صفات توصیف کننده تجارب حسی - صفات بینایی
صفتهای دیداری، ویژگیها و خصوصیات بصری اشیاء، صحنهها یا افراد را توصیف میکنند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
able to be seen with the eyes

قابل رؤیت, مشهود، نمایان
قله کوه از دور قابل مشاهده بود، بر فراز مناظر اطراف سر برافراشته بود.
not capable of being seen with the naked eye

نامرئی
باکتریهای نامرئی روی دستگیره در میتوانند بیماری را پخش کنند اگر به درستی تمیز نشوند.
able to be seen through

شفاف
آب زلال و شفاف آکواریوم به ما اجازه داد تا حرکات پیچیده ماهیهای گرمسیری را مشاهده کنیم.
existing or represented in only length and width, without depth, like a flat surface or a drawing on paper

دو بعدی, دو بعدی
اثر هنری روی دیوار دوبعدی به نظر میرسید، فاقد اثر سهبعدی مجسمهها بود.
having length, width, and depth, like objects in the real world that occupy space

سه بعدی
مجسمه نمایش داده شده در گالری سه بعدی به نظر میرسید، به بینندگان اجازه میداد تا دور آن بگردند و از زوایای مختلف آن را ببینند.
unable to be easily seen or found

مخفی, پنهان، نهان
محفظه پنهان در دیوار، اشیاء قیمتی را از دست سارقان در امان نگه میداشت.
having a lot of different and often bright colors

رنگارنگ, رنگی
هنرمند از یک پالت رنگارنگ برای خلق یک اثر هنری پر جنب و جوش و پویا استفاده کرد.
light in color or shade

کمرنگ
گلبرگهای گل به رنگ صورتی کمرنگ ظریف بودند.
worthy of attention or recognition due to its distinct characteristics

قابل توجه
بنای تاریخی به خاطر کندهکاریهای پیچیده و معماری چشمگیرش قابل توجه است.
having the ability to bounce light or sound off a surface

بازتابنده, انعکاسی
جلیقه بازتابنده کارگر ساختمانی را در شب برای رانندگان بیشتر قابل مشاهده کرد.
appearing unclear or out of focus due to lacking sharpness in details

مبهم, تار
خاطره او از رویداد محو بود، گویی مدتها پیش اتفاق افتاده بود.
having characteristics or appearance similar to a ghost, often pale or spooky

شبح مانند, ترسناک
او یک شکل شبحوار در راهرو دید که در سایهها ناپدید میشد.
involving or resembling a hologram, a three-dimensional image formed by the interference of light beams

هولوگرافیک, مانند هولوگرام
تصویر هولوگرافیک سال کنسرت این احساس را ایجاد کرد که ارکستر دقیقاً در مقابل آنها قرار دارد.
