خوردن، نوشیدن و سرو غذا - آشامیدن
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به نوشیدن مانند "gulp"، "quench" و "swig" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to satisfy one's thirst

رفع تشنگی کردن
کوهنورد به چشمهای کوهستانی رسید، با آب زلال و سرد تشنگی خود را به فرونشاندن مشتاقانه.
to consume or absorb liquids, especially beverages

نوشیدن
منطقه گرمسیری یک منوی متنوع از کوکتلهای میوهای برای مهمانان ارائه میداد تا در کنار استخر بنوشند.
to consume a liquid by swallowing it quickly, often finishing the entire drink in one gulp

*نوشیدن
او در یک روز گرم لیموناد خنک را یک نفس نوشید.
to put water, coffee, or other type of liquid inside of our body through our mouth

نوشیدن
برادرش عادت داشت آب پرتقال تازه فشرده را بنوشد.
to consume the entire contents of a glass, bottle, or other container that holds a beverage

تا ته نوشیدن, تاآخر نوشیدنی را نوشیدن
کاکائوی داغ خوشمزه بود، و او با اشتیاق تصمیم گرفت تا آخرین قطره را بنوشد.
to empty or remove liquid from a container or area

آب چیزی را خالی کردن
بارتندر با مهارت مایع اضافی را از شیکر کوکتل خالی کرد.
to consume a beverage, usually a carbonated or alcoholic one, quickly and in large gulps

سر کشیدن
دانشجویان کالج جمع شدند تا در بعدازظهر گرم تابستان نوشابهها را سر بکشند.
to drink in honor of someone or something as a sign of respect, celebration, or good wishes

به سلامتی کسی یا چیزی نوشیدن
ما به سلامتی موفقیت سرمایهگذاری جدیدمان نوشیدیم.
to pour a drink in a way that makes a funny sound

با صدا ریختن, قل قل کردن
قوطی نوشابه قل قل کرد وقتی که آن را در لیوان ریخت.
to swallow quickly or greedily, often in one swift motion

*قورت دادن
سعی کرد دیر نکند، مجبور شد صبحانه اش را سریع قورت دهد.
to sip or drink a beverage slowly or gently

*کمکم نوشیدن
او روی ایوان نشست و چایش را آرام نوشید، از هر جرعه لذت میبرد.
to drink a large quantity of a liquid in a hearty, enthusiastic manner

سر کشیدن (نوشیدنی), لاجرعه نوشیدن، قلپقلپ نوشیدن
همانطور که نان تست بلند شد، همه تشویق کردند و شروع به نوشیدن لیوان های خود در جشن کردند.
to drink a liquid by taking a small amount each time

جرعهجرعه نوشیدن, مزهمزه کردن
کودک با احتیاط شکلات داغ را جرعه جرعه نوشید تا از سوختن زبانش جلوگیری کند.
to eat or drink noisily by inhaling a liquid or soft food, such as soup or noodles, often with a distinctive, impolite sound

هورت کشیدن
بچهها در حالی که با نیهای رنگارنگ نوشیدنی بستنی خود را مک میزدند، خندهسر داده بودند.
to drink something in one large gulp or swallow

به یکباره نوشیدن
پس از یک روز طولانی در آفتاب، ساحلنشین یک نوشابه سرد را سر کشید تا خنک شود.
to drink a beverage quickly, often in a casual or informal manner

سریع نوشیدن
بیایید چند نوشیدنی سرد بنوشیم و از عصر تابستان لذت ببریم.
to drink a beverage after a meal to help swallow and digest the food

برای کمک به قورت دادن غذا چیزی نوشیدن
پیشخدمت یک کوکتل مرکباتی پیشنهاد کرد تا شستشو دهد طعم های تند غذای دریایی را.
