خوردن، نوشیدن و سرو غذا - رژیم گرفتن

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به رژیم غذایی مانند "کالری"، "وگان" و "متخصص تغذیه" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
خوردن، نوشیدن و سرو غذا
to diet [فعل]
اجرا کردن

رژیم گرفتن

Ex: The doctor advised her to diet by following a low-carb plan .

پزشک به او توصیه کرد که با پیروی از یک برنامه کم کربوهیدرات رژیم بگیرد.

اجرا کردن

*رژیم دیابتی

Ex: Education about portion control is an essential aspect of adopting a successful diabetic diet .

آموزش درباره کنترل وعده‌ها جنبه ضروری اتخاذ یک رژیم دیابتی موفق است.

spoon food [اسم]
اجرا کردن

غذای قاشقی

Ex: A nutritionist may recommend a nutritious blend for a balanced spoon food diet .

یک متخصص تغذیه ممکن است ترکیب مغذی را برای یک رژیم غذایی متعادل از غذای قاشقی توصیه کند.

soft diet [اسم]
اجرا کردن

رژیم غذایی نرم

Ex: The nursing home caters to residents with diverse dietary requirements , including a specialized soft diet .

خانه سالمندان به ساکنان با نیازهای غذایی متنوع، از جمله یک رژیم غذایی نرم تخصصی خدمات ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

رژیم غذایی ماکروبیوتیک

Ex: The cookbook 's recipes , designed for the macrobiotic diet , offer a variety of nutritious options .

دستورالعمل‌های کتاب آشپزی، طراحی شده برای رژیم غذایی ماکروبیوتیک، گزینه‌های متنوعی از مواد مغذی را ارائه می‌دهد.

اجرا کردن

غذای سالم خوردن

Ex: Following a clean eating regimen , he felt more energized and experienced improvements in his digestion and sleep patterns .

با پیروی از یک رژیم غذایی پاک، او احساس انرژی بیشتری کرد و بهبود در هضم و الگوهای خواب خود را تجربه کرد.

calorie [اسم]
اجرا کردن

کالری

Ex: Exercise helps burn calories and can contribute to weight loss or weight maintenance .

ورزش به سوزاندن کالری کمک می‌کند و می‌تواند به کاهش وزن یا حفظ وزن کمک کند.

اجرا کردن

رژیم غذایی متعادل

Ex: Achieving a balanced diet requires mindful choices and awareness of nutritional content .

دستیابی به یک رژیم غذایی متعادل نیازمند انتخاب‌های هوشیارانه و آگاهی از محتوای تغذیه‌ای است.

appetite [اسم]
اجرا کردن

اشتها

Ex: The medication had side effects that decreased his appetite , leading to concerns about maintaining proper nutrition .

دارو عوارض جانبی داشت که اشتها او را کاهش داد و منجر به نگرانی در مورد حفظ تغذیه مناسب شد.

nutrient [اسم]
اجرا کردن

ماده مغذی

Ex: Protein is a vital nutrient for muscle repair .

پروتئین یک ماده مغذی حیاتی برای ترمیم عضله است.

اجرا کردن

*شاخص توده بدنی

Ex: Athletes and trainers monitor changes in body mass index to optimize performance and training .

ورزشکاران و مربیان تغییرات در شاخص توده بدنی را برای بهینه‌سازی عملکرد و تمرین زیر نظر می‌گیرند.

vegetarian [اسم]
اجرا کردن

گیاه‌خوار

Ex: As a vegetarian , she prefers to cook with plant-based ingredients such as tofu , beans , and lentils .

به عنوان یک گیاهخوار، او ترجیح می‌دهد با مواد گیاهی مانند توفو، لوبیا و عدس آشپزی کند.

vegan [اسم]
اجرا کردن

وگان

Ex: The vegans at the potluck brought a variety of delicious plant-based dishes to share with everyone .

وگان‌ها در مهمانی شام، انواع غذاهای خوشمزه گیاهی را برای تقسیم با همه آوردند.

اجرا کردن

رژیم غذایی کم‌کربوهیدرات

Ex: The ketogenic diet is a popular example of a low-carb diet that emphasizes high fat intake and very low carbohydrate consumption .

رژیم کتوژنیک یک نمونه محبوب از رژیم کم کربوهیدرات است که بر مصرف بالای چربی و مصرف بسیار کم کربوهیدرات تأکید دارد.

