قابل رؤیت
نقصهای نقاشی در بررسی دقیق قابل مشاهده بودند.
صفتهای دیداری، ویژگیها و خصوصیات بصری اشیاء، صحنهها یا افراد را توصیف میکنند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
قابل رؤیت
نقصهای نقاشی در بررسی دقیق قابل مشاهده بودند.
نامرئی
ویروس در میکروسکوپ نامرئی بود، که نیاز به تکنیکهای پیشرفته برای مطالعه ساختار آن داشت.
شفاف
شیشه آنقدر شفاف بود که تقریباً نامرئی بود، منظره واضحی از باغ در آن سوی آن را فراهم میکرد.
دو بعدی
شخصیتهای کارتونی در کمیک استریپ به سبک دوبعدی کشیده شدهاند.
سه بعدی
اسکن امآرآی یک تصویر سهبعدی از اندامهای داخلی بیمار ارائه داد.
مخفی
او در حین تمیز کردن جعبههای قدیمی، محفظه پنهان را در اتاق زیر شیروانی کشف کرد.
رنگارنگ
آثار هنری کودکان پر از نقاشیهای رنگی از حیوانات و طبیعت بود.
کمرنگ
آسمان به نارنجی کمرنگ تبدیل شد در حالی که خورشید در دوردست غروب میکرد.
قابل توجه
این کتاب به دلیل تحلیل بینظیر و سبک نوشتاری جذابش قابل توجه است.
بازتابنده
پوشش بازتابنده روی علائم جادهای باعث شد که در تاریکی راحتتر دیده شوند.
مبهم
عکس تار به سختی قابل تشخیص بود چون خارج از فوکوس بود.
شبح مانند
پدیده شبحوار بالای زمین شناور بود، به آرامی میدرخشید.
هولوگرافیک
پروژکتور هولوگرافیک افلاکنما ستارهها را به شکلی باورنکردنی واقعی نشان داد.
گسترده
نقاشی پانوراما یک منظره گسترده با جزئیات پیچیده را به تصویر کشید.