افعال حواس و احساسات - افعال برای اقدامات حسی
در اینجا برخی از افعال انگلیسی را که به اعمال حسی مانند "شنیدن"، "لمس کردن" و "بوییدن" اشاره دارند، یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to notice the sound a person or thing is making

شنیدن
میتوانی موسیقی که در پسزمینه پخش میشود را بشنوی؟
to unintentionally hear a conversation or someone's remarks

ناخواسته شنیدن, به طور اتفاقی شنیدن
آنها آنقدر بلند میخندیدند که همه در اتاق میتوانستند به طور تصادفی بشنوند.
to give our attention to the sound a person or thing is making

گوش دادن, کوش فرا دادن
او دوست دارد هنگام مطالعه به موسیقی کلاسیک گوش دهد.
to listen attentively

با دقت گوش دادن, گوش سپردن
معلم با دقت به ارائههای دانشآموزان گوش میدهد.
to know about somebody or something because one has received information or news about them

مطلع شدن از
من هرگز چیزی در مورد چنین چیزی نشنیدهام.
to listen to a conversation or communication without participating

(در مکالمه) فقط نقش شنونده را داشتن
آیا با شرکت من در جلسه و گوش دادن موافقید؟
to recognize or become aware of a particular scent

بوییدن
در حال حاضر، من در حال بوییدن گلها در باغ گیاهشناسی هستم.
to track something using one's sense of smell, typically performed by animals to locate food, identify potential threats, or find mates

*استشمام کردن, *بوییدن
در حالی که در حال کوهنوردی بودم، دیدم که یک خرگوش هوا را بو میکشد قبل از اینکه به داخل بوتهها بدود.
to detect a faint scent by inhaling through the nose

بوییدن, استنشاق کردن
آنها آرام در پارک نشسته بودند، بو کشیدن رایحههایی که باد با خود آورده بود.
to inhale air audibly through the nose, often to detect or identify a scent or odor

بو کشیدن, بو کردن
من عطرهای بیشماری را بو کردهام اما هنوز مورد علاقهام را پیدا نکردهام.
to be able to recognize the flavor of something by eating or drinking it

چشیدن, مزه کردن
اگر این میوه عجیب و غریب را امتحان کنید، ترکیبی منحصر به فرد از طعمها را خواهید چشید.
to taste food or drink carefully, appreciating and analyzing its flavors, often as part of a formal or discerning evaluation

چشیدن
در ساعت آینده، منتقد غذا چندین دوره را در مسابقه آشپزی چشیده خواهد بود.
to fully appreciate and enjoy the flavor or aroma of a food or drink as much as possible, particularly by slowly consuming it

از طعم چیزی لذت بردن
او ایستاد تا از طعم خوشمزه کلوچههای تازه پخته شده لذت ببرد.
to put our hand or body part on a thing or person

لمس کردن
انگشتان موسیقیدان به آرامی لمس کردند کلیدهای پیانو را، و ملودی زیبایی ایجاد کردند.
to be aware of something or someone through touching or being touched

حس کردن, لمس کردن
او گرمای خورشید را روی صورتش حس کرد در حالی که بیرون نشسته بود و کتاب میخواند.
to make a part of the body feel a bit ticklish or have a slight, unusual sensation

سوزن سوزن شدن, خارش داشتن
دیشب، نسیم خنک صورت مرا در حین پیادهروی سوزن سوزن کرد.
to notice something that is not immediately obvious

متوجه چیزی شدن, فهمیدن (مسائل پنهانی)
علیرغم رفتار آرام بازیگر، هواداران تیزبین متوجه لرزش جزئی در دستانش شدند که نشاندهنده عصبی بودن بود.
| افعال حواس و احساسات | |||
|---|---|---|---|
| افعال برای اقدامات حسی | افعال برای بینایی | افعال برای دید | فعلها برای نامرئی بودن |
| افعال برای انتشار صدا | افعال برای اقدامات عاطفی | افعال برای بیان احساسات | افعال برای همدلی |