خوردن، نوشیدن و سرو غذا - تغذیه انسان

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به تغذیه انسان مانند "پروتئین"، "آنتی اکسیدان" و "گلیکوژن" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
خوردن، نوشیدن و سرو غذا
antioxidant [اسم]
اجرا کردن

آنتی‌اکسیدان

Ex: The blueberries were rich in antioxidants , which helped protect the body against free radicals .

زغال اخته سرشار از آنتی‌اکسیدان‌ها بود، که به محافظت از بدن در برابر رادیکال‌های آزاد کمک می‌کرد.

اجرا کردن

*مواد شیمیایی گیاهی

Ex: A varied diet ensures intake of beneficial phytochemicals from different plants .

یک رژیم غذایی متنوع، دریافت فیتوشیمیایی‌های مفید از گیاهان مختلف را تضمین می‌کند.

اجرا کردن

کربوهیدرات

Ex: The nutritionist recommended limiting refined carbohydrates like sugary snacks .

متخصص تغذیه توصیه کرد که کربوهیدرات‌های تصفیه شده مانند تنقلات شیرین محدود شوند.

protein [اسم]
اجرا کردن

پروتئین

Ex: A lack of protein in the diet can weaken the immune system .

کمبود پروتئین در رژیم غذایی می‌تواند سیستم ایمنی را تضعیف کند.

اجرا کردن

*نوکلئیک اسید

Ex: DNA 's double helix structure is a hallmark of nucleic acids .

ساختار مارپیچ دوگانه DNA نشانه‌ای از اسیدهای نوکلئیک است.

fat [اسم]
اجرا کردن

چربی

Ex: He prefers to cook with plant-based fats like coconut oil .

او ترجیح می‌دهد با چربی‌های گیاهی مانند روغن نارگیل آشپزی کند.

fiber [اسم]
اجرا کردن

سلولز

Ex: Fiber is found in foods like fruits , vegetables , and legumes .

فیبر در غذاهایی مانند میوه‌ها، سبزیجات و حبوبات یافت می‌شود.

mineral [اسم]
اجرا کردن

ماده معدنی

Ex: A balanced diet includes both vitamins and minerals for optimal health .

یک رژیم غذایی متعادل شامل هر دو ویتامین و مواد معدنی برای سلامت بهینه است.

nutrition [اسم]
اجرا کردن

تغذیه

Ex: Her passion for nutrition led her to pursue a career as a dietitian , helping others improve their health and well-being through proper nutrition .

اشتیاق او به تغذیه او را به سمت دنبال کردن حرفه‌ای به عنوان متخصص تغذیه سوق داد، به دیگران کمک می‌کند تا سلامت و رفاه خود را از طریق تغذیه مناسب بهبود بخشند.

essential [صفت]
اجرا کردن

لازم

Ex: Communication is essential for building strong relationships .

ارتباط برای ساختن روابط قوی ضروری است.

water [اسم]
اجرا کردن

آب

Ex: The rain poured down , and the water quickly filled the streets .

باران می‌بارید، و آب خیابان‌ها را به سرعت پر کرد.

اجرا کردن

*منوساکارید

Ex: Cells use monosaccharides as a primary energy source .

سلول‌ها از مونوساکاریدها به عنوان منبع اصلی انرژی استفاده می‌کنند.

fructose [اسم]
اجرا کردن

*فروکتوز

Ex:

بدن فروکتوز را متفاوت از سایر قندها مانند گلوکز پردازش می‌کند.

galactose [اسم]
اجرا کردن

*گالاکتوز

Ex:

گالاکتوز، همراه با گلوکز، یک بلوک ساختمانی از کربوهیدرات‌ها در غذاها است.

اجرا کردن

*پلی‌ساکارید

Ex: Polysaccharides play a crucial role in providing a sustained source of energy from certain foods .

