خوردن، نوشیدن و سرو غذا - مکان های صرف غذا

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به اصطلاحاتی مانند "چایخانه"، "کافه تریا" و "بوفه" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
خوردن، نوشیدن و سرو غذا
bar [اسم]
اجرا کردن

میخانه

Ex: He enjoyed socializing with friends over a game of pool at the sports bar .

او از معاشرت با دوستان در حین بازی بیلیارد در بار ورزشی لذت می‌برد.

bistro [اسم]
اجرا کردن

کافه‌رستوران (کوچک و به‌صرفه)

Ex: They decided to meet for lunch at a nearby bistro to catch up over salads and sandwiches .

آن‌ها تصمیم گرفتند برای ناهار در یک رستوران کوچک نزدیک ملاقات کنند تا با سالاد و ساندویچ گپ بزنند.

cafe [اسم]
اجرا کردن

کافه

Ex: We met at the neighborhood cafe for brunch and caught up on each other 's lives .

ما در کافه محله برای ناهار ملاقات کردیم و از زندگی یکدیگر باخبر شدیم.

cafeteria [اسم]
اجرا کردن

کافه‌تریا

Ex: The hospital cafeteria provides nutritious meals for patients and visitors .

کافه تریا بیمارستان وعده‌های غذایی مغذی برای بیماران و بازدیدکنندگان فراهم می‌کند.

carvery [اسم]
اجرا کردن

رستوران گوشت کبابی

diner [اسم]
اجرا کردن

غذاخوری

Ex: They ordered a slice of homemade pie from the diner 's dessert menu .

آنها یک برش پای خانگی از منوی دسر رستوران کوچک سفارش دادند.

اجرا کردن

خدمات سواره

Ex: Due to the pandemic , many restaurants expanded their drive-through services to accommodate more customers .

به دلیل همه‌گیری، بسیاری از رستوران‌ها خدمات درایو-ترو خود را برای پذیرش مشتریان بیشتر گسترش دادند.

food court [اسم]
اجرا کردن

غذا‌سرا

Ex: They spent the afternoon sampling different cuisines from the stalls in the food court .

آنها بعدازظهر را با چشیدن غذاهای مختلف از غرفه‌های فود کورت گذراندند.

اجرا کردن

رستوران کوچک و ارزان

Ex: I found a greasy spoon near the train station .

من یک رستوران ارزان نزدیک ایستگاه قطار پیدا کردم.

restaurant [اسم]
اجرا کردن

رستوران

Ex: They have a children 's menu at the restaurant , making it family-friendly .

آن‌ها در رستوران منوی کودکان دارند، که آن را برای خانواده‌ها مناسب می‌کند.

roadhouse [اسم]
اجرا کردن

رستوران یا هتل بین راهی

takeout [اسم]
اجرا کردن

رستوران بیرون‌بر

Ex: She visited the Indian takeout before heading home .
tea room [اسم]
اجرا کردن

چای‌خانه

Ex: Many tea rooms serve scones with clotted cream and jam .

بسیاری از اتاق‌های چای اسکون با خامه غلیظ و مربا سرو می‌کنند.

trattoria [اسم]
اجرا کردن

اغذیه‌فروشی ایتالیایی

beer garden [اسم]
اجرا کردن

*بیرگارتن

Ex: Patrons laughed and played games in the lively beer garden .

مشتریان در باغ آبجو شاد می‌خندیدند و بازی می‌کردند.

coffeehouse [اسم]
اجرا کردن

کافه

Ex: She spent the afternoon working on her laptop at the local coffeehouse .

او بعدازظهر را روی لپ‌تاپش در کافی‌هاوس محلی کار کرد.

teahouse [اسم]
اجرا کردن

چای‌خانه

Ex: The teahouse was decorated with antique teapots and cups .

چایخانه با قوری‌ها و فنجان‌های عتیقه تزئین شده بود.

dining car [اسم]
اجرا کردن

*واگن غذاخوری

Ex: The dining car had large windows , providing scenic views while eating .

واگن غذاخوری پنجره‌های بزرگی داشت که در حین غذا خوردن منظره‌های زیبایی ارائه می‌داد.

اجرا کردن

اغذیه‌فروشی

Ex: She loves exploring the delicatessen for unique culinary ingredients .

