زبان‌شناسی - یادگیری و مهارت زبان

در اینجا شما برخی از کلمات انگلیسی مربوط به یادگیری زبان و مهارت مانند "روانی"، "دو زبانه" و "تمرین" را یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
زبان‌شناسی
drill [اسم]
اجرا کردن

تمرین مکرر

Ex: The language class included a pronunciation drill to perfect tricky words .

کلاس زبان شامل یک تمرین تلفظ برای تکمیل کلمات دشوار بود.

fluency [اسم]
اجرا کردن

فصاحت

Ex: The app is designed to build fluency through interactive exercises .

برنامه برای ایجاد روانی از طریق تمرین‌های تعاملی طراحی شده است.

اجرا کردن

بومی زبان

Ex: Learning Chinese from a native speaker provided valuable insights into cultural context .

یادگیری چینی از یک گوینده بومی بینش ارزشمندی در مورد زمینه فرهنگی ارائه داد.

oral [اسم]
اجرا کردن

امتحان شفاهی

Ex:
reading [اسم]
اجرا کردن

خواندن

Ex: She enjoys spending her evenings curled up with a good book , lost in the pleasure of reading .

او از گذراندن شب‌هایش در حالی که با یک کتاب خوب دراز کشیده است لذت می‌برد، غرق در لذت خواندن.

writing [اسم]
اجرا کردن

نگارش

Ex:

او در نوشتن گزارش‌ها برای کار خوب است.

GRE [اسم]
اجرا کردن

آزمون جی‌آرئی

Ex: Many universities require applicants to submit GRE scores as part of the admissions process .

بسیاری از دانشگاه‌ها از متقاضیان می‌خواهند که نمرات GRE را به عنوان بخشی از فرآیند پذیرش ارائه دهند.

basic [اسم]
اجرا کردن

مبانی

Ex:

راهنما فقط مبانی پیاده‌روی را برای تازه‌کارها پوشش می‌دهد.

اجرا کردن

زبان دوم

Ex: The school offers courses in Mandarin as a second language .

مدرسه دوره‌هایی در ماندارین به عنوان زبان دوم ارائه می‌دهد.

CEFR [اسم]
اجرا کردن

چارچوب اروپایی مشترک مرجع برای زبان‌ها

monolingual [اسم]
اجرا کردن

فرد تک‌زبانه

Ex:

تک‌زبانه‌ها اغلب در تعامل در کشورهایی که چندین زبان صحبت می‌شود با مشکلاتی مواجه می‌شوند.

bilingual [اسم]
اجرا کردن

فرد دوزبانه

Ex: Growing up in a multicultural family made him a bilingual .

بزرگ شدن در یک خانواده چندفرهنگی او را دو زبانه کرد.

SAT [اسم]
اجرا کردن

آزمون اس‌اِی‌تی

Ex: Many colleges and universities require applicants to submit SAT scores as part of the admissions process .

بسیاری از کالج‌ها و دانشگاه‌ها از متقاضیان می‌خواهند که نمرات SAT را به عنوان بخشی از فرآیند پذیرش ارائه دهند.