خوردن، نوشیدن و سرو غذا - مصرف الکل
در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به مصرف الکل مانند "خماری"، "مست" و "نوشیدن سلامتی" را یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to consume alcohol as a habit or for pleasure

مشروبات الکلی نوشیدن
مهم است که در رویدادهای اجتماعی الکل مصرف کنید و مسئولانه بنوشید و محدودیتهای خود را بدانید.
to consume substances such as alcohol or drugs beyond acceptable or recommended levels

*در مصرف مشروب زیادهروی کردن
نوجوانان اغلب در مورد خطرات فشار همسالان و پتانسیل سوء استفاده از موادی مانند سیگار و الکل آموزش میبینند.
to reduce the effects of alcohol in a person's system

از مستی خارج کردن
بعد از مهمانی، او نیاز داشت که هم اتاقی مستش را هوشیار کند قبل از اینکه بتوانند گفتگوی جدی داشته باشند.
to quickly and often carelessly consume large amounts of liquid, particularly alcoholic drinks

بیش از حد نوشیدن
ملوانان پس از یک روز طولانی در دریا در میخانه جمع میشدند تا رام بنوشند.
to express good wishes or congratulations, usually by raising a glass and drinking in honor of a person, event, or achievement

به سلامتی کسی نوشیدن
خانوادهها اغلب در جشنهای تعطیلات برای سلامتی و خوشبختی نوشیدن میکنند.
to add a splash or small amount of a potent alcoholic drink to another beverage for flavor or added strength

*به نوشیدنیها الکل اضافه کردن
او از اضافه کردن یک شات جین به لیموناد خود برای یک پیچش طراوت بخش لذت میبرد.
to drink quickly or consume a beverage in a rapid or forceful manner

سریع نوشیدن
آنها تمام شب شاتهای تکیلارا سر میکشیدند، جشن تولد دوستشان را میگرفتند.
to drink alcohol, especially in large quantities and often habitually

*مشروب نوشیدن
او تمایل داشت در مراسم اجتماعی بیش از حد مشروب بخورد، که باعث نگرانی دوستانش میشد.
to quickly and significantly consume a drink, typically an alcoholic one in large quantities

*مشروب نوشیدن
در تلاش برای تحت تأثیر قرار دادن دوستانش، او سعی کرد یک شات تکیلا را یک نفس بنوشد.
to engage in lively, noisy, and often excessive drinking and celebration, especially in a social gathering or festive setting

در مشروب افراط کردن, میگساری کردن
در فضای جشن، همه شروع به میگساری و شادی کردند و رقصیدند.
to cease serving alcoholic drinks to an individual

*سرو مشروب را قطع کردن
بارتندر مجبور شد مشتری را قطع کند پس از مشاهده علائم مسمومیت شدید.
to joyfully and enthusiastically enjoy festivities, often involving drinking

*پر سروصدا جشن گرفتن
مردم از سراسر شهر برای شادی کردن در جشنواره سالانه آبجو آمدند.
to regularly enjoy drinking alcohol without excess

به اندازه مشروب نوشیدن
او در روزهای گرم تابستان یک آبجو سرد مینوشید.
an outing where participants visit multiple pubs or bars in one session, usually drinking along the way

*از یک بار خارج شدن به دیگری رفتن
آخر هفته آنها به یک تور بار کامل تبدیل شد.
a scale for measuring the strength of alcoholic beverages

مقیاس خلوص الکل
اصطلاح « اثبات » از نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا سرچشمه گرفته است، جایی که ملوانان قدرت رام را با آتش زدن آن با باروت آزمایش میکردند؛ اگر میسوخت، « اثبات » بود که الکل کافی دارد.
a feeling of euphoria caused by drugs or alcohol

مستی, نشئگی
حال ناشی از الکل باعث شد او احساس اعتماد به نفس و بیخیالی بیشتری کند.
a time when bars offer discounted prices on drinks to attract customers

*ساعات تخفیف در بهای مشروبات
ساعت شاد زمان مناسبی برای امتحان کردن نوشیدنیهای جدید بدون هزینه زیاد است.
the strength or confidence that is obtained from drinking an excessive amount of alcoholic drinks

جرئتِ ناشی از مستی, جرئتِ بعد از چند پیک
جرئتِ مستی را با اعتمادبهنفس واقعی اشتباه نگیر.
a person chosen to abstain from alcohol and ensure the safe transportation of others who have been drinking

راننده تعیین شده, راننده
مارک داوطلب شد تا راننده تعیین شده برای شب بیرون با دوستان باشد.
used as a casual way to say goodbye

