ازدحام کردن
دیشب، دانشآموزان از دروازههای مدرسه به بیرون هجوم میآوردند، خوشحال از اینکه کلاسها برای آن روز تمام شده بود.
ازدحام کردن
دیشب، دانشآموزان از دروازههای مدرسه به بیرون هجوم میآوردند، خوشحال از اینکه کلاسها برای آن روز تمام شده بود.
مملو بودن
در طول تابستان، مزارع پر بود از جیرجیرکها و وزوز زنبورها.
نامزدهای انتخاباتی یا خط مشی سیاسی را تعیین کردن
اعضای حزب قبل از انتخابات برای انتخاب نامزد خود جلسه خصوصی برگزار کردند.
دستبهکار شدن
دولت قصد دارد در یک پروژه بلندپروازانه توسعه زیرساخت برای بهبود حمل و نقل شروع به کار کند.
دلوجرئت دادن
در حالی که دیگران تردید داشتند، او فعالانه همسالان خود را با کلمات تشویقکننده تشویق میکرد.
تهرنگ زدن
او با تماسی از اسطوخودوس، یخچال را رنگ کرد تا رنگی ظریف داشته باشد.
درآوردن (لباس)
برای استراحت کنار استخر، او عینک آفتابی خود را برداشت و صندل هایش را درآورد.
پیشروی کردن در
با برنامهریزی دقیق، میتوانیم از تجاوز بیشتر گسترش شهری به ذخایر طبیعی جلوگیری کنیم و تنوع زیستی را برای نسلهای آینده حفظ کنیم.
نادیده گرفتن
سازمان اخیراً استانداردهای محیط زیستی را نادیده گرفته، که باعث جلب بررسی قانونی شده است.
مشرف بودن
تهدید جنگ قریب الوقوع بود، که سایهای بر مذاکرات دیپلماتیک انداخت.
کلاهبرداری کردن
سیاستمدار فاسد با اختلاس وجوه عمومی برای استفاده شخصی، مالیاتدهندگان را فریب داد.
بند آوردن (جریان مایعات)
بارتندر با مهارت جریان آبجو را از شیر متوقف میکند، اطمینان حاصل میکند که هر لیوان به دقت پر شود.
برداشتن
در طول بازسازی، کارگران به طور سیستماتیک مواد آسیب دیده را از محل ساخت و ساز حذف میکردند.
طرح ریختن
آنها یک سری چالشها را طراحی کردند تا مهارت شرکتکنندگان را آزمایش کنند.
مخلوط کردن
کارگردان صحنهها را از زوایای مختلف ادغام کرد تا یک انتقال بیدرز در فیلم ایجاد کند.
سردرگم کردن
پازل پیچیده حتی باتجربهترین پازلبازها را گیج کرد.
سوزاندن
همانطور که روی شنهای سوزان راه میرفتم، خورشید پوستم را میسوزاند.
به وجد آوردن
چشمانداز نفسگیر از قله کوه، کوهنوردان را مسحور کرد و آنها را مبهوت گذاشت.