موسیقی - کلمات مرتبط با موسیقی

در اینجا شما برخی از اسم‌های انگلیسی مرتبط با موسیقی مانند "verse"، "rehearsal" و "arrangement" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
موسیقی
instrument [اسم]
اجرا کردن

ساز

Ex: The violin is a difficult instrument to master , but it produces beautiful sounds .

ویولن یک ساز دشوار برای تسلط است، اما صداهای زیبایی تولید می‌کند.

اجرا کردن

ساز زهی

Ex: The harp , a large and elegant string instrument , added a beautiful , ethereal quality to the concert .

چنگ، یک ساز زهی بزرگ و ظریف، کیفیتی زیبا و اثیری به کنسرت اضافه کرد.

اجرا کردن

سازهای بادی چوبی

Ex: The piccolo and English horn are lesser-known woodwind instruments that add unique timbres to the ensemble 's sound palette .

پیکولو و کور آنگلیسی از سازهای بادی چوبی کمتر شناخته شده‌ای هستند که رنگ‌های صوتی منحصر به فردی به پالت صوتی گروه اضافه می‌کنند.

crossover [اسم]
اجرا کردن

تغییر سبک موسیقی برای جذب شنوندگان بیشتر

Ex: The Broadway musical achieved widespread acclaim for its seamless crossover of hip-hop and traditional musical theater elements .

موزیکال برادوی به دلیل کراس اوور بی‌درز بین هیپ‌هاپ و عناصر سنتی تئاتر موزیکال، تحسین گسترده‌ای به دست آورد.

musician [اسم]
اجرا کردن

نوازنده

Ex: The musician 's passion for music shines through in his performances .

اشتیاق موسیقیدان به موسیقی در اجراهایش می‌درخشد.

voice [اسم]
اجرا کردن

صدا

Ex: Teachers need to project their voice so that everyone in the classroom can hear .

معلمان باید صدای خود را طوری پخش کنند که همه در کلاس بتوانند بشنوند.

lyric [اسم]
اجرا کردن

متن ترانه

Ex: The band 's lyrics often explore themes of love , loss , and personal growth .

متن آهنگ‌های گروه اغلب مضامین عشق، از دست دادن و رشد شخصی را بررسی می‌کنند.

اجرا کردن

سازهای بادی برنجی

Ex: The cornet , a close cousin of the trumpet , is a popular brass instrument known for its agility and bright , clear tone .

کرنت، یکی از نزدیکان شیپور، یک ساز بادی برنجی محبوب است که به دلیل چابکی و صدای روشن و واضحش شناخته می‌شود.

hit [اسم]
اجرا کردن

فرد یا چیز زبانزد

fingering [اسم]
اجرا کردن

انگشت‌گذاری (موسیقی)

Ex: Fingering charts are helpful tools for brass and woodwind players .

نقشه‌های انگشت‌گذاری ابزارهای مفیدی برای نوازندگان سازهای بادی برنجی و چوبی هستند.

rehearsal [اسم]
اجرا کردن

تمرین

Ex: The theater director scheduled additional rehearsals to address timing issues in the comedy .

کارگردان تئاتر تمرینات اضافی را برای حل مشکلات زمان‌بندی در کمدی برنامه‌ریزی کرد.

release [اسم]
اجرا کردن

رهایی

Ex: The percussionist 's skillful release of the cymbals added a shimmering quality to the crescendo .

رهاسازی ماهرانه سنج‌ها توسط نوازنده پرکاشن، کیفیت درخشانی به کرشندو افزود.

sample [اسم]
اجرا کردن

نمونه (موسیقی)

Ex:
set [اسم]
اجرا کردن

آهنگ‌های اجراشده

Ex: The DJ prepared a set of electronic tracks .
arrangement [اسم]
اجرا کردن

قطعه موسیقی تنظیم‌شده

Ex: The album features a unique arrangement of folk tunes for electronic instruments .
اجرا کردن

خواندن سرود کریسمس در خیابان (برای جمع‌آوری پول)

composition [اسم]
اجرا کردن

خلق

Ex: The student 's composition demonstrated clear structure and creativity .
karaoke [اسم]
اجرا کردن

کارائوکه

Ex:

کارائوکه به افراد اجازه می‌دهد برای چند دقیقه مانند ستاره‌های راک احساس کنند، بدون توجه به توانایی آوازخوانی آنها.

