افعال کمک کردن و آسیب رساندن - افعال برای تقویت

در اینجا برخی از افعال انگلیسی را که به تقویت اشاره دارند مانند "تقویت کردن"، "تحکیم کردن" و "توانمندسازی" یاد خواهید گرفت.

review-disable

مرور

flashcard-disable

فلش‌کارت‌ها

spelling-disable

املای کلمه

quiz-disable

آزمون

شروع یادگیری
افعال کمک کردن و آسیب رساندن
to bolster [فعل]
اجرا کردن

تقویت کردن

Ex: She is bolstering her resume with new qualifications and certifications .

او در حال تقویت رزومه خود با مدارک و گواهینامه های جدید است.

اجرا کردن

تقویت کردن

Ex: Studying consistently will strengthen your understanding of the subject .

مطالعه مداوم تقویت می‌کند درک شما از موضوع را.

to fortify [فعل]
اجرا کردن

قدرت بخشیدن

Ex: Parents strive to fortify their children 's confidence by providing positive reinforcement .

والدین تلاش می‌کنند تا با ارائه تقویت مثبت، اعتماد به نفس فرزندان خود را تقویت کنند.

to brace [فعل]
اجرا کردن

حمایت کردن

Ex: The engineers had to brace the bridge to prevent it from collapsing during the storm .

مهندسان مجبور بودند پل را تقویت کنند تا از فرو ریختن آن در طول طوفان جلوگیری شود.

to stake [فعل]
اجرا کردن

بستن

Ex: In the olden days , prisoners were often staked to the ground as a form of punishment .

در روزگاران قدیم، زندانیان اغلب به عنوان شکلی از مجازات به زمین بسته می‌شدند.

to prop [فعل]
اجرا کردن

وزن چیزی را تحمل کردن

Ex: He propped the bicycle against the fence before going into the store .

او دوچرخه را به نرده تکیه داد قبل از اینکه به مغازه برود.

اجرا کردن

مقاوم ساختن

Ex: Engineers reinforced the bridge with steel cables to ensure it could bear heavier loads .

مهندسان پل را با کابل‌های فولادی تقویت کردند تا مطمئن شوند که می‌تواند بارهای سنگین‌تر را تحمل کند.

to buttress [فعل]
اجرا کردن

تقویت کردن

Ex: The fortress was built with thick walls and towers to buttress its defenses against invaders .

قلعه با دیوارهای ضخیم و برج‌ها ساخته شد تا دفاع آن در برابر مهاجمان تقویت شود.

to shore up [فعل]
اجرا کردن

ایمنن سازی از طریق دیرک زدن (برای جلوگیری از ریزش)

Ex: The maintenance crew is taking steps to shore up the aging infrastructure for safety .

تیم نگهداری در حال برداشتن گام‌هایی برای تحکیم زیرساخت‌های فرسوده به منظور ایمنی است.

to boost [فعل]
اجرا کردن

افزایش دادن

Ex: The new advertising campaign boosted the brand 's visibility in the market .

کمپین تبلیغاتی جدید افزایش دید برند در بازار را به همراه داشت.

to sustain [فعل]
اجرا کردن

نگه داشتن

Ex: The foundation sustained the building for many years .

پی‌سازی ساختمان را برای سال‌های زیادی حفظ کرد.

to energize [فعل]
اجرا کردن

انرژی دادن

Ex: The motivational speaker energized the audience with an inspiring speech .

سخنران انگیزشی با یک سخنرانی الهام‌بخش، مخاطبان را پرانرژی کرد.

to empower [فعل]
اجرا کردن

توانمند کردن

Ex: In leadership , effective communication can empower team members to take initiative and contribute to the goals .

در رهبری، ارتباط مؤثر می‌تواند به اعضای تیم اختیار دهد تا ابتکار عمل به خرج داده و به اهداف کمک کنند.

to tone [فعل]
اجرا کردن

خوش‌فرم کردن

Ex: Swimming is an excellent full-body workout that can tone various muscle groups .

شنا یک تمرین عالی برای تمام بدن است که می‌تواند گروه‌های عضلانی مختلف را تقویت کند.

اجرا کردن

جای پای (کسی یا چیزی را) سفت کردن

Ex: Acquiring a key competitor allowed the business to consolidate its influence in the market .

کسب یک رقیب کلیدی به کسب‌وکار اجازه داد تا نفوذ خود را در بازار تحکیم بخشد.

اجرا کردن

قوت دادن

Ex: The mentor 's encouraging words invigorated the team 's enthusiasm for the project .

کلمات تشویقی مربی، اشتیاق تیم را برای پروژه تقویت کرد.