جالب
موزه نمایشگاههای جالب زیادی داشت.
در اینجا واژگان از واحد 5 در کتاب درسی Interchange Pre-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "کمک"، "خواهر شوهر"، "تازه" و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
جالب
موزه نمایشگاههای جالب زیادی داشت.
خانواده
خواهرم بهترین دوست من است و ما همه چیز را با هم به عنوان یک خانواده انجام میدهیم.
عموزاده، عمهزاده، داییزاده، خالهزاده
آنها در حال برنامهریزی برای یک گردهمایی خانوادگی هستند و نمیتوانند صبر کنند تا با تمام پسرعموها و دخترعموهای خود دیدار کنند.
فرزند دختر
دختر سارا یک رقصنده باله accomplished است و چندین جایزه برنده شده است.
فرزند پسر
سارا و دیوید در انتظار اولین فرزند خود هستند و امیدوارند که یک پسر داشته باشند.
مادر
او استعداد هنری خود را از مادرش به ارث برد، که یک نقاش accomplished است.
پدر
پدر من الگوی من است و همیشه برای من بوده است.
مادربزرگ
آنها هر آخر هفته به دیدن مادربزرگ خود میروند.
پدربزرگ
وقتی بچه بودم، پدربزرگم مرد و آن زمان بسیار غمگینی برای خانوادهمان بود.
خواهرزاده یا برادرزاده (زن)
دختر برادر یا خواهر من برایم مثل یک خواهر کوچک است، و سعی میکنم در زندگیاش تأثیر مثبتی داشته باشم.
خواهرزاده یا برادرزاده (مرد)
او عاشق گذراندن وقت با برادرزادههای دوستداشتنیاش است.
خواهرشوهر، خواهرزن
آنها با یک جشن تولد خواهر شوهر خود را غافلگیر کردند تا قدردانی و عشق خود را نشان دهند.
خاله/عمه/زنعمو/زندایی
آنها برای روز شکرگزاری به خانه عمه خود رفتند.
عمو/دایی/شوهرخاله/شوهرعمه
ما یک خانواده بزرگ با بسیاری از عموها و خالهها داریم.
شوهر
سارا و همسرش ده سال است که با خوشحالی ازدواج کردهاند و بنیانی محکم از عشق و اعتماد ساختهاند.
همسر
او یک همسر دوستداشتنی است که از رویاها و جاهطلبیهای شوهرش حمایت میکند.
برادر
برادر من از من جوانتر است و همیشه مرا میخنداند.
خواهر
وقتی جوانتر بودیم خیلی بحث میکردیم، اما حالا من و خواهرم خیلی بهتر با هم کنار میآییم.
خویشاوند
در زمان نیاز، خویشاوندان اغلب برای حمایت از یکدیگر گرد هم میآیند.
جراح
دقت و مهارت جراح در تضمین نتیجه موفق برای بیمار حیاتی بود.
کمک کردن
معلمان اغلب به دانشآموزان در درک موضوعات پیچیده کمک میکنند.
سازمان
او برای یک سازمان خیریه کار میکند.
نویسنده
نویسنده فرآیند نوشتن خود را در طول سخنرانی به اشتراک گذاشت.
سفر کردن
ما هیجانزده هستیم که به سفر برویم تا در عروسی دوستمان در ایالتی دیگر شرکت کنیم.
تجربه
تجربه جمعی تیم در مدیریت پروژه، تکمیل موفقیتآمیز وظیفه را تضمین کرد.
مجله
مجله شامل مصاحبههایی با موزیسینها و بررسی آلبومهای جدید است.
رفتار کردن
او همیشه با دوستانش با مهربانی و احترام رفتار میکند.
بیمار
دکتر از بیمار خواست استراحت کند و آب زیاد بنوشد.
دلتنگ بودن
او دلتنگ بازی فوتبال با دوستانش در آخر هفتهها میشود.
زندگی کردن
ما قصد داریم در نزدیکی کوهها زندگی کنیم برای یک سبک زندگی آرامتر.
کار کردن
آنها سخت کار میکنند تا به مهلت مقرر برسند.
درس خواندن
ما با هم مطالعه میکنیم تا برای ارائه گروهیمان آماده شویم.
آلت موسیقی
او به او یک یوکللی، یک ساز موسیقی کوچک، برای تولدش هدیه داد.
معمولی
معمول است که کودکان نوپا بین سنین 9 تا 15 ماهگی شروع به راه رفتن کنند.
همه
او همه وقت خود را به مطالعه برای امتحان اختصاص داد.
تقریباً
پروژه تقریباً کامل بود، فقط یک بررسی نهایی قبل از ارسال باقی مانده بود.
ترین (نشانه صفت یا قید عالی)
او باهوشترین دانشآموز در مدرسه است.
چندین
او سالهای زیادی را به حرفهاش اختصاص داد قبل از اینکه بازنشسته شود.
تعداد زیادی
فروشگاه تعداد زیادی از محصولات مختلف برای انتخاب دارد.
مقداری
بیایید چند ساندویچ برای ناهار درست کنیم.
هیچکس
هیچکس جرات نکرد اقتدار او را در جلسه به چالش بکشد.
خرج کردن
او بیشتر از آنچه باید برای غذا خوردن در بیرون خرج میکند.
ساحل
ساحل پر از افرادی بود که از آفتاب و موج لذت میبردند.
تابستان
بسیاری از میوهها، مانند هندوانه و توت، در فصل تابستان در فصل هستند.
دوره (درسی)
دوره آنلاین شامل سخنرانیهای ویدئویی، آزمونها و تکالیف میشود.
اغلب
او اغلب در مرکز جامعه داوطلب میشود.
خسته
پرستار خسته بود اما شیفت خود را برای مراقبت از بیماران ادامه داد.
خستهکننده
فیلم خستهکننده بود و من وسط آن خوابم برد.
تکلیف
آنها باید تکالیف انگلیسی خود را قبل از مهلت تمام کنند.
پرمشغله
به عنوان صاحب یک کسبوکار کوچک، مارک همیشه با مدیریت سفارشات، موجودی و درخواستهای مشتری مشغول است.
تلاش