او عاشق گشتن در غذافروشی ویژه برای یافتن مواد اولیه منحصر به فرد آشپزی است.

supper club [اسم]
اجرا کردن

*کلوپ تفریحی با سرو شام

Ex: The supper club served delicious food in a cozy atmosphere .

سوپر کلاب غذای خوشمزه را در فضایی دنج سرو کرد.

food truck [اسم]
اجرا کردن

کامیون غذای سیار

Ex: She ordered a smoothie from the organic food truck .

او یک اسموتی از کامیون غذای ارگانیک سفارش داد.

QSR [اسم]
اجرا کردن

*رستوران فست‌فود

buffet [اسم]
اجرا کردن

بوفه

Ex: The buffet included a salad bar , hot entrees , and a dessert station .

بوفه شامل یک سالاد بار، غذاهای گرم و یک ایستگاه دسر بود.

اجرا کردن

سلف‌سرویس

Ex:

کتابخانه ماشین‌های پرداخت خودخدمت را برای ساده‌سازی فرآیند امانت نصب کرد.

اجرا کردن

ساندویچی

Ex: The new sandwich bar in town is very popular .

ساندویچ بار جدید در شهر بسیار محبوب است.

cabaret [اسم]
اجرا کردن

کاباره

Ex: The downtown cabaret is known for its energetic dance performances .

کاباره مرکز شهر به خاطر اجراهای رقص پرانرژی اش معروف است.

canteen [اسم]
اجرا کردن

غذاخوری (دانشگاه، شرکت و غیره)

Ex: She forgot her wallet and could n’t buy lunch from the canteen .

او کیف پولش را فراموش کرد و نتوانست ناهار را از غذاخوری بخرد.

coffee bar [اسم]
اجرا کردن

کافه

Ex: Many people enjoy working remotely from the coffee bar , where they can sip their favorite drinks while being productive .

بسیاری از افراد از کار کردن از راه دور در کافه بار لذت می‌برند، جایی که می‌توانند در حالی که نوشیدنی‌های مورد علاقه خود را می‌نوشند، مولد باشند.

coffee shop [اسم]
اجرا کردن

کافی‌شاپ

Ex: She sat in the corner of the coffee shop , reading a book .

او در گوشه‌ای از کافی‌شاپ نشسته بود و کتاب می‌خواند.

commissary [اسم]
اجرا کردن

*بوفه

Ex: The commissary had a variety of candies and chips available for purchase .

کمیساری انواع آب نبات و چیپس برای خرید داشت.

cybercafe [اسم]
اجرا کردن

کافی‌نت

Ex: Many students use the cybercafe to study or complete assignments online .

بسیاری از دانش‌آموزان از کافی‌نت برای مطالعه یا تکمیل تکالیف آنلاین استفاده می‌کنند.

grill [اسم]
اجرا کردن

گریل‌بار

Ex: The kitchen staff at the grill skillfully prepared skewers of vegetables for delighted customers .

کارکنان آشپزخانه در کباب‌پز با مهارت سیخ‌های سبزیجات را برای مشتریان خوشحال آماده کردند.

اجرا کردن

*hole-in-the-wall

Ex: Despite its small size , the hole-in-the-wall bakery is famous for its mouthwatering treats .

علیرغم اندازه کوچکش، نانوایی hole-in-the-wall به خاطر خوراکی‌های وسوسه‌انگیزش معروف است.

joint [اسم]
اجرا کردن

*مکان تفریحی سطح پایین

Ex: After the movie , we headed to the ice cream joint for some dessert .

بعد از فیلم، به محل رفتیم تا دسر بخوریم.

saloon [اسم]
اجرا کردن

*میخانه

Ex:

ما تولد جان را در سالن پر جنب و جوش روستایی با موسیقی زنده جشن گرفتیم.

club [اسم]
اجرا کردن

دیسکو

Ex: We celebrated her birthday at the club with a live band .

ما تولد او را در کلاب با یک گروه زنده جشن گرفتیم.

pub [اسم]
اجرا کردن

میخانه

Ex: She ordered a pint of beer at the cozy neighborhood pub .

او یک پینت آبجو در مشروب‌فروشی دنج محله سفارش داد.