مهارت‌های واژگان SAT 4 - درس 50

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 4
اجرا کردن

بازپروری کردن

Ex: She rehabilitates patients with physical injuries through specialized exercises .

او با تمرین‌های تخصصی بیماران دچار آسیب‌های جسمی را توانبخشی می‌کند.

اجرا کردن

مقابله‌به‌مثل کردن

Ex: The nation sought to retaliate economic sanctions by imposing reciprocal measures on its trading partners ..

ملت تلاش کرد تا با اعمال اقدامات متقابل بر شرکای تجاری خود، به تحریم‌های اقتصادی پاسخ دهد.

to macerate [فعل]
اجرا کردن

خیساندن و نرم کردن

Ex: Before making sangria , it 's essential to macerate the fruit in wine and brandy to impart their flavors into the drink .

قبل از تهیه سانگریا، ضروری است که میوه را در شراب و برندی خیساند تا عطر و طعم آنها به نوشیدنی منتقل شود.

to vitiate [فعل]
اجرا کردن

معیوب ساختن

Ex: His biased approach vitiated the results of the study .

رویکرد جانبدارانه او نتایج مطالعه را مخدوش کرد.

اجرا کردن

آغاز کردن

Ex: They inaugurate the program next week .

آن‌ها برنامه را هفته آینده رسمی می‌کنند.

اجرا کردن

نام بردن

Ex: He was designated " Professor Emeritus " for his lifelong contribution to the field .

او به خاطر مشارکت مادام العمرش در این زمینه به عنوان "استاد بازنشسته" منصوب شد.

اجرا کردن

اظهارفضل کردن

Ex: He was pontificating about his favorite sports team , convinced he knew everything .

او درباره تیم ورزشی مورد علاقه‌اش موعظه می‌کرد، با این باور که همه چیز را می‌داند.

اجرا کردن

همکاری کردن

Ex: The two companies decided to collaborate on developing a new software application .

دو شرکت تصمیم گرفتند در توسعه یک نرم‌افزار جدید همکاری کنند.

to abdicate [فعل]
اجرا کردن

کناره‌گیری کردن

Ex: The king chose to abdicate the throne in favor of his successor .

پادشاه تصمیم گرفت به نفع جانشین خود از تخت کناره‌گیری کند.

اجرا کردن

سوراخ کردن

Ex: She perforated the document along the dotted line for detachment .

او سند را در امتداد خط نقطه‌چین سوراخ کرد تا جدا شود.

اجرا کردن

جویدن

Ex: He hurriedly masticated his sandwich during the short lunch break .

او در طول استراحت ناهار کوتاه، ساندویچ خود را با عجله جوید.

to relegate [فعل]
اجرا کردن

تنزل (رتبه) دادن

Ex: A decline in product quality may relegate a brand to a less prestigious market position .

کاهش کیفیت محصول ممکن است یک برند را به موقعیت بازاری کم‌اعتبارتر تنزل دهد.

اجرا کردن

آب (چیزی را) گرفتن

Ex: The heat is currently dehydrating the wet clothes on the clothesline .

گرما در حال حاضر لباس‌های خیس روی بند رخت را بی‌آب می‌کند.

اجرا کردن

آبستن کردن

Ex: The reproductive specialist discussed various options for impregnating the woman through artificial insemination .

متخصص باروری گزینه‌های مختلفی را برای باردار کردن زن از طریق تلقیح مصنوعی مورد بحث قرار داد.

to innovate [فعل]
اجرا کردن

ابداع کردن

Ex: In response to customer feedback , the designer innovated the product design for better usability .

در پاسخ به بازخورد مشتریان، طراح طراحی محصول را برای قابلیت استفاده بهتر نوآوری کرد.

اجرا کردن

مصادره کردن

Ex: Law enforcement successfully confiscated vehicles used in the commission of crimes .

مقامات قانونی با موفقیت وسایل نقلیه مورد استفاده در ارتکاب جرایم را ضبط کردند.

اجرا کردن

رها کردن

Ex: He tried to extricate his friend from the argument by changing the subject .

او سعی کرد با تغییر موضوع دوستش را از بحث رها کند.