اجرا کردن

موسیقی ساخته شده توسط نوازندگان بی‌تجربه

Ex: Outsider music thrives on its creators ' lack of formal training , allowing for experimental and boundary-pushing compositions .

موسیقی آوتسایدر به دلیل عدم آموزش رسمی خالقانش رشد می‌کند، که امکان ساخت آهنگ‌های تجربی و مرزشکن را فراهم می‌آورد.

lo-fi [اسم]
اجرا کردن

لو-فای

Ex: The cafe played lo-fi music in the background , creating a chill ambiance for patrons to enjoy their coffee and conversation .

کافه در پس‌زمینه موسیقی لو-فای پخش کرد، که فضایی آرامش‌بخش برای مشتریان ایجاد کرد تا از قهوه و گفت‌وگوی خود لذت ببرند.

alto [اسم]
اجرا کردن

آلتو

Ex: As the alto member of the brass family , the horn contributed a warm and rounded sound to the symphony orchestra .

به عنوان عضو آلتو خانواده برنجی، هورن صدایی گرم و گرد به ارکستر سمفونیک اضافه کرد.

act [اسم]
اجرا کردن

هنرمند

Ex: Each act brought a unique style to the show , keeping the audience engaged .

هر هنرمند سبک منحصر به فردی به نمایش آورد و مخاطبان را درگیر نگه داشت.

support [اسم]
اجرا کردن

اجرای فرعی (در کنسرت راک یا پاپ)

ensemble [اسم]
اجرا کردن

گروه ارکستر

Ex: The auditorium resonated with the powerful sound of the brass ensemble .

سالن کنسرت با صدای قدرتمند گروه برنجی طنین انداز شد.

consort [اسم]
اجرا کردن

گروه سازهای هماهنگ با هم

Ex: During the Renaissance , a consort of viols was a popular ensemble , beloved for its rich and sonorous sound .

در دوران رنسانس، یک کنسرت ویولن‌ها گروهی محبوب بود که به خاطر صدای غنی و رسایش مورد علاقه بود.

interval [اسم]
اجرا کردن

وقفه

Ex: The theater announced that the interval would last ten minutes .

تئاتر اعلام کرد که میان‌پرده ده دقیقه طول خواهد کشید.

fanfare [اسم]
اجرا کردن

شیپورنوازی

Ex: The fanfare at the beginning of the symphony set the tone for the entire piece , announcing its bold and celebratory theme .

فانفار در ابتدای سمفونی، تنالیته برای کل قطعه تنظیم کرد و تم جسورانه و جشنواره‌ای آن را اعلام نمود.

solfege [اسم]
اجرا کردن

سلفژ

Ex: Singers often warm up their voices by singing scales using solfege .

خوانندگان اغلب با استفاده از سلفژ گام‌ها را می‌خوانند تا صدای خود را گرم کنند.

metronome [اسم]
اجرا کردن

مترونوم

Ex: The drummer relied on the metronome to improve his timing and precision during rehearsals with the band .

درامر برای بهبود زمان‌بندی و دقت خود در طول تمرینات با گروه به مترونوم تکیه کرد.

auditorium [اسم]
اجرا کردن

جایگاه حضار

Ex: The orchestra performed a mesmerizing concert in the acoustically excellent auditorium , captivating the audience with their music .

ارکستر یک کنسرت مسحورکننده در سالن با آکوستیک عالی اجرا کرد و با موسیقی خود مخاطبان را مجذوب کرد.

