افعال حرکت - افعال حرکت با جدایی
در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به حرکت با جدایی اشاره دارند مانند "tumble"، "jump" و "fall" یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to quickly move from a higher place toward the ground

افتادن
من به طور تصادفی تلفنم را انداختم، و آن به زمین افتاد.
to lose one's balance and fall to the ground, typically by accident or as a result of tripping

زمین خوردن
سطح ناهموار مسیر پیادهروی باعث شد تعادلش را از دست بدهد و بیفتد.
to accidentally enter something

تصادفی جایی افتادن
تیم توجه نمیکرد و در نهایت به داخل استخر افتاد.
to fall to the ground

(به زمین) افتادن, زمین خوردن
پیادهروهای لغزنده میتوانند خطرناک باشند، باعث افتادن افراد در هوای یخزده میشوند.
to fall from a particular position to the ground

افتادن, کنده شدن، ریختن (مو)
او هنگام دوچرخهسواری افتاد و زانویش خراش برداشت.
to fall or move in a clumsy, uncontrolled manner, often rolling or turning over

ناگهان افتادن, کلهپا شدن
توله سگ دست و پا چلفتی سعی کرد روی مبل بپرد اما در نهایت به سمت عقب غلطید.
to fall to the ground rapidly

سقوط کردن
در طول طوفان، دید کاهش یافت و هواپیما به طور تصادفی از میان ابرهای ضخیم سقوط کرد.
to fall or collapse, often due to instability or lack of support

سقوط کردن, فروریختن
همانطور که کشتی با دریاهای خشن مواجه شد، کانتینرهای بار روی عرشه شروع به واژگونی کردند.
to fall or drop with a soft, muffled sound

ناگهان افتادن
همانطور که ماهی از آب به بیرون میپرید، با یک پاشش به داخل میافتاد.
to accidentally hit something with one's foot and almost fall

تلوتلو خوردن
سنگ غیرمنتظره در مسیر پیادهروی باعث شد او لغزش کند و تعادلش را از دست بدهد.
to slip or hit something with the foot accidentally that makes one fall or lose balance momentarily

سکندری خوردن, زمین خوردن
در حال پیادهروی در جنگل، او به ریشه درختی که زیر برگهای ریخته پنهان شده بود لغزید.
to lose balance and almost fall by accidentally colliding with an object while walking or running

تعادل خود ا از دست دادن
دونده تقریباً به شاخهٔ افتاده روی مسیر پایش گیر کرد.
to move toward a lower level

پایین آمدن
همانطور که هواپیما برای فرود آماده میشد، شروع به پایین آمدن به سمت باند کرد.
to push yourself off the ground or away from something and up into the air by using your legs and feet

پریدن
کودک از هیجان بالا و پایین پرید.
to jump up and down over and over again, especially on a stretchy surface

بالا و پایین پریدن
در طول کنسرت، جمعیت شروع به پریدن به ریتم موسیقی پرانرژی کرد.
to make a sudden and quick move forward

پریدن و جلو رفتن
با صدای بلند وحشت زده شد، او به طور غریزی از صندلی خود پرید و به اطراف نگاه کرد.
to jump using one leg

روی یک پا پریدن, لیلی کردن
ورزشکار مصدوم فقط میتوانست روی یک پا بپرد در حالی که برای بهبودی سریع تمرین میکرد.
to jump very high or over a long distance

پریدن, جهیدن
در اجرای باله، رقصنده از روی صحنه پرید، نشاندهندهی لطافت و قدرت فوقالعاده بود.
to leap or spring over an obstacle with the aid of hands or a pole

از روی مانع پریدن
گربه چابک به راحتی از یک سقف به سقف دیگر میپرد تا شکار خود را تعقیب کند.
to jump quickly and slightly while walking

خیلی کوچک پریدن
بچهها با خوشحالی در مسیر میپریدند، از روز آفتابی لذت میبردند.
to skip or dance about in a lively or playful manner

پریدن, با شادی جست و خیز کردن
کودکان با شادی در چمنزار جهیدن میکردند، از گرمای خورشید لذت میبردند.
to move about playfully or energetically

ورجهورجه کردن
در طول پیکنیک، بچهها به دور هم میپریدند، بازی دزد و پلیس میکردند و از ته دل میخندیدند.
to leap or spring forward with energy and enthusiasm, often with all feet leaving the ground simultaneously

*پریدن
وقتی در فضای باز رها شد، اسب با اشتیاق پرید، آزادی خود را نشان داد.
to move or oscillate in a quick, short, and repetitive manner, often in an up-and-down motion

تکان خوردن, پریدن
شناور ماهیگیری در آب تکان میخورد، که نشاندهندهٔ یک صید بالقوه برای ماهیگیر بود.
to physically leap from a higher point or platform, typically with the intention of landing at a lower location

پریدن از, به پایین پریدن از
بچهها دوست دارند وقتی بازی میکنند از تابهای پارک بپرند.
to descend or drop using a device designed to slow down the fall of a person or object through the air

پرش با چتر
در طول تمرین اضطراری، خلبان نشان داد که چگونه در صورت خرابی هواپیما به طور ایمن چتر نجات استفاده کرد.
to detach from a surface or object

جدا شدن, کنده شدن
سبد میوههای بیش از حد پر واژگون شد، و سیبها و پرتقالها شروع به افتادن کردند.