معرفی کردن
من میخواهم اعضای تیممان، جان و سارا را به شما معرفی کنم.
در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به بازدید و تماس اشاره دارند مانند "معرفی کردن"، "تماس گرفتن" و "سر زدن" یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
املای کلمه
آزمون
معرفی کردن
من میخواهم اعضای تیممان، جان و سارا را به شما معرفی کنم.
آشنا کردن
قبل از پروژه تیمی، مدیر ابتکار عمل را به دست گرفت تا همه را با همکار جدیدشان آشنا کند، و بینشهایی درباره پیشینه و مهارتهایشان به اشتراک بگذارد.
دور هم جمع شدن
اعضای کلاب هر دوشنبه ملاقات خواهند کرد تا رویدادها را سازماندهی کنند.
دیدوبازدید کردن
آنها در تعطیلات از پسرعموهایشان دیدن میکنند.
مواجه شدن
من از ملاقات دوست قدیمیام در فرودگاه در حین توقف پرواز شگفتزده شدم.
اتفاقی مواجه شدن
در حین تحقیق برای پروژهام، به مقالهای جالب برخوردم که بینشهای ارزشمندی ارائه میکرد.
اتفاقی کسی را دیدن
ما در تعطیلات در کشور دیگری به طور اتفاقی با معلم سابقمان برخورد کردیم.
دور هم جمع شدن
بعد از کار، دوست داریم در بار محلی دور هم جمع شویم تا نوشیدنی بخوریم.
بدون هماهنگی به ملاقات کسی رفتن
او تصمیم گرفت که برای گشتن در یک رمان جدید به کتابفروشی سر بزند.
اتفاقی به کسی برخوردن
من امروز صبح به طور تصادفی در حالی که سگم را راه میبردم به همسایهام برخوردم.
ناگهان به کسی سر زدن
او در راه خانه سر زد به خانه مادربزرگش.
غیرمنتظره به کسی برخوردن
در طول مهمانی محله، من به دوست دوران کودکی ام برخوردم که اخیراً به شهر بازگشته بود.
ناگهان به ملاقات کسی رفتن
بعداً در آن حوالی خواهم بود؛ میتوانم برای یک گفتگوی سریع به شما سر بزنم؟
سر زدن
من در راه به باشگاه به کتابخانه سر میزنم تا کتابهای قرض گرفته شده را برگردانم.
تماس گرفتن
اگر سوالی دارید، از طریق ایمیل با من تماس بگیرید.
تلفن زدن
او فراموش کرد که به رستوران تلفن بزند تا برای شام سالگردشان رزرو کند.
با کسی تماس گرفتن
آنها موافقت کردند که قبل از رویداد با هم تماس تلفنی بگیرند تا هماهنگ شوند.
با کسی تماس گرفتن
آنها هر یکشنبه به پدربزرگ و مادربزرگشان تلفن میزنند تا از حالشان باخبر شوند.
مجدد با کسی تماس گرفتن
من به محض اتمام این جلسه به مشتری تماس مجدد برقرار خواهم کرد.
سر زدن
آنها به طور غیرمنتظرهای به ما سر زدند، و ما زمان خوبی را در گفتوگو گذراندیم.
شماره گرفتن
او به سرعت 911 را شماره گیری کرد وقتی که شاهد یک وضعیت اضطراری بود.
مجدد تماس گرفتن
او در وسط یک کار است اما به محض تمام کردن آن به شما بازخواهد گشت.
زنگ زدن
او منشی را صدا زد تا جلسهای با مدیر ترتیب دهد.
قطع کردن (تلفن)
او همیشه فراموش میکند که تلفن را قطع کند، بنابراین باتری سریع خالی میشود.