انداختن

Ex: The chef instructed the kitchen staff to discard vegetables that were past their freshness .

آشپز به کارکنان آشپزخانه دستور داد که سبزیجاتی که تازگی خود را از دست داده‌اند را دور بریزند.

اجرا کردن

توزیع کردن

Ex: They distributed the inheritance among the family members according to the will .

آنها میراث را بین اعضای خانواده بر اساس وصیت تقسیم کردند.

to ensure [فعل]
اجرا کردن

اطمینان حاصل کردن

Ex: The chef is ensuring that each dish meets the restaurant 's standards .

آشپز اطمینان حاصل می‌کند که هر غذا با استانداردهای رستوران مطابقت دارد.

to prove [فعل]
اجرا کردن

اثبات کردن

Ex: Right now , the scientist is proving the concept in the laboratory .

هم اکنون، دانشمند در حال اثبات مفهوم در آزمایشگاه است.

to seek [فعل]
اجرا کردن

به‌ دنبال (چیزی یا کسی) گشتن

Ex: Students often seek information in the library for their research projects .

دانش‌آموزان اغلب برای پروژه‌های تحقیقاتی خود در کتابخانه اطلاعات جستجو می‌کنند.

to submit [فعل]
اجرا کردن

تسلیم شدن

Ex: The students submitted to the rules of the competition in order to participate .

دانش‌آموزان برای شرکت در مسابقه به قوانین تسلیم شدند.

to yield [فعل]
اجرا کردن

منجر شدن

Ex: The new marketing strategy yielded impressive sales figures in the first quarter .

استراتژی جدید بازاریابی در سه ماهه اول نتایج فروش چشمگیری داشت.

to [make] sure [عبارت]
اجرا کردن

اطمینان حاصل کردن

Ex: Before starting the presentation , make sure all the equipment is working properly .
to send in [فعل]
اجرا کردن

پست کردن

Ex: The boss asked the assistant to send in the report .

رئیس از دستیار خواست که گزارش را ارسال کند.

اجرا کردن

(از شر چیزی یا کسی) خلاص شدن

Ex: Getting rid of noise enhances the quality of your audio and makes it sound more pleasing to the ears.
to tell [فعل]
اجرا کردن

گفتن

Ex: Why was n't I told about the change in schedule ?

چرا به من در مورد تغییر برنامه گفته نشد؟

to give out [فعل]
اجرا کردن

توزیع کردن

Ex:

داوطلبان در شب‌های سرد زمستان پتو به بی‌خانمان‌ها توزیع می‌کنند.

to look for [فعل]
اجرا کردن

به دنبال چیزی بودن

Ex: The students are looking for a good grade on the upcoming exam .

دانش‌آموزان به دنبال نمره خوبی در امتحان آینده هستند.

to do [فعل]
اجرا کردن

انجام دادن

Ex:

با دست‌هایت چه کردی؟

to turn out [فعل]
اجرا کردن

معلوم شدن

Ex:

رستوران جدید به عنوان یک موفقیت بزرگ در میان مردم محلی درآمد.