خوردن، نوشیدن و سرو غذا - انواع وعده های غذایی

اینجا شما چند کلمه انگلیسی مربوط به انواع مختلف وعده‌های غذایی مانند "potluck"، "iftar" و "banquet" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
خوردن، نوشیدن و سرو غذا
breakfast [اسم]
اجرا کردن

صبحانه

Ex: The café served a delicious breakfast sandwich with eggs , cheese , and ham on a toasted bagel .

کافه یک ساندویچ صبحانه خوشمزه با تخم مرغ، پنیر و ژامبون روی یک بگل تست شده سرو کرد.

brunch [اسم]
اجرا کردن

چاشت

Ex: The brunch buffet included both savory and sweet options , satisfying everyone 's tastes and preferences .

بوفه برانچ شامل گزینه‌های شور و شیرین بود، که ذائقه و ترجیحات همه را راضی می‌کرد.

lunch [اسم]
اجرا کردن

ناهار

Ex: Some people choose to skip lunch when they are busy or not feeling hungry .

بعضی از افراد وقتی مشغول هستند یا گرسنه نیستند، انتخاب می‌کنند که ناهار را حذف کنند.

اجرا کردن

(ناهار، میوه و...) بسته‌بندی‌شده (برای بردن به مدرسه و...)

tea [اسم]
اجرا کردن

*چای ساعت پنج

high tea [اسم]
اجرا کردن

عصرانه (شامل چای و...)

dinner [اسم]
اجرا کردن

شام

Ex: They had a family dinner with a roasted chicken , rice , and steamed broccoli .

آنها یک شام خانوادگی با مرغ کبابی، برنج و بروکلی بخارپز داشتند.

supper [اسم]
اجرا کردن

شام سبک

Ex: She prepared a hearty supper of roast chicken with vegetables and mashed potatoes .

او یک شام مقوی از مرغ کباب شده با سبزیجات و پوره سیب زمینی آماده کرد.

siu yeh [اسم]
اجرا کردن

*فرهنگ هنگ‌کنگی غذاخوری در نیمه‌شب

banquet [اسم]
اجرا کردن

ضیافت

Ex: A traditional Chinese banquet typically includes a variety of dishes symbolizing prosperity , happiness , and longevity .

یک ضیافت سنتی چینی معمولاً شامل انواع غذاهایی است که نماد رونق، شادی و طول عمر هستند.

barbecue [اسم]
اجرا کردن

مهمانی کبابخوری

Ex: We had a barbecue in our backyard last weekend .

ما آخر هفته در حیاط خلوت خود باربیکیو داشتیم.

buffet [اسم]
اجرا کردن

بوفه

Ex: The buffet included a salad bar , hot entrees , and a dessert station .

بوفه شامل یک سالاد بار، غذاهای گرم و یک ایستگاه دسر بود.

collation [اسم]
اجرا کردن

غذای سبک

Ex: We had a quick collation before heading to the evening event .

ما یک میان‌وعده سریع داشتیم قبل از رفتن به رویداد عصرگاهی.

kaiseki [اسم]
اجرا کردن

*کایسکی (خوراک ژاپنی)

bite [اسم]
اجرا کردن

یک لقمه

Ex: After a long day , a hot bite of pizza was just what she needed .

پس از یک روز طولانی، یک لقمه گرم پیتزا دقیقاً همان چیزی بود که او نیاز داشت.

square meal [اسم]
اجرا کردن

غذای درست حسابی

Ex: When you 're out camping , a square meal by the campfire can be a comforting experience .

وقتی که کمپینگ می‌روید، یک غذای کامل کنار آتش می‌تواند تجربه‌ای آرامش‌بخش باشد.

cream tea [اسم]
اجرا کردن

چای خامه (وعده غذایی چای بعدازظهر)

feast [اسم]
اجرا کردن

غذای مجلل

Ex: Guests were invited to a grand feast at the palace .
meal [اسم]
اجرا کردن

وعده غذایی

Ex: She planned a romantic candlelit meal for their anniversary .

او یک غذا رمانتیک با نور شمع برای سالگردشان برنامه‌ریزی کرد.

snack [اسم]
اجرا کردن

میان‌وعده

Ex: She often has a snack between breakfast and lunch to stave off hunger .

او اغلب بین صبحانه و ناهار یک میان وعده می‌خورد تا گرسنگی را برطرف کند.

takeaway [اسم]
اجرا کردن

غذای بیرون‌بر

Ex: We ’re having takeaway tonight because I do n’t feel like cooking .

امشب غذای بیرون‌بر می‌خوریم چون حوصله آشپزی ندارم.

takeout [اسم]
اجرا کردن

غذای بیرون‌بر

Ex:

او سفارش بیرون‌بر را برداشت و آن را به خانه آورد تا یک وعده غذایی خانوادگی دنج داشته باشند.

to-go [صفت]
اجرا کردن

بیرون‌بر (غذا یا نوشیدنی)

Ex: The café has a special line for customers who want to order their drinks to-go instead of dining in .

کافه یک خط ویژه برای مشتریانی دارد که می‌خواهند نوشیدنی‌های خود را بیرون‌بر سفارش دهند به جای اینکه در محل بخورند.