خداحافظ
من الآن میروم. خداحافظ، همه!
a serious alcohol withdrawal condition causing confusion, hallucinations, and tremors

سندرم هذیان ناشی از ترک الکل
بیمار لرزش شدید و گیجی نشان داد، علائم کلاسیک دلیریوم ترمنس.
a medical condition caused by drinking an excessive amounts of alcohol on a regular basis

الکلیسم, میبارگی
تحقیقات نشان دادهاند که بین استرس و افزایش خطر الکلیسم همبستگی وجود دارد.
an international organization with a spiritually inclined twelve-step program designed to help people who are trying to stop drinking alcohol

انجمن الکلیهای گمنام
جان به طور مرتب در جلسات الکلیهای گمنام شرکت میکند تا در مسیر بهبودی خود باقی بماند.
the act of operating a motor vehicle while under the influence of alcohol or drugs to the extent that it impairs the person's ability to drive safely

رانندگی تحت تأثیر الکل یا مواد مخدر
a term used in some jurisdictions to refer to the act of operating a motor vehicle while under the influence of alcohol or drugs

*رانندگی تحت تأثیر دارو و الکل
بسیاری از تصادفات جادهای به این دلیل اتفاق میافتند که کسی در حالت مستی (DWI) رانندگی میکرد.
having had too much alcohol and visibly affected by it

مست
مست بودن میتواند منجر به خطرات سلامتی و حوادث شود.
excessively consuming alcohol and struggling to control or stop this habit

دائمالخمر, الکلی
پدر الکلی جک با وجود تلاشهای متعدد برای بازتوانی، در حفظ هوشیاری مشکل داشت.
drunk from consuming a significant amount of alcohol

*مست
او از مهمانی بیرون آمد، به نظر کاملاً مست میرسید.
lightly intoxicated from alcohol

نیمهمست, سرخوش
او در مهمانیها به راحتی مست میشود.
heavily drunk, often to the point of being visibly clumsy and lacking control

*مست
گروه در بار مست شد و شب وحشیای داشت.
extremely intoxicated or drunk, to the point where one's senses and judgment are severely disabled

*مست
او از بار مست و لایعقل بیرون تلو تلو خورد، در حالی که برای راه رفتن صاف تقلا میکرد.
the feeling of being intoxicated or under the influence of substances such as alcohol, caffeine, or recreational drugs

*سرمستی
affected by alcohol to the extent of being visibly intoxicated

*مست
اجتناب از رفتار مست برای نوشیدن مسئولانه ضروری است.
having consumed excessive alcohol to the point of extreme intoxication

*مست
بعد از چند دور نوشیدنی، او کاملاً مست بود.
affected by alcohol

*مست
گروه مست با خندههای بلند از بار بیرون آمدند، تلوتلو خوردن.
under the influence of alcohol or drugs to the point of being unable to think or act clearly

مست, مخمور
بارتندر از سرو الکل بیشتر به مشتری که به وضوح مست بود خودداری کرد.
heavily intoxicated by alcohol, often to the point of being impaired or unconscious

کاملاً مست
پس از چند دور، او کاملاً مست احساس کرد.
a person who habitually drinks cheap wine or is perceived as constantly drunk

*عیاش
همه مست را که بیرون مغازه گدایی میکرد نادیده گرفتند.
a person who is in a state of intoxication resulting from the consumption of excessive alcohol

*مستی
مهمانی از کنترل خارج شد وقتی اکثر مهمانها مست شدند.
a person who drinks alcohol excessively or habitually

*فرد مست
خانوادهاش نگران بودند که او در حال تبدیل شدن به یک مست است که به دلیل خماری از کار غیبت میکند.
not under the influence of alcohol or drugs

*هوشیار
او تصمیم گرفت در مهمانی هوشیار بماند تا از تأثیر مواد مخدر جلوگیری کند.
completely avoiding alcohol

مخالف مصرف نوشیدنیهای الکلی, تیتوتال
میهمانان پرهیزکار از الکل به جای شراب آب انتخاب کردند.
the process of helping someone who has a problem with drugs or alcohol to lead a normal life again

بازپروری
پس از تصادف، او به توانبخشی رفت تا از وابستگی به الکل بهبود یابد.
not being under the influence of alcohol or drugs

هشیاری (در برابر مستی), میانهروی
حفظ پاکی یک تعهد روزانه برای کسانی است که در حال بهبودی هستند.
a person who abstains completely from alcoholic drinks

پرهیزکار از الکل, فردی که کاملاً از نوشیدنی های الکلی پرهیز می کند
علیرغم هنجارهای اجتماعی، او با اطمینان هویت خود را به عنوان یک پرهیزکار از مشروبات الکلی پذیرفت.
