کتاب 'سلوشنز' پیشرفته - واحد 4 - 4H
در اینجا واژگان از واحد 4 - 4H در کتاب Solutions Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "تصور کردن"، "تسلیم شدن"، "دور انداختن"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to speak directly to a specific person or group

مورد خطاب قرار دادن, خطاب کردن
مدیر در جلسه صبحگاهی برای بحث در مورد پروژه جدید به تیم خطاب خواهد کرد.
to provide someone with suggestion or guidance regarding a specific situation

توصیه کردن, نصیحت کردن
والدین اغلب به فرزندان خود توصیه میکنند که انتخابها و تصمیمهای مسئولانهای بگیرند.
to produce a plan, idea, etc. in one's mind

ارائه دادن (یک طرح یا ایده)
در طول جلسه طوفان فکری، تیم راهحلهای نوآورانهای برای مشکل تصور کرد.
to get rid of something that is no longer needed

دور انداختن
مدیر دفتر از کارمندان خواست که اسناد منسوخ شده را برای خرد کردن دور بیاندازند.
to divide something into sections in order to give it to the beneficiaries

توزیع کردن, پخش کردن
آنها تصمیم گرفتند کمکهای مالی را بین چندین خیریه محلی توزیع کنند.
to make sure that something will happen

اطمینان حاصل کردن
چکلیست اطمینان میدهد که همه وظایف لازم تکمیل شدهاند.
to show that something is true through the use of evidence or facts

اثبات کردن
دیروز، تیم با موفقیت اثربخشی داروی جدید را ثابت کرد.
to try to find a particular thing or person

به دنبال (چیزی یا کسی) گشتن, جستجو کردن
در حال حاضر، تیم جستجو و نجات به طور فعال در حال جستجوی بازماندگان در منطقه فاجعه است.
to agree or consent to undergo a particular process, approach, or way of handling

تسلیم شدن, پذیرفتن
کارگران به برنامه کاری جدید تسلیم شدند، علیرغم ناراحتی آن.
to give or provide a result, often as a reaction to something that happened

منجر شدن
مطالعه نتایج قابل توجهی به دست آورد که میتواند تحقیقات پزشکی را پیش ببرد.
to take steps to confirm if something is correct, safe, or properly arranged

اطمینان حاصل کردن, خاطرجمع شدن
to deliver something to a specific destination or recipient

پست کردن
شرکت فردا محموله کالاها را ارسال خواهد کرد.
to put aside or remove a person or thing in order to no longer have them present or involved

(از شر چیزی یا کسی) خلاص شدن, دور انداختن
to use words and give someone information

گفتن, بیان کردن
او به خانوادهاش درباره پیشنهاد شغل هیجانانگیزش گفت.
to distribute something among a group of individuals

توزیع کردن, پخش کردن
معلم کتابهای درسی را در ابتدای سال تحصیلی به دانشآموزان توزیع خواهد کرد.
to expect or hope for something

به دنبال چیزی بودن
آنها به دنبال نتیجه مطلوب در پرونده قضایی خواهند بود.
to perform an action that is not mentioned by name

انجام دادن, کردن
وقتی احساس میکنید تحت فشار هستید، اشکالی ندارد استراحت کنید و برای مدتی هیچ کاری نکنید.
to emerge as a particular outcome

معلوم شدن
آنها انتظار نداشتند که مردم زیادی بیایند. معلوم شد که شراب قدیمی بسیار بیشتر از آنچه که انتظار داشتند ارزش دارد.
