پخته
او یک برگر پخته را به عالیترین شکل کباب کرد، آبدار و خوشطعم.
این صفات روشها و تکنیکهای مورد استفاده در آشپزی و تهیه غذاها را توصیف میکنند، و ویژگیهایی مانند "کبابی"، "پخته شده در فر"، "برشته" و غیره را منتقل میکنند.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
پخته
او یک برگر پخته را به عالیترین شکل کباب کرد، آبدار و خوشطعم.
*نپخته
آنها گوشت خام را یک شب قبل از کباب کردنش در روز بعد مارینه کردند.
بیشازحدپختهشده
او مرغ در فر را فراموش کرد، و آن بیش از حد پخته و لاستیکی بیرون آمد.
نیمپز
برنج نپخته سفت و جویدنی بود، به زمان بیشتری برای پخت کامل نیاز داشت.
سوخاری
دوناتهای سرخ شده با شکر پاشیده شده و گرم سرو میشدند.
پخته
رولهای دارچینی پخته شده نرم و چسبناک بودند، با یک پیچش سخاوتمندانه از شکر دارچین و یخچال روی آن.
کباب شده
گوشت خوک کبابی آبدار و نرم بود، با پوستهای خوشمزه از گیاهان و ادویهها.
کبابی
او سیخهای میگوی کبابی را آماده کرد، که با سیر و لیمو برای یک ضربهی تند چاشنی شده بود.
خانگی (در خانه درست یا پخته شده)
او آبجو خانگی خود را در گاراژ دم کرد و با طعمهای مختلف آزمایش کرد.
خام
صدفهای خام روی یخ با فشردن لیمو سرو شدند.
برش خورده
او یک غذای سرخ کردنی با مرغ ورقهورقه شده و سبزیجات آماده کرد.
رنده شده
آنها از یک سیبزمینی پخته شده با پنیر چدار رندهشده و خامه ترش لذت بردند.
نسبتا گرم
باقیمانده شام دیشب وقتی در مایکروویو گرم شد فقط نیمگرم بود.
مربوط به آشپزی
او به مهارتهای آشپزی سرآشپز در حالی که یک نمایش آشپزی را در تلویزیون تماشا میکردند، تحسین کرد.
به اندازه یک لقمه
او رولهای سوشی کوچک و یک لقمهای را برای ناهار سبک آماده کرد.