اشتیاق زیاد به سفر
او کشش پاهای خارشدار را احساس کرد و یک سال مرخصی گرفت تا سفر کند و دنیا را ببیند.
در اینجا واژگان از واحد 2 - مرجع در کتاب درسی Total English Upper-Intermediate را پیدا خواهید کرد، مانند "حشره سفر"، "پرسه زدن"، "سنگ شده از ترس"، و غیره.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
اشتیاق زیاد به سفر
او کشش پاهای خارشدار را احساس کرد و یک سال مرخصی گرفت تا سفر کند و دنیا را ببیند.
میل و علاقه شدید به سفر
وقتی که ویروس سفر به شما میزند، ماندن در یک جا سخت میشود.
مستقل
هنرمند مستقل بدون جستجوی تایید از دیگران، به دنبال علاقه خود رفت.
تجربه کردن
بازدید از موزه فرصتی برای تجربه تاریخ از نزدیک فراهم میکند.
شوک فرهنگی
تفاوتها در غذا و آداب و رسوم باعث شوک فرهنگی شد.
بیهدف راه رفتن
من در خیابانهای باریک پرسه زدم، از مناظر و صداهای شهر لذت بردم.
مجذوبکننده
کشفیات دانشمند درباره فضا واقعاً مسحورکننده است، درک ما از جهان را گسترش میدهد.
دلهرهآور
صعود به مسیر کوهستانی شیبدار ترسناک به نظر میرسید، اما آنها مصمم بودند به قله برسند.
چالشبرانگیز
نوشتن یک مقاله تحقیقی میتواند چالشبرانگیز باشد، نیاز به تحقیق جامع و تحلیل انتقادی دارد.
خشکزده (از شدت ترس)
مجسمه سنگ شده به نظر میرسید لحظهای از سکون ابدی را به تصویر کشیده است.
متحجر کننده
آنها با طوفانی وحشتآور در سفر قایقی خود روبرو شدند.
آزاردهنده
تأخیر آزاردهنده در حمل و نقل عمومی باعث شد مسافران به محل کار دیر برسند.
منزجرشده
مشتریان منزجر پس از پیدا کردن سوسک در غذایشان رستوران را ترک کردند.
چندشآور
فکر خوردن حشرات ممکن است برای برخی خوشمزه باشد، اما برای دیگران، کاملاً منزجرکننده است.
الهامبخش
سفر او از انعطافپذیری و عزم واقعاً الهامبخش بود برای همه کسانی که او را میشناختند.
نگران
آنها درباره سلامتی خود نگران بودند، احساس اضطراب درباره نتایج آزمایشهای پزشکی خود داشتند.
نگرانکننده
چشمانداز نگرانکننده اخراج از کار در شرکت، کارمندان را نسبت به آیندهشان نگران کرد.
خنک
آنها از یک شب تابستانی خنک زیر ستارهها لذت بردند.
سرد
آب سرد احساس میشد، که شنا کردن را سخت میکرد.
زیر صفر
معتدل
پیشبینی شرایط ملایم را بدون باران شدید یا طوفان پیشبینی میکند.
باران شدید آمدن
ما مجبور شدیم پیکنیک را لغو کنیم چون ناگهان شروع به باریدن شدید کرد.
نمنم باران
او عاشق صدای باران نم نم بود که به آرامی به پنجرهاش میخورد.
باران یا برف شدید باریدن
دانههای برف از آسمان باریدند، زمین را با پتویی سفید و ضخیم پوشاندند.
نسیم
دریاچه آرام بود و فقط یک نسیم ملایم سطح آب را به هم میزد.
همراه با نسیم
خانه خنک و راحت باقی ماند به لطف تهویه متقاطع معتدل.
گرفته (آبوهوا یا آسمان)
صبح خاکستری و ابری طلوع کرد و حال و هوای غمگینی بر شهر افکند.
آفتابی
روز آفتابی آنها را وسوسه کرد که به کوهنوردی در کوههای نزدیک بروند.
مهاجرت کردن
ناپایداری سیاسی و چالشهای اقتصادی بسیاری از شهروندان را به مهاجرت ترغیب کرد.
به خارج
ما معمولاً در ماه می برای فرار از روزمرگی به خارج از کشور میرویم.
اسبابکشی کردن
او از یک بخش به بخش دیگر در شرکت منتقل شد.
ترک کردن
او شهر را ترک کرد تا زندگی جدیدی را در روستا شروع کند.
پرسه زدن
به بچهها اجازه داده شد که در چمنزار آزادانه پرسه بزنند، طبیعت را کاوش کنند و پروانهها را تعقیب کنند.
به سفری رفتن
بعد از صبحانه، کوهنوردان راه افتادند در مسیر، آماده برای یک روز اکتشاف.
بدرقه کردن
ما به فرودگاه رفتیم تا بدرقه کنیم دوستمان را که به کشوری دیگر پرواز میکرد.
دور شدن
سگ شروع به پارس کردن کرد، نشان میداد که میخواهد غریبه برود.
اتفاق افتادن
عروسی برگزار خواهد شد همانطور که برنامه ریزی شده بود، با وجود باران.
انتخاب کردن
هنگام خرید یک تلفن جدید، او تصمیم گرفت انتخاب کند آخرین مدل را.
به قول یا تعهد خود عمل نکردن
مبتلا شدن
او مراقب بود که دستهایش را مرتب بشوید تا از مبتلا شدن به ویروس معده واگیردار جلوگیری کند.
کاری را امتحان کردن
موفق شدن (در اکتساب چیزی یا انجام کاری)
بسیار پرمشغله
بدیهی بودن
به عهد خود وفا نکردن