صفات توصیف کننده تجارب حسی - صفت های بویایی

این صفات طیف متنوعی از عطرها و بوهایی را توصیف می‌کنند که می‌توان در محیط اطرافمان با آنها مواجه شد.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات توصیف کننده تجارب حسی
stinky [صفت]
اجرا کردن

بدبو

Ex: She avoided the stinky alley behind the restaurant , holding her breath as she passed by .

او از کوچه بدبو پشت رستوران اجتناب کرد، نفسش را حین عبور نگه داشت.

fragrant [صفت]
اجرا کردن

معطر

Ex: As she entered the bakery , the fragrant aroma of cinnamon and vanilla greeted her , making it impossible to resist the sweet treats .

وقتی او وارد نانوایی شد، عطر خوشبو دارچین و وانیل به استقبالش آمد، که مقاومت در برابر شیرینی‌ها را غیرممکن کرد.

aromatic [صفت]
اجرا کردن

معطر

Ex: He lit aromatic incense sticks to create a relaxing atmosphere in the room .

او چوب‌های معطر بخور را روشن کرد تا فضایی آرامش‌بخش در اتاق ایجاد کند.

scented [صفت]
اجرا کردن

معطر

Ex: Walking through the garden , she admired the scented flowers that perfumed the air with a mix of citrus and floral notes .

در حالی که در باغ قدم می‌زد، او از گل‌های معطر که هوا را با ترکیبی از نت‌های مرکبات و گل‌ها معطر می‌کردند، لذت می‌برد.

pungent [صفت]
اجرا کردن

تند (طعم یا بو)

Ex: The pungent scent of vinegar filled the air in the kitchen .

بوی تند سرکه هوا را در آشپزخانه پر کرد.

putrid [صفت]
اجرا کردن

فاسد

Ex: They had to dispose of the putrid food scraps quickly before the smell spread through the house .

آن‌ها مجبور بودند باقی‌مانده‌های غذای گندیده را سریعاً دور بریزند قبل از اینکه بو در خانه پخش شود.

rancid [صفت]
اجرا کردن

فاسد

Ex:

بوی تند کره بادام زمینی تاریخ گذشته غیرقابل انکار بود.

reeking [صفت]
اجرا کردن

بدبو

Ex:

بوی تعفن از کفش‌های قدیمی به وضوح نشان داد که باید دور انداخته شوند.

اجرا کردن

معطر

Ex: The sweet-smelling roses perfumed the air in the garden .

گل‌های رز خوشبو هوا را در باغ معطر کردند.

odorous [صفت]
اجرا کردن

بدبو

Ex: The odorous smell of sulfur lingered near the hot springs .

بوی معطر گوگرد در نزدیکی چشمه‌های آب گرم باقی ماند.

perfumed [صفت]
اجرا کردن

معطر

Ex: The perfumed soap infused with jasmine and citrus offered a luxurious and aromatic cleansing experience .

صابون معطر آغشته به یاسمن و مرکبات، یک تجربه تمیز کردن لوکس و خوشبو ارائه داد.

fusty [صفت]
اجرا کردن

کپک زده

Ex: The library had a fusty odor due to the old books and lack of circulation .

کتابخانه به دلیل کتاب‌های قدیمی و عدم گردش هوا بوی کهنه می‌داد.

fetid [صفت]
اجرا کردن

متعفن

Ex: The abandoned building exuded a fetid smell , hinting at the accumulation of mold and decay within .

ساختمان متروکه بوی تعفن می‌داد، که نشان‌دهنده تجمع کپک و پوسیدگی در داخل بود.

smoky [صفت]
اجرا کردن

دودی

Ex: The perfume had a luxurious scent , reminiscent of a bonfire on a crisp autumn night , with a subtle smoky note that added depth and intrigue .

عطر رایحه‌ای لوکس داشت، یادآور آتش‌کوه در شبی تازه از پاییز، با نت دودی ظریفی که عمق و جذابیت می‌افزود.

citrusy [صفت]
اجرا کردن

میوه‌ای (طعم)

Ex:

بوی مرکبات پرتقال‌ها آشپزخانه را پر کرد وقتی که آن‌ها را پوست کند.