پلی‌ساکاریدها نقش حیاتی در تأمین منبع پایدار انرژی از برخی غذاها ایفا می‌کنند.

starch [اسم]
اجرا کردن

نشاسته

Ex: Rice is a good source of starch and pairs well with stir-fried vegetables .

برنج منبع خوبی از نشاسته است و با سبزیجات سرخ شده به خوبی ترکیب می‌شود.

اجرا کردن

*تری‌گلیسرید

Ex: Oils , butter , and other fats in food often contain triglycerides .

روغن‌ها، کره و سایر چربی‌ها در غذا اغلب حاوی تری‌گلیسیرید هستند.

glycerol [اسم]
اجرا کردن

*گلیسیرین

Ex: The lotion contains glycerol to moisturize the skin .

لوسیون حاوی گلیسرول برای مرطوب کردن پوست است.

اجرا کردن

*دی‌ساکارید

Ex: Amy learned about disaccharides in her biology class .

امی در کلاس زیست‌شناسی خود درباره دی‌ساکاریدها یاد گرفت.

sucrose [اسم]
اجرا کردن

*ساکارز

Ex: The soft drink contains high levels of sucrose as a sweetening agent .

نوشیدنی گازدار حاوی سطوح بالایی از ساکارز به عنوان عامل شیرین کننده است.

lactose [اسم]
اجرا کردن

*لاکتوز

Ex: The ice cream label indicates the presence of lactose in the ingredients .

برچسب بستنی نشان‌دهنده وجود لاکتوز در مواد تشکیل‌دهنده است.

maltose [اسم]
اجرا کردن

*مالتوز

Ex: The nutritionist advised limiting the intake of maltose for better blood sugar control .

متخصص تغذیه توصیه کرد که مصرف مالتوز برای کنترل بهتر قند خون محدود شود.

glycogen [اسم]
اجرا کردن

*گلیکوژن

Ex: The liver stores glycogen to help regulate blood sugar levels .

کبد گلیکوژن را ذخیره می‌کند تا به تنظیم سطح قند خون کمک کند.

اجرا کردن

*اسید چرب اشباع‌شده

Ex: He avoided consuming saturated fatty acids in his diet to maintain a healthy lifestyle .

او از مصرف اسیدهای چرب اشباع در رژیم غذایی خود اجتناب کرد تا سبک زندگی سالمی را حفظ کند.

اجرا کردن

*اسید چرب غیر اشباع

Ex: He enjoys eating avocado , which is rich in unsaturated fatty acids , as a healthy source of fat in his diet .

او از خوردن آووکادو که سرشار از اسیدهای چرب غیراشباع است، به عنوان یک منبع سالم چربی در رژیم غذایی خود لذت می‌برد.

omega-6 [اسم]
اجرا کردن

*امگا-۶

Ex:

برچسب تغذیه نشان‌دهنده وجود امگا-6 در روغن پخت‌وپز است.

اجرا کردن

چربی ترانس

Ex:

او از مصرف بخش بزرگی از فست فود پشیمان شد، بعداً متوجه شد که پر از اسیدهای چرب ترانس است.

اجرا کردن

*اسید چرب چند غیر اشباع

Ex: The fish oil supplement is a rich source of polyunsaturated fatty acids .

مکمل روغن ماهی منبع غنی از اسیدهای چرب چند غیراشباع است.

insoluble [صفت]
اجرا کردن

*حل نشدنی

Ex: Over time , the mineral became more insoluble in water .

با گذشت زمان، کانی در آب نامحلول‌تر شد.

soluble [صفت]
اجرا کردن

حلال (مایعات)

Ex: Glycerol is miscible and soluble in many polar solvents but will not dissolve in non-polar liquids like oils .

گلیسرول قابل اختلاط و حلال در بسیاری از حلال‌های قطبی است اما در مایعات غیرقطبی مانند روغن‌ها حل نخواهد شد.

cellulose [اسم]
اجرا کردن

*سلولز

Ex: The nutritionist recommends consuming foods rich in cellulose for added dietary fiber .