اجرا کردن

رژیم غذایی کم‌چربی

Ex: The cookbook featured a variety of delicious recipes suitable for a low-fat diet , making healthy eating enjoyable and flavorful .
اجرا کردن

رژیم غذایی فاقدگلوتن

Ex: She switched to a gluten-free diet after being diagnosed with celiac disease to manage her symptoms and promote intestinal healing .
اجرا کردن

*رژیم کم کالری

Ex: The nutritionist recommended a carefully planned low-calorie diet for the patient with weight-related health concerns .

متخصص تغذیه یک رژیم کم کالری با برنامه‌ریزی دقیق را برای بیمار با نگرانی‌های سلامتی مرتبط با وزن توصیه کرد.

fad diet [اسم]
اجرا کردن

*رژیم مد روز

Ex: he appeal of a fad diet lies in its promise of rapid results , drawing in individuals seeking quick fixes .

جذابیت یک رژیم غذایی زودگذر در وعده نتایج سریع آن نهفته است، که افراد به دنبال راه‌حل‌های سریع را جذب می‌کند.

اجرا کردن

*رژیم غذایی با ویتامین بالا

Ex: My athlete friends often incorporate a high-vitamin diet to support their immune system and enhance recovery .

دوستان ورزشکار من اغلب یک رژیم غذایی پر ویتامین را برای حمایت از سیستم ایمنی بدن و بهبودی بهتر در نظر می‌گیرند.

اجرا کردن

*رژیم غذایی با ویتامین بالا

Ex: Feeling fatigued , I embraced a vitamin-deficiency diet with leafy greens , nuts , and citrus fruits .

احساس خستگی کردم، یک رژیم کمبود ویتامین با سبزیجات برگ سبز، آجیل و مرکبات را در پیش گرفتم.

اجرا کردن

*رژیم غذایی با پروتئین بالا

Ex: As I explore the world of nutrition , I prioritize the balance of macronutrients in my high-protein diet for comprehensive nutritional well-being .

همانطور که دنیای تغذیه را کاوش می‌کنم، تعادل درشت‌مغذی‌ها را در رژیم غذایی پرپروتئین خود برای رفاه تغذیه‌ای جامع در اولویت قرار می‌دهم.

light diet [اسم]
اجرا کردن

*رژیم ملایم

Ex: Sarah , aiming for digestive ease , prefers a light diet consisting of soups , steamed vegetables , and gentle proteins .

سارا، با هدف تسهیل هضم، یک رژیم غذایی سبک متشکل از سوپها، سبزیجات بخارپز و پروتئینهای ملایم را ترجیح می‌دهد.

liquid diet [اسم]
اجرا کردن

*رژیم مایعات

Ex: He follows a liquid diet for health reasons .

او به دلایل سلامتی از یک رژیم مایع پیروی می‌کند.

اجرا کردن

*رژیم بدون نمک

Ex: For heart wellness , my sister shifted to a low-salt diet , choosing fresh , unprocessed foods .

برای سلامتی قلب، خواهرم به رژیم کم نمک روی آورد، و غذاهای تازه و فرآوری نشده را انتخاب کرد.

اجرا کردن

*رژیم کاهش وزن

Ex: The reducing diet includes fruits , vegetables , and lean proteins .

رژیم کاهش وزن شامل میوه‌ها، سبزیجات و پروتئین‌های کم چرب می‌شود.

اجرا کردن

*رژیم حذف نمک

Ex: Following a salt-free diet requires careful label reading .

پیروی از یک رژیم غذایی بدون نمک نیاز به خواندن دقیق برچسب‌ها دارد.

ulcer diet [اسم]
اجرا کردن

رژیم غذایی زخم

Ex: An ulcer diet emphasizes foods that are gentle on the stomach lining .

رژیم غذایی زخم بر غذاهایی تأکید دارد که برای پوشش معده ملایم هستند.

5:2 diet [عبارت]
اجرا کردن

a diet where a person eats normally for five days a week and restricts their calorie intake for the other two days

fat farm [اسم]
اجرا کردن

*مرکز تناسب اندام

Ex: The celebrity endorsed the effectiveness of her experience at the fat farm .

سلبریتی تأثیرگذاری تجربه خود در مزرعه کاهش وزن را تأیید کرد.

paleo diet [اسم]
اجرا کردن

*رژیم غذایی پارینه‌سنگی