کتاب 'سلوشنز' پیشرفته - واحد 4 - 4G

در اینجا واژگان از واحد 4 - 4G در کتاب Solutions Advanced را پیدا خواهید کرد، مانند "drastic"، "marginal"، "sweeping"، و غیره.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
کتاب 'سلوشنز' پیشرفته
cosmetic [صفت]
اجرا کردن

آرایشی

Ex:

برخی از افراد برای بهبود زیبایی لبخند خود به روش‌های دندانپزشکی زیبایی روی می‌آورند.

dramatic [صفت]
اجرا کردن

چشمگیر

Ex: The change in weather was dramatic , with thunderstorms appearing out of nowhere .

تغییر آب و هوا دراماتیک بود، با رعد و برق‌هایی که ناگهان ظاهر شدند.

drastic [صفت]
اجرا کردن

شدید

Ex: She made the drastic decision to quit her job and travel the world .

او تصمیم قطعی گرفت که شغلش را ترک کند و به سفر دور دنیا برود.

fundamental [صفت]
اجرا کردن

اساسی

Ex: Understanding basic mathematics is fundamental to solving more complex problems .

درک ریاضیات پایه اساسی است برای حل مسائل پیچیده‌تر.

marginal [صفت]
اجرا کردن

حاشیه‌ای

Ex: The marginal notes in the textbook helped explain the main concepts .

یادداشت‌های حاشیه‌ای در کتاب درسی به توضیح مفاهیم اصلی کمک کرد.

marked [صفت]
اجرا کردن

قابل‌ملاحظه

Ex: There was a marked difference in the quality of the two competing products .

تفاوت مشهودی در کیفیت دو محصول رقیب وجود داشت.

minimal [صفت]
اجرا کردن

حداقل

Ex: The family struggled to maintain a minimal standard of living on their limited income .

خانواده برای حفظ استاندارد زندگی حداقلی با درآمد محدود خود تلاش کردند.

momentous [صفت]
اجرا کردن

سرنوشت‌ساز

Ex: The invention of the internet was a momentous advancement in technology .

اختراع اینترنت یک پیشرفت مهم در فناوری بود.

profound [صفت]
اجرا کردن

عمیق

Ex: Her profound analysis of the historical event revealed insights that many had overlooked .

تحلیل عمیق او از رویداد تاریخی، بینش‌هایی را آشکار کرد که بسیاری نادیده گرفته بودند.

radical [صفت]
اجرا کردن

متمایز

Ex: The artist 's radical approach to painting broke all traditional rules .

رویکرد رادیکال هنرمند به نقاشی تمام قوانین سنتی را شکست.

subtle [صفت]
اجرا کردن

نامحسوس

Ex: She gave him a subtle nod , indicating that she understood his unspoken message .

او به او تکان سر ظریفی داد، نشان می‌داد که پیام ناگفته‌اش را فهمیده است.

sweeping [صفت]
اجرا کردن

جامع

Ex: The educator introduced a sweeping curriculum reform , incorporating new teaching methods and updated content across multiple subjects .

معلم یک اصلاح جامع برنامه درسی را معرفی کرد که شامل روش‌های جدید تدریس و محتوای به‌روز در چندین موضوع می‌شود.