صفات ارتباطی - صفت های حقوقی

این صفات مربوط به حوزه حقوق است، که شامل سیستم مقررات و اصولی می‌شود که جوامع را اداره می‌کنند و رفتار انسانی را تنظیم می‌کنند.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
صفات ارتباطی
legislative [صفت]
اجرا کردن

قانونی

Ex: Legislative sessions are held regularly to discuss and address various issues affecting society .

جلسات قانونگذاری به طور منظم برگزار می‌شوند تا درباره مسائل مختلفی که جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهند بحث و اقدام شود.

judicial [صفت]
اجرا کردن

قضائی

Ex: Legal disputes are resolved through the judicial process , which includes hearings , trials , and appeals .

اختلافات حقوقی از طریق فرآیند قضایی حل می‌شوند که شامل جلسات دادرسی، محاکمات و تجدید نظرها می‌شود.

forensic [صفت]
اجرا کردن

قانونی

Ex: Handwriting analysis by a certified forensic document examiner was presented as evidence in court .

تجزیه و تحلیل دستنویس توسط یک ممیز اسناد قضایی گواهی شده به عنوان مدرک در دادگاه ارائه شد.

criminal [صفت]
اجرا کردن

جنایی

Ex: She faced both civil and criminal penalties for her actions .

او با مجازات‌های مدنی و جزایی برای اقدامات خود روبرو شد.

statutory [صفت]
اجرا کردن

قانونی

Ex: The city council passed a statutory ordinance prohibiting outdoor smoking in public parks .

شورای شهر یک مصوبه قانونی تصویب کرد که استعمال دخانیات در فضای باز در پارک‌های عمومی را ممنوع می‌کند.

اجرا کردن

انضباطی

Ex: The military has a strict disciplinary code to maintain order and obedience .

ارتش یک کد انضباطی سختگیرانه برای حفظ نظم و اطاعت دارد.

penal [صفت]
اجرا کردن

کیفری

Ex: Legal scholars study the effectiveness and fairness of penal systems in achieving justice and social order .

محققان حقوقی اثربخشی و انصاف سیستم‌های کیفری را در تحقق عدالت و نظم اجتماعی مطالعه می‌کنند.

procedural [صفت]
اجرا کردن

رویه‌ای

Ex: In administrative proceedings , procedural guidelines dictate how regulatory decisions are made .

در رسیدگی‌های اداری، دستورالعمل‌های رویه‌ای چگونگی اتخاذ تصمیمات نظارتی را تعیین می‌کنند.

legal [صفت]
اجرا کردن

حقوقی

Ex:

او یک متخصص حقوقی استخدام کرد تا به او در پیمودن پیچیدگی‌های سیستم حقوقی کمک کند.

illegal [صفت]
اجرا کردن

غیرقانونی

Ex: Downloading copyrighted material without permission is illegal .

دانلود مطالب دارای حق چاپ بدون اجازه غیرقانونی است.

actionable [صفت]
اجرا کردن

قابل‌اقامه‌دعوا

Ex: Discrimination in the workplace based on gender is considered actionable under employment law .

تبعیض در محل کار بر اساس جنسیت تحت قانون کار قابل پیگرد محسوب می‌شود.

legit [صفت]
اجرا کردن

قانونی

Ex:

فقط محصولاتی با گواهی قانونی می‌توانند در این بازار فروخته شوند.

legitimate [صفت]
اجرا کردن

مشروع

Ex: The court recognized the document as legitimate evidence in the case .

دادگاه سند را به عنوان مدرک مشروع در پرونده به رسمیت شناخت.

rightful [صفت]
اجرا کردن

قانونی

Ex: The judge ruled in favor of the plaintiff , declaring their claim to be rightful .

قاضی به نفع خواهان حکم داد و ادعای آنها را مشروع اعلام کرد.

punitive [صفت]
اجرا کردن

تأدیبی

Ex: Some countries have punitive laws against driving under the influence , including hefty fines and license suspension .

