واژگان آیلتس سطح مبتدی - خانواده و روابط
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره خانواده و روابط، مانند "خواهر و برادر"، "مادری"، "آشنا" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
one's brother or sister

همنیا, خواهر یا برادر
در حال رشد، او اغلب با برادر یا خواهر خود در ورزشها و بازیهای مختلف رقابت میکرد.
a male or female partner in a marriage

همسر
در بسیاری از فرهنگها، همسران به عنوان نمادی از تعهد خود به یکدیگر، عهد و پیمان رد و بدل میکنند.
a period in one's life between puberty and adulthood

بلوغ
او در دوران نوجوانی خود با چالشهای زیادی روبرو شد.
a young child who is starting to learn how to walk

کودک نوپا
او یک کتاب تصویری برای کودک نوپا در زمان داستان خواند.
a relationship between people or groups based on shared experiences, ideas, or emotions

رابطه, پیوند
پیوندهای والدین و فرزند اغلب در اوایل کودکی شکل میگیرند.
the state of being a father to a child or children

پدری
پدری به او احساس جدیدی از هدف و شادی بخشید.
the kinship or familial bond among male siblings

برادری
داستان برادری بین دو برادر را جشن گرفت.
the state of being a mother to a child or children

مادری
مادر بودن به او احساس رضایتی بخشید که هرگز قبل از آن تجربه نکرده بود.
the condition of being a child

کودکی, بچگی
بسیاری از مردم به کودکی با خاطرات دلنشین نگاه میکنند.
a retired person who gets an amount of money each month, called pension, usually from the government

مستمریبگیر
the manner in which a child is raised, including the care, guidance, and teaching provided by parents or guardians

تربیت
تربیت سختگیرانه او به او انضباط آموخت اما او را محتاط نیز کرد.
a person whom one knows but is not a close friend

آشنا
اگرچه آنها فقط آشنا بودند، هر زمان که راهشان به هم میخورد، همیشه با گرمی به او سلام میکرد.
an instance of serious opposition between ideas, values, or interests

تضاد
او تضاد بین سنت و مدرنیته را در جامعه مطالعه کرد.
someone who is the mother of a person's wife or husband

مادرشوهر یا مادرزن
او با مادرشوهرش رابطهای نزدیک و پر از محبت دارد.
someone who is the father of a person's wife or husband

پدرشوهر یا پدرزن
پدرشوهر/مادرشوهر آنها او را با گرمی و مهربانی به خانواده خوش آمد گفت.
the person who is the brother of one's spouse

برادرشوهر/برادرزن
برادرزن او پس از ازدواج با خواهرش، برای او مانند یک برادر شد.
the person who is the sister of one's spouse

خواهرشوهر، خواهرزن
همسر برادرش پس از ازدواج با برادرش به بهترین دوست او تبدیل شد.
to take someone's child into one's family and become their legal parent

به سرپرستی گرفتن, به فرزندخواندگی قبول کردن
پس از سالها انتظار، آنها بالاخره فرصت فرزندخواندگی یک نوزاد تازه متولد شده را پیدا کردند.
a blood relative who lived a long time ago, usually before one's grandparents

جد
آنها از قبرستان قدیمی بازدید کردند که بسیاری از نیاکانشان در آنجا دفن شده بودند.
to officially cancel a marriage, declaring it legally void as if it never occurred, typically due to fraud, incapacity, or procedural error

فسخ کردن (ازدواج)
او برای ابطال ازدواج پس از کشف هویت پنهان او درخواست داد.
the end of a relationship or an association

جدایی, قطع رابطه
پس از جدایی گروه، اعضا به دنبال کارهای انفرادی و پروژههای موسیقی مختلف رفتند.
(of a group of people) having a strong friendly relationship with shared interests

صمیمی, نزدیک
بزرگ شدن در یک خانواده صمیمی به این معنی بود که همیشه کسی برای مشاوره یا حمایت وجود داشت.
someone who shares the same blood with a specific person who lived many years ago

نواده, نسل
به عنوان فرزند مهاجران، او ارتباط عمیقی با سرزمین و فرهنگ اجدادش احساس میکرد.
the legal right or responsibility to care for and make decisions regarding a child, especially after a divorce or separation

حضانت, سرپرستی، امانت، حفاظت
آنها سرپرستی مشترک دو فرزند خود را به اشتراک میگذارند.
a family consisting of two parents and their children, but not any other relatives

خانواده هستهای
a large family group consisting of parents and children that might also include grandparents, aunts, or uncles

خانواده گسترده
او در خانهای بزرگ شد که خانواده گستردهاش با هم زندگی میکردند و یک سیستم حمایتی قوی ایجاد میکردند.
a family in which the parents live with the children from their own relationship along with the children from previous ones

خانواده آمیخته, خانواده تلفیقی
پیمایش در پویاییهای یک خانواده ترکیبی میتواند چالشبرانگیز باشد، اما ارتباط باز به آنها کمک کرد تا روابط قوی بسازند.
a group of people belonging to a particular age group or time period partaking in a certain activity

نسل
نسل جدیدی از دانشمندان بیوقفه در حال کار برای مقابله با چالشهای فشرده جهانی، مانند تغییرات آبوهوایی و پیشگیری از بیماریها هستند.
someone who takes responsibility and raises someone else's child in Christian faith

پدرخوانده یا مادرخوانده
پدرخواندهها و مادرخواندهها در مراسم تعمید شرکت کردند.
to receive money, property, etc. from someone who has passed away

به ارث بردن
او از به ارث بردن مجموعهای وسیع از کتابهای نادر از عمویش متعجب شد.
a child whose parents have died

یتیم
جامعه برای حمایت از یتیم گرد هم آمدند، کمک مالی و حمایت عاطفی ارائه دادند.
someone who is married to either one of our parents but is not our real parent

ناپدری یا نامادری
| واژگان آیلتس سطح مبتدی | |||
|---|---|---|---|
| خانواده و روابط | توصیف شخصیت | توصیف ظاهر | اشکال و اندازهها |
| لباسها و مد | حیوانات | غذا | خانهها |
| سرگرمیها | خرید | احساسات | ورزشها |
| مشاغل | سفر | زمان | بدن |
| آبوهوا | زبان و دستورزبان | رنگها | حملونقل |