متخصص تغذیه مصرف غذاهای سرشار از سلولز را برای فیبر غذایی اضافی توصیه می‌کند.

اجرا کردن

*الیگوساکارید

Ex: The energy drink includes oligosaccharides to enhance its carbohydrate content .

نوشیدنی انرژی‌زا شامل الیگوساکاریدها برای افزایش محتوای کربوهیدرات آن است.

enzyme [اسم]
اجرا کردن

آنزیم

Ex: Enzymes in saliva begin the process of starch digestion even before food enters the stomach .

آنزیم‌ها در بزاق، فرآیند هضم نشاسته را حتی قبل از ورود غذا به معده آغاز می‌کنند.

chlorine [اسم]
اجرا کردن

*کلر

Ex: Chemists study the reactivity of chlorine to understand its bonding properties .

شیمیدان‌ها واکنش‌پذیری کلر را برای درک خواص پیوندی آن مطالعه می‌کنند.

magnesium [اسم]
اجرا کردن

*منیزیم

Ex: Lisa learned in science class that chlorophyll , essential for photosynthesis , contains magnesium .

لیزا در کلاس علوم یاد گرفت که کلروفیل، که برای فتوسنتز ضروری است، حاوی منیزیم است.

phosphorus [اسم]
اجرا کردن

*فسفر

Ex: Chemistry students experimented with phosphorus in class .

دانشجویان شیمی با فسفر در کلاس آزمایش کردند.

potassium [اسم]
اجرا کردن

*پتاسیم

Ex: Avocados are delicious and packed with potassium .

آووکادو خوشمزه است و سرشار از پتاسیم می‌باشد.

sodium [اسم]
اجرا کردن

*سدیم

Ex: Balancing sodium intake is important for maintaining proper hydration levels in the body .

تعادل در مصرف سدیم برای حفظ سطح مناسب هیدراتاسیون در بدن مهم است.

copper [اسم]
اجرا کردن

مس

Ex: The ancient Egyptians used copper for making tools , jewelry , and decorative items .

مصریان باستان از مس برای ساخت ابزار، جواهرات و وسایل تزئینی استفاده می‌کردند.

iodine [اسم]
اجرا کردن

*ید

Ex: Iodine deficiency can result from insufficient intake of iodine-rich foods .

کمبود ید می‌تواند ناشی از مصرف ناکافی غذاهای غنی از ید باشد.

iron [اسم]
اجرا کردن

آهن

Ex: Meat and beans both have a lot of iron .

هم گوشت و هم لوبیا مقدار زیادی آهن دارند.

manganese [اسم]
اجرا کردن

*منگنز

Ex:

منگنز یک ماده مغذی حیاتی برای عملکرد صحیح آنزیم‌ها در بدن انسان است.

molybdenum [اسم]
اجرا کردن

*مولیبدن

Ex: Molybdenum strengthens stainless steel in cookware , preventing corrosion and maintaining aesthetics .

مولیبدن فولاد ضد زنگ را در ظروف آشپزخانه تقویت می‌کند، از خوردگی جلوگیری می‌کند و زیبایی را حفظ می‌کند.

zinc [اسم]
اجرا کردن

*روی

Ex: Zinc protects steel pipes , keeping water distribution systems free from corrosion .

روی از لوله‌های فولادی محافظت می‌کند و سیستم‌های توزیع آب را از خوردگی مصون می‌دارد.

vitamin D [اسم]
اجرا کردن

*ویتامین دی

Ex:

ضعف عضلانی می‌تواند نشانه‌ای از کمبود ویتامین دی باشد که بر عملکرد عضلات تأثیر می‌گذارد.

vitamin C [اسم]
اجرا کردن

*ویتامین ث

Ex:

گنجاندن فلفل دلمه‌ای در رژیم غذایی شما راهی برای به دست آوردن محتوای بالای مشخصه ویتامین C است که ارائه می‌دهند.

