صفات توصیف کننده تجارب حسی - صفت های رنگ

صفت‌های رنگی، رنگ‌ها و سایه‌های خاصی را که اشیاء یا سطوح نشان می‌دهند و همچنین کیفیت‌های متمایز چنین رنگ‌هایی را توصیف می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات توصیف کننده تجارب حسی
vivid [صفت]
اجرا کردن

پررنگ

Ex: His vivid yellow car attracted attention wherever he drove .

ماشین زرد زنده او در هر کجا که رانندگی می‌کرد توجه را جلب می‌کرد.

vibrant [صفت]
اجرا کردن

پررنگ

Ex: The fabric of the tapestry was dyed with vibrant pigments , creating a stunning display of colors .

پارچهٔ تابلو با رنگدانه‌های زنده رنگ‌آمیزی شده بود، که نمایشی خیره‌کننده از رنگ‌ها را ایجاد می‌کرد.

اجرا کردن

تک رنگ

Ex: The photograph was monochromatic , rendered entirely in sepia tones .

عکس تک رنگ بود، کاملاً در تن‌های سپیا ارائه شده بود.

black [صفت]
اجرا کردن

سیاه

Ex: The night sky is black , except for the stars and the moon .

آسمان شب سیاه است، به جز ستاره‌ها و ماه.

white [صفت]
اجرا کردن

سفید

Ex:

آنها برنج سفید را با کاری مرغ سرو کردند.

red [صفت]
اجرا کردن

قرمز

Ex: The roses in the garden were red with velvety petals .

گل‌های رز در باغ قرمز با گلبرگ‌های مخملی بودند.

blue [صفت]
اجرا کردن

آبی

Ex: The ocean 's blue color amazed us .

رنگ آبی اقیانوس ما را شگفت‌زده کرد.

yellow [صفت]
اجرا کردن

زرد

Ex: They planted yellow flowers in the garden to attract bees .

آنها گل‌های زرد در باغ کاشتند تا زنبورها را جذب کنند.

green [صفت]
اجرا کردن

سبز

Ex: The leaves on the trees are green .

برگ‌های روی درختان سبز هستند.

purple [صفت]
اجرا کردن

بنفش

Ex: The purple flowers in the vase were beautiful .

گل‌های بنفش در گلدان زیبا بودند.

golden [صفت]
اجرا کردن

طلایی

Ex: The old book had golden edges , giving it an antique look .

کتاب قدیمی لبه‌های طلایی داشت، که به آن ظاهری عتیقه می‌داد.

gray [صفت]
اجرا کردن

خاکستری

Ex: The clouds in the sky were gray and looked like they could rain .

ابرها در آسمان خاکستری بودند و به نظر می‌رسید که ممکن است باران ببارد.

pink [صفت]
اجرا کردن

صورتی

Ex: The rose was pink and had a lovely scent .

گل رز صورتی بود و عطر دلپذیری داشت.

brown [صفت]
اجرا کردن

قهوه‌ای

Ex: The chocolate cake had a smooth , brown frosting .

کیک شکلاتی یک لعاب صاف و قهوه‌ای داشت.

orange [صفت]
اجرا کردن

نارنجی

Ex:

برگ‌های نارنجی روی درختان در پاییز زیبا هستند.

milky [صفت]
اجرا کردن

*شیری

Ex: The curtains were made of a milky , sheer fabric that filtered the sunlight .

پرده‌ها از پارچه‌ای شیری رنگ و نازک ساخته شده بودند که نور خورشید را فیلتر می‌کرد.

fiery [صفت]
اجرا کردن

نارنجی آتشین

Ex: She painted her nails in a bold fiery shade .

او ناخن‌هایش را با یک سایه جسورانه آتشین رنگ کرد.

peach [صفت]
اجرا کردن

هلویی

Ex:

گل‌های باغ در سایه‌های ظریف هلو و کرم شکوفه دادند.

coral [صفت]
اجرا کردن

مرجانی (رنگ)

Ex: The bridesmaids wore dresses in a lovely coral color that complemented the beach wedding theme .

دوشیزه‌های عروس لباس‌هایی به رنگ مرجانی دوست‌داشتنی پوشیده بودند که با تم عروسی ساحلی هماهنگ بود.

beige [صفت]
اجرا کردن

بژ

Ex: The sandy beach stretched for miles , its beige sands meeting the azure waters of the ocean .

ساحل شنی برای مایل‌ها امتداد داشت، ماسه‌های بژ آن با آب‌های لاجوردی اقیانوس برخورد می‌کرد.

navy blue [صفت]
اجرا کردن

سرمه‌ای

Ex: The school uniform consisted of navy blue pants and a white shirt .

یونیفرم مدرسه شامل شلوار آبی دریایی و پیراهن سفید بود.

rosy [صفت]
اجرا کردن

سرخ گلی

Ex: The sunset cast a rosy glow on the horizon .

غروب خورشید درخششی صورتی بر افق انداخت.

lavender [صفت]
اجرا کردن

اسطوخودوسی

Ex:

اتاق با پرده‌های اسطوخودوس تزئین شده بود که جلوه‌ای از زیبایی را اضافه می‌کرد.

erin [صفت]
اجرا کردن

سبز چمنی

Ex:

رنگ ارین روی درب جلو، یک پاپ شاد از رنگ به خانه اضافه کرد.

tan [صفت]
اجرا کردن

بژ (رنگ)

Ex:

دیوارهای اتاق نشیمن به رنگ خاکستری مایل به زرد ملایم رنگ آمیزی شده بود.

scarlet [صفت]
اجرا کردن

قرمز آتشی

Ex: Bold and confident , she wore scarlet lipstick that perfectly matched her fiery personality .

جسور و با اعتماد به نفس، او رژلب قرمز روشن به لب داشت که کاملاً با شخصیت آتشینش مطابقت داشت.

hazel [صفت]
اجرا کردن

فندقی

Ex: The hazel sunset bathed the landscape in a soft , golden glow .

غروب خورشید فندقی منظر را در نور طلایی نرمی شستشو داد.

hot pink [صفت]
اجرا کردن

سرخابی

Ex: The logo for the new company was designed with hot pink lettering to stand out .

لوگوی شرکت جدید با حروف صورتی روشن طراحی شده است تا برجسته شود.

colored [صفت]
اجرا کردن

رنگی

Ex: The package was wrapped in colored paper with a bow on top .

بسته در کاغذ رنگی با یک روبان در بالا پیچیده شده بود.

اجرا کردن

سیاه‌سفید (فارسی)

Ex: The designer chose a black-and-white color scheme for the logo to ensure versatility and timelessness .

طراح یک طرح رنگی سیاه و سفید برای لوگو انتخاب کرد تا همه‌کاره بودن و بی‌زمانی را تضمین کند.

mellow [صفت]
اجرا کردن

ملایم

Ex: The sunset painted the sky in mellow shades of orange and pink .

غروب خورشید آسمان را با رنگ‌های ملایم نارنجی و صورتی رنگ آمیزی کرد.