برخی کشورها قوانین تنبیهی علیه رانندگی در حالت مستی دارند، از جمله جریمه‌های سنگین و تعلیق گواهینامه.

lawful [صفت]
اجرا کردن

قانونی

Ex: The judge 's decision was based on lawful interpretation of the relevant statutes .

تصمیم قاضی بر اساس تفسیر قانونی از قوانین مربوطه بود.

unlawful [صفت]
اجرا کردن

غیرقانونی

Ex: Driving without a valid license is considered unlawful .

رانندگی بدون گواهینامه معتبر غیرقانونی محسوب می‌شود.

illicit [صفت]
اجرا کردن

غیرقانونی

Ex: Police found evidence of an illicit underground gambling ring operating out of the warehouse .

پلیس شواهدی از یک حلقه قمار غیرقانونی زیرزمینی که از انبار فعالیت می‌کرد، یافت.

liable [صفت]
اجرا کردن

مشمول (جریمه و غیره)

Ex: Landlords are typically liable for repairs and maintenance of rental properties .

صاحب‌خانه‌ها معمولاً مسئول تعمیرات و نگهداری املاک اجاره‌ای هستند.

accountable [صفت]
اجرا کردن

مسئول

Ex: Students are accountable for their behavior in the classroom .

دانش‌آموزان در برابر رفتار خود در کلاس مسئول هستند.

permissible [صفت]
اجرا کردن

مجاز

Ex: Eating and drinking are not permissible in the library .

خوردن و آشامیدن در کتابخانه مجاز نیست.

fiduciary [صفت]
اجرا کردن

امانی

Ex:

مدیران یک شرکت دارای وظایف امانتی در قبال سهامداران هستند.

defamatory [صفت]
اجرا کردن

افترا آمیز

Ex: The newspaper published a defamatory article about the politician .

روزنامه مقاله‌ای توهین‌آمیز درباره سیاستمدار منتشر کرد.

binding [صفت]
اجرا کردن

لازم‌الاجرا

Ex:

قراردادی که امضا کرده‌اند الزام‌آور است، بنابراین باید شرایط آن را رعایت کنند.

punishable [صفت]
اجرا کردن

قابل مجازات

Ex: Violating a restraining order is punishable with legal penalties , including arrest .

تخطی از دستور منع قابل مجازات است با مجازات‌های قانونی، از جمله دستگیری.

litigious [صفت]
اجرا کردن

دادخواهانه

Ex: Despite attempts at negotiation , the divorce became increasingly litigious , leading to a prolonged court battle over asset division .

علیرغم تلاش‌ها برای مذاکره، طلاق به طور فزاینده‌ای قضایی شد و منجر به نبرد طولانی در دادگاه بر سر تقسیم اموال شد.

tortious [صفت]
اجرا کردن

وابسته به شبه‌جرم

Ex: Defamation , such as slander or libel , is often classified as tortious conduct .

تهمت، مانند تهمت یا افترا، اغلب به عنوان رفتار ضرب و شتم طبقه‌بندی می‌شود.

impeachable [صفت]
اجرا کردن

قابل استیضاح

Ex: The governor 's misuse of state funds was viewed as impeachable by the legislative assembly .

سوءاستفاده فرماندار از بودجه دولتی توسط مجمع قانونگذاری قابل استیضاح تلقی شد.

complicit [صفت]
اجرا کردن

همدست

Ex: She knew about the cheating but chose to remain complicit to protect her friends .

او از تقلب خبر داشت اما انتخاب کرد که برای محافظت از دوستانش همدست بماند.

اجرا کردن

قابل تعقیب

Ex: Despite the passage of time , the crime remained prosecutable due to new forensic evidence .

علیرغم گذشت زمان، جرم به دلیل شواهد جدید پزشکی قانونی قابل تعقیب باقی ماند.

shell [صفت]
اجرا کردن

پوشش

Ex:

سازمان پوششی به قاچاق کالاهای قاچاق در مرزها متهم شده است.