صفات توصیف کننده تجارب حسی - صفت های آب و هوا

صفات آب و هوایی شرایط جوی و پدیده‌هایی را که در مکان و زمان خاصی رخ می‌دهند توصیف می‌کنند، و ویژگی‌هایی مانند "آفتابی"، "بارانی" و غیره را منتقل می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات توصیف کننده تجارب حسی
sunny [صفت]
اجرا کردن

آفتابی

Ex: The sunny weather makes me feel happy and energized .

هوای آفتابی من را خوشحال و پرانرژی می‌کند.

rainy [صفت]
اجرا کردن

بارانی

Ex: The rainy afternoon was perfect for staying in and reading a book .

عصر بارانی برای ماندن در خانه و خواندن کتاب عالی بود.

windy [صفت]
اجرا کردن

بادی

Ex: She put on a heavy jacket to go out in the windy weather .

او یک ژاکت سنگین پوشید تا در هوای پر باد بیرون برود.

shady [صفت]
اجرا کردن

سایه دار

Ex: Her favorite spot for reading was under the shady awning on the porch .

محل مورد علاقه او برای خواندن زیر سایه‌بان سایه‌دار در ایوان بود.

cloudy [صفت]
اجرا کردن

ابری

Ex: The weather forecast predicted a cloudy morning followed by clearing in the afternoon .

پیش‌بینی آب و هوا صبحی ابری و بعد از آن آفتابی در بعدازظهر را پیش‌بینی کرد.

humid [صفت]
اجرا کردن

مرطوب (آب‌وهوا)

Ex:

گیاهان در محیط مرطوب گلخانه رشد کردند.

bleak [صفت]
اجرا کردن

سرد و سوزآور

Ex: The bleak weather made the landscape look lifeless and barren .

هوای تیره و تار باعث شد چشم‌انداز بی‌جان و بی‌حاصل به نظر برسد.

foggy [صفت]
اجرا کردن

مه‌آلود

Ex: The valley was covered in a foggy blanket in the early morning .

دره در صبح زود با پتویی مه‌آلود پوشیده شده بود.

snowy [صفت]
اجرا کردن

برفی

Ex: Families gathered for a snowy picnic , savoring the chance to enjoy the outdoors in the winter chill .

خانواده‌ها برای یک پیک‌نیک برفی جمع شدند و از فرصت لذت بردن از فضای باز در سرمای زمستان لذت بردند.

hazy [صفت]
اجرا کردن

مه‌آلود

Ex: The hazy conditions made it challenging to drive safely on the highway .

شرایط مه‌آلود رانندگی ایمن در بزرگراه را چالش‌برانگیز کرد.

stormy [صفت]
اجرا کردن

طوفانی

Ex: She watched the stormy horizon , knowing that a fierce storm was on its way .

او به افق توفانی نگاه کرد، در حالی که می‌دانست طوفان شدیدی در راه است.

overcast [صفت]
اجرا کردن

گرفته (آب‌و‌هوا یا آسمان)

Ex: The morning dawned gray and overcast , casting a gloomy mood over the city .

صبح خاکستری و ابری طلوع کرد و حال و هوای غمگینی بر شهر افکند.

frosty [صفت]
اجرا کردن

یخبندان (آب‌وهوا)

Ex: The car windows were frosty and hard to scrape .

شیشه‌های ماشین یخ‌زده بودند و خراشیدنشان سخت بود.

mild [صفت]
اجرا کردن

معتدل

Ex: The forecast predicts mild conditions with no heavy rain or storms .

پیش‌بینی شرایط ملایم را بدون باران شدید یا طوفان پیش‌بینی می‌کند.

breezy [صفت]
اجرا کردن

همراه با نسیم

Ex: The house stayed cool and comfortable thanks to the breezy cross ventilation .

خانه خنک و راحت باقی ماند به لطف تهویه متقاطع معتدل.

misty [صفت]
اجرا کردن

مه‌آلود

Ex: The misty conditions obscured the view of the mountains in the distance .

شرایط مه‌آلود دید کوه‌های دور دست را محو کرد.

showery [صفت]
اجرا کردن

بارانی

Ex:

شرایط بارانی ادامه داشت، با دوره‌های کوتاه باران و به دنبال آن آفتاب.

thundery [صفت]
اجرا کردن

توفانی

Ex:

هوا توفانی رویدادها و فعالیت‌های فضای باز را مختل کرد.

blustery [صفت]
اجرا کردن

طوفانی

Ex: The blustery conditions made it challenging to keep umbrellas intact .

شرایط توفانی نگه داشتن چترها را سالم دشوار کرد.

nippy [صفت]
اجرا کردن

سرد اما نشاط آور (هوا)

Ex: Walking in the nippy weather invigorated the hikers as they explored the mountain trail .

پیاده‌روی در هوای خنک به کوهنوردان انرژی داد در حالی که در حال کاوش در مسیر کوه بودند.