واژگان آیلتس سطح مبتدی - خانواده و روابط

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی درباره خانواده و روابط، مانند "خواهر و برادر"، "مادری"، "آشنا" و غیره را یاد خواهید گرفت که برای آزمون آیلتس مورد نیاز است.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
واژگان آیلتس سطح مبتدی
sibling [اسم]
اجرا کردن

هم‌نیا

Ex: She relied on her sibling for advice and support during difficult times .

او در زمان‌های سخت برای مشاوره و حمایت به خواهر یا برادر خود تکیه می‌کرد.

spouse [اسم]
اجرا کردن

همسر

Ex: The law provides certain rights and responsibilities to spouses .

قانون حقوق و مسئولیت‌های خاصی را به همسران می‌دهد.

adolescence [اسم]
اجرا کردن

بلوغ

Ex: His adolescence was marked by intense curiosity and learning .
toddler [اسم]
اجرا کردن

کودک نوپا

Ex: The toddler ’s first words were eagerly celebrated by the whole family .

اولین کلمات نوزاد با اشتیاق توسط تمام خانواده جشن گرفته شد.

bond [اسم]
اجرا کردن

رابطه

Ex: The teacher built a bond with her students through patience and care .
fatherhood [اسم]
اجرا کردن

پدری

Ex: His approach to fatherhood was rooted in love , guidance , and unwavering support .

رویکرد او به پدری در عشق، راهنمایی و حمایت بی‌قید و شرط ریشه داشت.

brotherhood [اسم]
اجرا کردن

برادری

Ex: The brotherhood was evident in their mutual support .
motherhood [اسم]
اجرا کردن

مادری

Ex: Through the highs and lows of motherhood , she found strength in the bond with her children .

از طریق فراز و نشیب های مادری، او در پیوند با فرزندانش قدرت یافت.

upbringing [اسم]
اجرا کردن

تربیت

Ex: She credits her positive outlook to a nurturing upbringing filled with encouragement .

او دیدگاه مثبت خود را به تربیت پرورش‌دهنده‌ای پر از تشویق نسبت می‌دهد.

اجرا کردن

آشنا

Ex: He invited his acquaintances from work to the party , hoping to expand his social circle .

او آشنایان خود را از محل کار به مهمانی دعوت کرد، به امید گسترش حلقه اجتماعی خود.

conflict [اسم]
اجرا کردن

تضاد

Ex: The conflict highlighted the need for dialogue and compromise .

تضاد نیاز به گفتگو و مصالحه را برجسته کرد.

اجرا کردن

مادرشوهر یا مادرزن

Ex: They spent the weekend visiting her mother-in-law , enjoying quality family time together .

آنها آخر هفته را به دیدن مادرشوهرش گذراندند و از وقت باکیفیت خانوادگی با هم لذت بردند.

اجرا کردن

پدرشوهر یا پدرزن

Ex: His father-in-law is a source of wisdom and guidance in both personal and professional matters .

پدرشوهر/پدرزن او منبع خرد و راهنمایی در مسائل شخصی و حرفه‌ای است.

اجرا کردن

برادرشوهر/برادرزن

Ex: His brother-in-law helped him move into his new apartment , showcasing their strong bond .

برادرزن او به او کمک کرد تا به آپارتمان جدیدش نقل مکان کند، که نشان دهنده پیوند محکم آنها بود.

اجرا کردن

خواهرشوهر، خواهرزن

Ex: They surprised their sister-in-law with a birthday party to show their appreciation and love .

آن‌ها با یک جشن تولد خواهر شوهر خود را غافلگیر کردند تا قدردانی و عشق خود را نشان دهند.

to adopt [فعل]
اجرا کردن

به سرپرستی گرفتن

Ex: Single individuals can also adopt and provide a stable and loving home for a child in need .

افراد مجرد نیز می‌توانند فرزندخوانده بگیرند و خانه‌ای پایدار و پر از محبت برای کودکی نیازمند فراهم کنند.

ancestor [اسم]
اجرا کردن

جد

Ex: He was proud to learn that his ancestor had been a renowned artist .

او مغرور بود که فهمید نیاکانش هنرمند مشهوری بوده‌اند.

to annul [فعل]
اجرا کردن

فسخ کردن (ازدواج)

Ex: He sought to annul the marriage , claiming it was never consummated .

او در صدد ابطال ازدواج برآمد، با این ادعا که هرگز به انجام نرسیده است.

breakup [اسم]
اجرا کردن

جدایی

Ex: The company 's breakup was inevitable after years of internal conflict and declining profits .

فروپاشی شرکت پس از سال‌ها درگیری داخلی و کاهش سود اجتناب‌ناپذیر بود.

close-knit [صفت]
اجرا کردن

صمیمی

Ex: The close-knit neighborhood association organized regular events and gatherings to strengthen the sense of community among its members .

انجمن محله‌ای همبسته به طور منظم رویدادها و گردهمایی‌هایی را برای تقویت حس جامعه در بین اعضای خود سازماندهی می‌کرد.

descendant [اسم]
اجرا کردن

نواده

Ex: The DNA test confirmed that she was a descendant of the famous explorer , much to her surprise .

تست DNA تأیید کرد که او نوه کاشف معروف است، که بسیار او را متعجب کرد.

اجرا کردن

خانواده گسترده

Ex: His extended family includes relatives from different parts of the world , making their gatherings very diverse .

خانواده گسترده او شامل خویشاوندانی از نقاط مختلف جهان می‌شود که گردهمایی‌های آنها را بسیار متنوع می‌کند.

اجرا کردن

خانواده آمیخته

Ex: Each member of the blended family brought their own traditions , enriching their shared cultural experiences .

هر عضو خانواده ترکیبی سنت‌های خود را آورد و تجربیات فرهنگی مشترکشان را غنی کرد.

generation [اسم]
اجرا کردن

نسل

Ex: This restaurant is run by a new generation of chefs who are passionate about incorporating sustainable practices into their culinary creations .

این رستوران توسط یک نسل جدید از سرآشپزها اداره می‌شود که مشتاق گنجاندن شیوه‌های پایدار در خلق‌های آشپزی خود هستند.

godparent [اسم]
اجرا کردن

پدرخوانده یا مادرخوانده

to inherit [فعل]
اجرا کردن

به ارث بردن

Ex: She decided to donate a portion of the money she inherited to a charitable cause .

او تصمیم گرفت بخشی از پولی که به ارث برده بود را به یک هدف خیریه اهدا کند.

orphan [اسم]
اجرا کردن

یتیم

Ex: The orphanage provides a safe haven for orphans , offering them shelter , education , and care .

پرورشگاه پناهگاهی امن برای یتیمان فراهم می‌کند، به آن‌ها سرپناه، آموزش و مراقبت ارائه می‌دهد.