vitamin A [اسم]
اجرا کردن

*ویتامین آ

Ex:

سلامت پوست با وجود ویتامین آ در بدن مرتبط است.

vitamin B1 [اسم]
اجرا کردن

*ویتامین ب۱

Ex:

سطوح بهینه ویتامین B1 با عملکرد شناختی بهبود یافته مرتبط است.

vitamin B2 [اسم]
اجرا کردن

*ویتامین ب۲

Ex:

معرفی تخم مرغ به وعده‌های غذایی شما راهی برای به دست آوردن محتوای مشخصه بالای ویتامین B2 است که ارائه می‌دهند.

vitamin B12 [اسم]
اجرا کردن

*ویتامین ب۱۲

Ex: Including beef and dairy in your diet is a way to obtain the characteristic high vitamin B12 content they offer .

گنجاندن گوشت گاو و لبنیات در رژیم غذایی شما راهی برای به دست آوردن محتوای بالای مشخصه ویتامین B12 است که آنها ارائه می‌دهند.

vitamin E [اسم]
اجرا کردن

*ویتامین ای

Ex:

شما می‌توانید ویتامین E را در روغن‌های گیاهی پیدا کنید.

vitamin K [اسم]
اجرا کردن

*ویتامین کا

Ex:

خوردن کلم پیچ به بدن شما ویتامین K برای سلامت استخوان می‌دهد.

albumin [اسم]
اجرا کردن

آلبومین

Ex:

آلبومین به انتقال مواد مغذی به سلول‌های شما کمک می‌کند.

اجرا کردن

*اسکوربیک اسید

Ex:

گنجاندن غذاهای غنی از اسید اسکوربیک، مانند میوه‌ها، برای یک رژیم غذایی سالم ضروری است.

caffeine [اسم]
اجرا کردن

کافئین

Ex: Too much caffeine can make you feel jittery or anxious .

مقدار زیاد کافئین می‌تواند باعث شود احساس بی‌قراری یا اضطراب کنید.

emulsifier [اسم]
اجرا کردن

*امولسیفایر

Ex: The hair styling cream included an emulsifier to combine the water and styling agents .

کرم حالت دهنده مو شامل یک امولسیفایر برای ترکیب آب و عوامل حالت دهنده بود.

folic acid [اسم]
اجرا کردن

*اسید فولیک

Ex: Cereals and bread can be enriched with folic acid .

غلات و نان می‌توانند با اسید فولیک غنی شوند.

gluten [اسم]
اجرا کردن

گلوتن

Ex:

گندم، جو و چاودار غلات رایجی هستند که حاوی گلوتن هستند.

niacin [اسم]
اجرا کردن

*نیاسین

Ex:

نیاسین برای حفظ سلامت پوست ما مهم است.

اجرا کردن

*سدیم هیدروژن‌کربنات

Ex: When I spill something acidic , I clean it up with sodium bicarbonate .

وقتی چیزی اسیدی می‌ریزم، آن را با بی‌کربنات سدیم تمیز می‌کنم.

tannin [اسم]
اجرا کردن

*جوهر مازو

Ex: Some people like the bitterness that tannin adds to red wine .

بعضی افراد طعم تلخی که تانن به شراب قرمز می‌افزاید را دوست دارند.

vitamin B6 [اسم]
اجرا کردن

ویتامین B6

Ex:

کمبود ویتامین B6 می‌تواند منجر به کم‌خونی و بیماری‌های پوستی شود.

biotin [اسم]
اجرا کردن

بیوتین

Ex: Many beauty products claim to contain biotin to enhance skin health .

بسیاری از محصولات زیبایی ادعا می‌کنند که حاوی بیوتین هستند تا سلامت پوست را بهبود بخشند.

اجرا کردن

اسید پانتوتنیک

Ex: Many multivitamins include pantothenic acid to support overall health .

بسیاری از مولتی‌ویتامین‌ها شامل اسید پانتوتنیک برای حمایت از سلامت کلی هستند.