اجرا کردن

هم‌ آهنگ‌سازی

Ex: In the barbershop quartet , the members perfected their harmonization , achieving a perfect balance of voices in every performance .

در چهارنفره آرایشگاه، اعضا هارمونیزاسیون خود را به کمال رساندند و در هر اجرا به تعادل کامل صداها دست یافتند.

baton [اسم]
اجرا کردن

میزانه (ارکستر)

Ex: With precise baton technique , the guest conductor elicited an exceptional performance .

با تکنیک دقیق باتون، رهبر ارکستر مهمان اجرایی استثنایی ارائه داد.

spiccato [اسم]
اجرا کردن

نوعی روش آرشه‌کشی برای ایجاد صدای منقطع

Ex: The chamber ensemble employed spiccato to create a rhythmic pulse .

ارکستر مجلسی از اسپیکاتو برای ایجاد ضربان ریتمیک استفاده کرد.

اجرا کردن

کنترپوان

Ex: Counterpoint requires careful attention to melody and harmony .
اجرا کردن

دوستدار کنسرت

Ex: A group of concert-goers formed a line outside the venue , eagerly awaiting the doors to open for the sold-out show .

گروهی از حاضران در کنسرت در خارج از محل تشکیل صف دادند و با اشتیاق منتظر باز شدن درها برای نمایش تمام شده بودند.

اجرا کردن

سالن کنسرت

Ex: She was excited to attend her first live performance in the grand concert hall , known for its stunning architecture .

او برای شرکت در اولین اجرای زنده خود در سالن کنسرت بزرگ، که به خاطر معماری خیره کننده اش معروف است، هیجان زده بود.

اجرا کردن

جایگاه گروه نوازندگان

Ex: During the musical , the sound of the orchestra pit filled the theater , enhancing the dramatic impact of each scene .

در طول موزیکال، صدای گودال ارکستر تئاتر را پر کرد و تأثیر دراماتیک هر صحنه را افزایش داد.

encore [اسم]
اجرا کردن

آنکور (موسیقی)

Ex: After a long applause , the violinist gave an encore of a classical favorite .

پس از تشویق طولانی، نوازنده ویولن یک انکور از یک قطعه کلاسیک محبوب اجرا کرد.

repertoire [اسم]
اجرا کردن

(نمایش، موسیقی و...) آماده برای اجرا

Ex: The singer-songwriter's repertoire included both original compositions and covers of classic folk songs , showcasing her versatility as an artist .

رپرتوار خواننده-ترانه‌سرا شامل هر دو آهنگ‌های اصلی و بازخوانی‌های آهنگ‌های فولکلور کلاسیک بود که نشان‌دهنده تنوع او به عنوان یک هنرمند بود.

music video [اسم]
اجرا کردن

نماهنگ

Ex: He prefers listening to songs without watching the music videos .

او ترجیح می‌دهد به آهنگ‌ها بدون تماشای موزیک ویدیو گوش دهد.

set list [اسم]
اجرا کردن

*لیست آهنگ‌های اجرا

metalhead [اسم]
اجرا کردن

متال‌باز

Ex: The metalhead 's room was filled with posters of legendary metal bands , creating a shrine to his musical heroes .

اتاق متالهد پر از پوستر گروه‌های متال افسانه‌ای بود، که معبدی برای قهرمانان موسیقی او ایجاد می‌کرد.

punk [اسم]
اجرا کردن

پانک

Ex: Despite facing criticism and backlash , the punk remained steadfast in their beliefs and continued to push boundaries through their creative expression .

علیرغم مواجهه با انتقادات و واکنش‌های منفی، پانک در باورهای خود ثابت‌قدم ماند و به گسترش مرزها از طریق بیان خلاقانه خود ادامه داد.

audience [اسم]
اجرا کردن

حضار

Ex: The audience was moved by the powerful speech .

تماشاگران تحت تأثیر سخنرانی قدرتمند قرار گرفتند.