صفت های انگلیسی مربوط به "ذهن و روان"

این صفات شامل دسته‌ای از کلمات می‌شوند که با حالت‌های ذهنی و عاطفی، فرآیندهای شناختی و تجربیات روانشناختی مرتبط هستند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات ارتباطی
psychiatric [صفت]
اجرا کردن

روان‌پزشکی

Ex:

ارزیابی‌های روانپزشکی برای ارزیابی عملکرد شناختی انجام می‌شوند.

bipolar [صفت]
اجرا کردن

دوقطبی

Ex: Managing stress and adhering to a routine can help mitigate bipolar symptoms .

مدیریت استرس و پایبندی به یک روال می‌تواند به کاهش علائم دو قطبی کمک کند.

psychotic [صفت]
اجرا کردن

روانی

Ex: Medication is often prescribed to manage psychotic symptoms such as hallucinations .

داروها اغلب برای مدیریت علائم روان‌پریشی مانند توهم تجویز می‌شوند.

اجرا کردن

روانی

Ex: The study revealed psychological patterns in decision-making .

مطالعه الگوهای روانشناختی در تصمیم‌گیری را آشکار کرد.

autistic [صفت]
اجرا کردن

مرتبط با اوتیسم

Ex: She advocates for inclusive education to support autistic students in mainstream classrooms .

او از آموزش فراگیر برای حمایت از دانش‌آموزان اوتیستیک در کلاس‌های معمولی دفاع می‌کند.

psychedelic [صفت]
اجرا کردن

روانگردان

Ex: The pharmaceutical company is developing a new drug without psychedelic side effects .

شرکت داروسازی در حال توسعه یک داروی جدید بدون عوارض جانبی سایکدلیک است.

اجرا کردن

ناخودآگاه

Ex:

ذهن ناخودآگاه نقش مهمی در شکل‌دهی به ادراکات و باورهای ما ایفا می‌کند.

freudian [صفت]
اجرا کردن

فرویدی

Ex: Freudian theory suggests that personality is shaped by unconscious drives and conflicts .

نظریه فرویدی پیشنهاد می‌کند که شخصیت توسط سائق‌ها و تعارض‌های ناخودآگاه شکل می‌گیرد.

behavioral [صفت]
اجرا کردن

رفتاری

Ex: The teacher implemented behavioral strategies to manage classroom disruptions .

معلم از راهبردهای رفتاری برای مدیریت اختلالات کلاس استفاده کرد.

autonomic [صفت]
اجرا کردن

خودمختار

Ex: Autonomic dysfunction can lead to symptoms such as dizziness or fainting .

اختلال خودکار می‌تواند منجر به علائمی مانند سرگیجه یا غش شود.

instinctive [صفت]
اجرا کردن

غریزی

Ex: Instinctive reactions can occur in response to sudden stimuli .

واکنش‌های غریزی می‌توانند در پاسخ به محرک‌های ناگهانی رخ دهند.

cognitive [صفت]
اجرا کردن

شناختی

Ex:

علوم اعصاب شناختی بررسی می‌کند که چگونه ساختارهای مغز به فرآیندهای ذهنی کمک می‌کنند.

اجرا کردن

انگیزشی

Ex: Fear of failure can be a strong motivational force .

ترس از شکست می‌تواند یک نیروی انگیزشی قوی باشد.

mental [صفت]
اجرا کردن

ذهنی

Ex:

تصویرسازی ذهنی می‌تواند ابزاری قدرتمند در دستیابی به اهداف شخصی باشد.

meditative [صفت]
اجرا کردن

مراقبه‌ای

Ex: Counselors recommend meditative approaches for balance .

مشاوران رویکردهای مراقبه‌ای را برای تعادل توصیه می‌کنند.

اجرا کردن

روان‌کاوانه

Ex: Critics argue that psychoanalytic therapy lacks empirical evidence to support its effectiveness .

منتقدان استدلال می‌کنند که درمان روان‌کاوانه فاقد شواهد تجربی برای اثبات اثربخشی آن است.

neurotic [صفت]
اجرا کردن

مربوط به اختلال روانی

Ex:

درمانگران واکنش‌های نوروتیک به استرس را مطالعه می‌کنند.

volitional [صفت]
اجرا کردن

ارادی

Ex: Volitional actions are driven by personal intentions rather than external factors .

اعمال ارادی توسط نیات شخصی به جای عوامل خارجی هدایت می‌شوند.

avoidant [صفت]
اجرا کردن

اجتنابی

Ex: She exhibited avoidant tendencies when confronted with difficult emotions .

او هنگام مواجهه با احساسات دشوار، تمایلات اجتنابی از خود نشان داد.

اجرا کردن

ذهنی

Ex: Intellectual challenges encourage personal growth and development .

چالش‌های فکری رشد و توسعه شخصی را تشویق می‌کنند.