to make a quick and involuntary movement in response to a surprise, pain, or fear

تکان خوردن (از ترس یا تعجب)
در حال حاضر، او در حال تماشای فیلم ترسناک میلرزد.
to ward off or prevent something undesirable from happening

جلوگیری کردن از, مانع شدن از
آنها با اجرای اقدامات حفاظتی سختگیرانه، از هرگونه آسیب بیشتر به محیط زیست جلوگیری میکنند.
to reject or dismiss someone or something in an abrupt or blunt manner

رد کردن, نپذیرفتن، پس زدن، دفع کردن
متقاضی شغل بدون هیچ توضیح واضحی برای رد شدن رد شد.
to decrease, reduce, or restrict something, often by cutting down its size, duration, or range

کم کردن, کاستن، از (چیزی) زدن
ما برنامه زمانبندی رویداد را کوتاه خواهیم کرد تا تأخیر غیرمنتظره در برنامه را جبران کنیم.
to take part in or become involved with something actively

شرکت کردن
to provide a gift or quality, to someone or something, often implying a permanent gift or quality

بهرهمند کردن
او با هوش استثنایی مزین شده بود، که به او اجازه میداد از سنین پایین در تحصیلات برجسته باشد.
to adhere firmly or stick closely to something

چسبیدن به, وفادار ماندن به، یکی شدن با
دیروز، چسب تکههای چوب را محکم چسباند، و یک پیوند محکم ایجاد کرد.
to officially cancel a law, decision, agreement, etc.

باطل کردن, فسخ کردن
شورای شهر سال گذشته در پاسخ به اعتراضات عمومی قانون منطقهبندی را لغو کرد.
to mark or be a sign of an entity or a concept

نشانگر بودن, حاکی بودن، دلالت کردن، نماد چیزی بودن
در زبانشناسی، از نشانههای دیاکریتیک برای نشان دادن تلفظ یا تأکید خاص برخی حروف در کلمات استفاده میشود.
to necessitate or result in a logical consequence or outcome

مستلزم بودن, در بر داشتن، شامل بودن، متضمن بودن
غیاب او دیروز موجب تأخیر در زمانبندی پروژه شد.
to bring up a topic or question for discussion

مطرح کردن, عنوان کردن
پیشنهاد بحثبرانگیز در طول کنفرانس مطرح شد و منجر به بحث داغی بین شرکتکنندگان شد.
to produce a harsh, grating sound or to utter with a rough, grating tone

خرتخرت کردن, قارتقارت کردن
دیروز، دروازه زنگزده هر بار که باز میشد با صدای بلند جیرجیر میکرد و آرامش را برهم میزد.
to mock with contempt

تمسخر کردن, دست انداختن
آنها از تلاش او برای خواندن مسخره کردند.
to express great regret or sorrow for something

ابراز پشیمانی کردن, افسوس خوردن
بسیاری از تغییر از روشهای سنتی به راحتیهای مدرن شکایت میکنند.
to create a humorous or exaggerated representation of someone or something by distorting their features or characteristics

کاریکاتور کشیدن
هفته گذشته، او رئیس خود را در یک نقاشی بازیگوش کاریکاتور کرد که همکارانش را خنداند.
to overrun in large numbers

هجوم آوردن
شهر در ساعت شلوغی با ترافیک آلوده شده بود، که باعث تأخیر و ناامیدی مسافران شد.
to give personal property to someone through a legal instrument, typically after one's death

به ارث گذاشتن
مجموعه عتیقه توسط هنردوست مرحوم به موزه وصیت شد.
