مهارت‌های واژگان SAT 5 - درس 31

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 5
to yearn [فعل]
اجرا کردن

آرزو کردن

Ex: We yearn for a world where everyone is treated with kindness .

ما آرزومند جهانی هستیم که در آن با همه با مهربانی رفتار شود.

to drone [فعل]
اجرا کردن

(با صدای یکنواخت و ملال‌آور) گفتن

Ex: Politicians often drone when giving long speeches .
to rant [فعل]
اجرا کردن

قیل‌وقال کردن

Ex: During the meeting , the manager started to rant about the lack of teamwork , emphasizing the need for improvement .

در طول جلسه، مدیر شروع به داد و بیداد کردن در مورد کمبود کار تیمی کرد و بر نیاز به بهبود تأکید کرد.

to cavil [فعل]
اجرا کردن

بهانه‌گیری کردن

Ex: Even after a successful event , there were those who continued to cavil at the choice of music .

حتی پس از یک رویداد موفق، کسانی بودند که به عیبجویی از انتخاب موسیقی ادامه دادند.

to beam [فعل]
اجرا کردن

تا بناگوش لبخند زدن

Ex: The beamed with joy as they walked down the aisle hand in hand .

آن‌ها با خوشحالی می‌درخشیدند در حالی که دست در دست هم در راهرو راه می‌رفتند.

to hail [فعل]
اجرا کردن

تحسین کردن

Ex: Fans hailed the athlete for breaking the record with a standing ovation and cheers .

طرفداران ورزشکار را به خاطر شکستن رکورد با تشویق ایستاده و هورا تحسین کردند.

to prate [فعل]
اجرا کردن

بیهوده سخن گفتن

Ex: As the interviewee continued to prate about unrelated topics , the journalist struggled to redirect the conversation .

در حالی که مصاحبه‌شونده به وراجی درباره موضوعات نامربوط ادامه می‌داد، روزنامه‌نگار برای تغییر مسیر گفتگو تلاش می‌کرد.

to debut [فعل]
اجرا کردن

ظاهر شدن (در جمع)

Ex: She debuted as a ballet dancer in front of a large crowd .

او به عنوان یک رقصنده باله در مقابل جمعیت زیادی آغاز به کار کرد.

to bide [فعل]
اجرا کردن

در (جایی) باقی ماندن

اجرا کردن

شدیداً انتقاد کردن

Ex: Team members would appreciate it if the leader privately reprimanded them for mistakes .

اعضای تیم قدردانی می‌کنند اگر رهبر آن‌ها را به خاطر اشتباهاتشان به صورت خصوصی توبیخ کند.

to gloat [فعل]
اجرا کردن

پز دادن (موفقیت خود)

اجرا کردن

اشاره کردن

Ex: The novel subtly alluded to the protagonist 's troubled past without delving into specific incidents .

رمان به طور ظریف به گذشته آشفته شخصیت اصلی اشاره کرد بدون اینکه به حوادث خاصی بپردازد.

اجرا کردن

خجالت‌زده کردن

Ex: Forgetting her lines on stage embarrassed the actress , but she recovered gracefully .

فراموش کردن خطوطش روی صحنه بازیگر را خجالت‌زده کرد، اما او با ظرافت بهبود یافت.

to filch [فعل]
اجرا کردن

کش رفتن

Ex: They saw him filch a pen from the desk during the meeting .

آن‌ها دیدند که او یک خودکار را از روی میز در جلسه دزدید.

اجرا کردن

به خاطر آوردن

Ex: The retired couple often sits on the porch , reminiscing about their life together .

زوج بازنشسته اغلب روی ایوان می‌نشینند و به یاد زندگی مشترک خود می‌افتند.