مهارت‌های واژگان SAT 6 - درس 14

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
مهارت‌های واژگان SAT 6
to teem [فعل]
اجرا کردن

ازدحام کردن

Ex: Last night , students were teeming out of the school gates , relieved that classes were over for the day .

دیشب، دانش‌آموزان از دروازه‌های مدرسه به بیرون هجوم می‌آوردند، خوشحال از اینکه کلاس‌ها برای آن روز تمام شده بود.

to abound [فعل]
اجرا کردن

مملو بودن

Ex: Throughout the summer , the fields were abounding with the chirping of crickets and the buzzing of bees .

در طول تابستان، مزارع پر بود از جیرجیرک‌ها و وزوز زنبورها.

to caucus [فعل]
اجرا کردن

نامزدهای انتخاباتی یا خط مشی سیاسی را تعیین کردن

Ex: The party members caucused before the election to choose their nominee .

اعضای حزب قبل از انتخابات برای انتخاب نامزد خود جلسه خصوصی برگزار کردند.

to embark [فعل]
اجرا کردن

دست‌به‌کار شدن

Ex:

دولت قصد دارد در یک پروژه بلندپروازانه توسعه زیرساخت برای بهبود حمل و نقل شروع به کار کند.

to embolden [فعل]
اجرا کردن

دل‌وجرئت دادن

Ex: While others were hesitating , he was actively emboldening his peers with encouraging words .

در حالی که دیگران تردید داشتند، او فعالانه همسالان خود را با کلمات تشویق‌کننده تشویق می‌کرد.

to tinge [فعل]
اجرا کردن

ته‌رنگ زدن

Ex: She tinged the frosting with a touch of lavender for a subtle color .

او با تماسی از اسطوخودوس، یخچال را رنگ کرد تا رنگی ظریف داشته باشد.

to doff [فعل]
اجرا کردن

درآوردن (لباس)

Ex: To relax by the pool , she doffed her sunglasses and kicked off her sandals .

برای استراحت کنار استخر، او عینک آفتابی خود را برداشت و صندل هایش را درآورد.

to encroach [فعل]
اجرا کردن

پیش‌روی کردن در

Ex: With careful planning , we can prevent urban sprawl from encroaching further into natural reserves , preserving biodiversity for future generations .

با برنامه‌ریزی دقیق، می‌توانیم از تجاوز بیشتر گسترش شهری به ذخایر طبیعی جلوگیری کنیم و تنوع زیستی را برای نسل‌های آینده حفظ کنیم.

to flout [فعل]
اجرا کردن

نادیده گرفتن

Ex: The organization has recently flouted environmental standards , attracting legal scrutiny .

سازمان اخیراً استانداردهای محیط زیستی را نادیده گرفته، که باعث جلب بررسی قانونی شده است.

to impend [فعل]
اجرا کردن

مشرف بودن

Ex: The threat of war was impending , casting a shadow over diplomatic negotiations .

تهدید جنگ قریب الوقوع بود، که سایه‌ای بر مذاکرات دیپلماتیک انداخت.

to bilk [فعل]
اجرا کردن

کلاهبرداری کردن

Ex: The corrupt politician bilked taxpayers by embezzling public funds for personal use .

سیاستمدار فاسد با اختلاس وجوه عمومی برای استفاده شخصی، مالیات‌دهندگان را فریب داد.

to staunch [فعل]
اجرا کردن

بند آوردن (جریان مایعات)

Ex: The bartender deftly staunches the flow of beer from the tap , ensuring each glass is filled precisely .

بارتندر با مهارت جریان آبجو را از شیر متوقف می‌کند، اطمینان حاصل می‌کند که هر لیوان به دقت پر شود.

to cull [فعل]
اجرا کردن

برداشتن

Ex: During the renovation , the workers were systematically culling damaged materials from the building site .

در طول بازسازی، کارگران به طور سیستماتیک مواد آسیب دیده را از محل ساخت و ساز حذف می‌کردند.

to devise [فعل]
اجرا کردن

طرح ریختن

Ex: They devised a series of challenges to test the contestants ' skills .

آنها یک سری چالش‌ها را طراحی کردند تا مهارت شرکت‌کنندگان را آزمایش کنند.

to merge [فعل]
اجرا کردن

مخلوط کردن

Ex: The director merged scenes from different angles to create a seamless transition in the film .

کارگردان صحنه‌ها را از زوایای مختلف ادغام کرد تا یک انتقال بی‌درز در فیلم ایجاد کند.

to confound [فعل]
اجرا کردن

سردرگم کردن

Ex: The intricate puzzle confounded even the most experienced puzzlers .

پازل پیچیده حتی باتجربه‌ترین پازلبازها را گیج کرد.

to confide [فعل]
اجرا کردن

در میان گذاشتن

Ex:

خواهر و برادرها اغلب رویاها و ترس‌هایشان را به هم می‌گفتند.

to sear [فعل]
اجرا کردن

سوزاندن

Ex: As I walked across the scorching sand , the sun was searing my skin .

همانطور که روی شن‌های سوزان راه می‌رفتم، خورشید پوستم را می‌سوزاند.

اجرا کردن

به‌ وجد آوردن

Ex: The breathtaking view from the mountaintop enraptured hikers , leaving them in awe .

چشم‌انداز نفس‌گیر از قله کوه، کوهنوردان را مسحور کرد و آن‌ها را مبهوت گذاشت.