صفات ارتباطی - صفت های دینی

صفات مرتبط با دین، ویژگی‌ها، باورها یا اعمال مرتبط با ایمان، معنویت یا سنت‌های مذهبی را توصیف می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات ارتباطی
Christian [صفت]
اجرا کردن

following the teachings or embodying the qualities or spirit of Jesus Christ

Ex: The Christian message of hope and redemption resonated deeply with the audience .
Jewish [صفت]
اجرا کردن

یهودی

Ex: The synagogue is a place of worship for the Jewish community .

کنیسه مکانی برای عبادت جامعه یهودی است.

Muslim [صفت]
اجرا کردن

مسلمان

Ex: The mosque is a place of worship for the Muslim community .

مسجد محل عبادت جامعه مسلمان است.

Buddhist [صفت]
اجرا کردن

بودایی

Ex: Many Buddhist festivals are celebrated with colorful rituals and offerings .

بسیاری از جشنواره‌های بودایی با آیین‌های رنگارنگ و پیشکش‌ها جشن گرفته می‌شوند.

Catholic [صفت]
اجرا کردن

کاتولیک

Ex: The Catholic tradition places significant importance on the intercession of saints .

سنت کاتولیک اهمیت قابل توجهی به شفاعت قدیسان می‌دهد.

Protestant [صفت]
اجرا کردن

پروتستانی

Ex:

بسیاری از فرقه‌های پروتستان به جای تعمید نوزادان، تعمید بزرگسالان را انجام می‌دهند.

orthodox [صفت]
اجرا کردن

ارتدکس

Ex:

سنّت ارتدکس تأکید زیادی بر عبادت آیینی دارد.

kosher [صفت]
اجرا کردن

حلال (در مذهب یهود)

Ex:

رستوران در آشپزی کوشر تخصص دارد و انواع غذاهای تأیید شده برای محدودیت‌های غذایی یهودیان را ارائه می‌دهد.

theological [صفت]
اجرا کردن

وابسته به الهیات

Ex: The seminar covered a theological debate that has been ongoing for centuries .

سمینار یک بحث الهیاتی را پوشش داد که قرن‌هاست ادامه دارد.

islamic [صفت]
اجرا کردن

اسلامی

Ex: Islamic art often features intricate geometric patterns .

هنر اسلامی اغلب شامل طرح‌های هندسی پیچیده است.

ritual [صفت]
اجرا کردن

آیین

Ex: They observed the ritual washing of hands before meals as part of their religious tradition .

آنها شستشوی آیینی دست‌ها قبل از غذا را به عنوان بخشی از سنت مذهبی‌شان مشاهده کردند.

religious [صفت]
اجرا کردن

مذهبی

Ex: He observed religious customs and traditions passed down through generations .

او به آداب و رسوم مذهبی که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده بود، پایبند بود.

spiritual [صفت]
اجرا کردن

مذهبی

Ex: The cathedral 's architecture evoked a sense of spiritual awe and reverence .

معماری کلیسا احساسی از ترس و احترام معنوی را برانگیخت.

holy [صفت]
اجرا کردن

مقدس

Ex:

روز مقدس عید فطر نشان‌دهنده پایان رمضان در تقویم اسلامی است.

divine [صفت]
اجرا کردن

الهی

Ex: The priestess received divine inspiration through visions and dreams .

کاهنه از طریق رویاها و خواب‌ها الهام الهی دریافت کرد.

sacred [صفت]
اجرا کردن

مذهبی

Ex: The temple is a sacred place of worship for Hindus .

معبد یک مکان مقدس برای عبادت هندوها است.

heavenly [صفت]
اجرا کردن

آسمانی

Ex: The sunset painted the sky with heavenly hues of pink and gold .

غروب خورشید آسمان را با رنگ‌های آسمانی صورتی و طلایی رنگ آمیزی کرد.

blessed [صفت]
اجرا کردن

مقدس

Ex:

آموزه‌های پیامبر به عنوان کلمات مبارک مورد احترام هستند، که مؤمنان را به سوی روشنگری هدایت می‌کنند.

biblical [صفت]
اجرا کردن

کتاب مقدس

Ex: Many Christians find comfort and guidance in biblical verses during times of difficulty .

بسیاری از مسیحیان در آیات کتاب مقدس در زمان‌های سختی، آرامش و راهنمایی پیدا می‌کنند.

satanic [صفت]
اجرا کردن

شیطانی

Ex: The abandoned house was rumored to be a site for Satanic rituals .

خانه متروکه به عنوان مکانی برای مراسم شیطانی شناخته می‌شد.

angelic [صفت]
اجرا کردن

مقدس

Ex: The painting depicted an angelic figure surrounded by light , symbolizing divine grace .

نقاشی یک چهره فرشته‌وار را نشان می‌داد که با نور احاطه شده بود، و نماد لطف الهی بود.

evangelical [صفت]
اجرا کردن

مربوط به مسیحیت انجیلی

Ex: Many evangelical Christians engage in missionary work to spread their faith .

بسیاری از مسیحیان انجیلی در کارهای تبلیغی شرکت می‌کنند تا ایمان خود را گسترش دهند.

devout [صفت]
اجرا کردن

بسیار مذهبی

Ex: The village is known for its devout population , with many residents participating in religious ceremonies .

این روستا به جمعیت متدین خود معروف است، با بسیاری از ساکنان که در مراسم مذهبی شرکت می‌کنند.

antisemitic [صفت]
اجرا کردن

یهودی ستیز

Ex: Antisemitic stereotypes perpetuate harmful myths about Jewish people and contribute to discrimination and prejudice .

کلیشه‌های ضد یهودی افسانه‌های مضر درباره یهودیان را جاودانه می‌کنند و به تبعیض و پیشداوری دامن می‌زنند.

agnostic [صفت]
اجرا کردن

مربوط‌ به خداناباوری

Ex: He remained agnostic throughout his life , unconvinced by arguments for or against religion .

او در طول زندگی خود ندانم‌گرا باقی ماند، توسط استدلال‌های موافق یا مخالف دین متقاعد نشد.

pastoral [صفت]
اجرا کردن

مربوط به کشیش

Ex: The pastoral letter addressed issues relevant to the congregation 's spiritual well-being .

نامه روحانی به مسائل مربوط به رفاه معنوی جماعت پرداخت.

canonical [صفت]
اجرا کردن

included in or accepted as part of the official biblical canon

Ex: The Gospel of John is a canonical text of the New Testament .
mystical [صفت]
اجرا کردن

عرفانی

Ex: The mystical rituals of the indigenous tribe were passed down through generations , preserving ancient wisdom .

آیین‌های عرفانی قبیله بومی از نسلی به نسل دیگر منتقل شد، تا حکمت باستانی را حفظ کند.

prophetic [صفت]
اجرا کردن

نبوی

Ex: Her prophetic insights into social issues inspired many to advocate for change .

بینش‌های پیامبرگونه او در مورد مسائل اجتماعی بسیاری را به حمایت از تغییر الهام بخشید.