افعال کمک کردن و آسیب رساندن - افعال برای ایجاد آسیب
در اینجا برخی افعال انگلیسی را یاد خواهید گرفت که به ایجاد آسیب اشاره دارند مانند "آسیب زدن"، "مجروح کردن" و "عذاب دادن".
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to cause injury or physical pain to yourself or someone else

آسیب رساندن, آسیب زدن، اذیت کردن
او پله را ندید و پای خود را آسیب زد.
to physically cause harm to a person or thing

زخمی کردن, صدمه زدن، صدمه دیدن
با آتشبازی مراقب باشید؛ میتوانند به شما آسیب بزنند.
to physically hurt someone or damage something

آسیب رساندن, صدمه زدن
رانندگی بیپروا میتواند هم به راننده و هم به دیگران در جاده آسیب برساند.
to cause physical harm or injury to someone

مجروح کردن, زخمی کردن
تجهیزات محافظتی در برخی ورزشها پوشیده میشود تا خطر آسیب رساندن به بازیکنان را به حداقل برساند.
to cause serious and often permanent injury to a person, typically by disabling a part of their body

*تا ابد مصدوم ماندن
حمله خبیثانه با هدف قطع عضو کردن دستان قربانی انجام شد تا او را از استفاده از ابزارها بازدارد.
to cause severe damage or harm

ناقص کردن, معیوب کردن
سربازان حیوانات مثله شده را در روستای متروکه پیدا کردند.
to attack or handle someone or something roughly, causing severe injury or damage

سخت زخمی کردن
اگر به درستی آموزش نبیند، سگ ممکن است در آینده بازدیدکنندگان بیگناه را زخمی کند.
to leave a mark on the skin after the injured tissue has healed

اثر زخم گذاشتن, بریدن
حادثه صخرهنوردی زانوهایش را زخمی کرد، اما او به ورزش ادامه داد.
to make injuries, particularly ones caused by a blow, appear on the skin and cause discoloration

کبود شدن, کبود کردن
یک برآمدگی روی سر ممکن است کبود شود و یک توده قابل توجه ایجاد کند.
to cause a bruise or injury to the body, typically by blunt force or impact

خونمرده کردن
ژیمناست هنگام فرود سخت از میلههای نامتعادل، ران خود را کبود کرد.
to cause suffering or discomfort to the body

درد دادن, آزار دادن
سردرد شدید به او درد وارد کرد و تمرکز را دشوار ساخت.
to hit and pass over something or someone with a vehicle, causing damage

زیر گرفتن, (با ماشین) از روی کسی یا چیزی رد شدن
راننده بیاحتیاط پای عابر پیاده را در محل عبور عابر زیر گرفت و باعث آسیب شد.
to make someone or something unconscious

بیهوش کردن
ضربه ناگهانی تصادف ماشین میتواند راننده را بیهوش کند.
to harm or injure someone or something

آسیب زدن, مجروح کردن
آتشسوزی جنگلی همچنان به آسیب زدن به منطقه وسیع جنگلی ادامه میدهد.
to be on fire and be destroyed by it

سوختن, در آتش سوختن (نابود شدن)
کاغذ آتش گرفت و به سرعت در شعلهها سوخت.
to intentionally set fire to something, causing it to burn or be destroyed

آتش زدن, سوزاندن
در برخی فرهنگها، ساختمانهای قدیمی به صورت تشریفاتی آتش زده میشوند تا فضا برای ساختوسازهای جدید باز شود.
to burn something slightly on the surface, causing a change in color without significant damage

سوزاندن سطحی, کمی سوختن
نور شدید خورشید میتواند برگهای گیاهان ظریف را کمی سوخته کند.
to lightly burn something on the surface, causing minimal damage

سطحی سوزاندن
نفس اژدها به اندازهای داغ بود که هنگام عبور، علفها را کمی بسوزاند.
to burn something lightly

سوزاندن ملایم, حرارت دادن ملایم
کیمیاگر کنجکاو راهی برای سوزاندن ملایم گیاهان کشف کرد که عطر آنها در معجونها را افزایش میدهد.
to injure oneself with hot liquid or steam

سوزاندن (با مایع داغ یا بخار)
بخار از قابلمه صورتش را سوزاند وقتی که درپوش را خیلی سریع برداشت.
to violently attack someone

حمله کردن, تجاوز کردن
پلیس مظنون را به دلیل تلاش برای حمله به یک عابر پیاده دستگیر کرد.
to attack someone aggressively, either physically or verbally

با خشونت به کسی حمله کردن
وقتی نگهبان سعی کرد مداخله کند، دزدان پرخاشگر شدند و به او حمله کردند.
to attack or assault someone or something in a violent or aggressive manner

حملهور شدن
جمعیت عصبانی به سمت سیاستمدار حمله کردند، به او ناسزا و اشیا پرتاب کردند.
to force someone to have sex against their will, particularly by using violence or threatening them

تجاوز کردن
سیستم حقوقی باید کسانی را که سعی در تجاوز به دیگران دارند، پاسخگو نگه دارد.
to violently hurt a person as a punishment or as a way of obtaining information from them

شکنجه کردن
to subject someone to severe physical suffering

شکنجه دادن, آزار دادن
جلاد قرون وسطایی دستگاههای بیرحمی را برای شکنجه زندانیان طراحی کرد.
to torture using a device designed to stretch or elongate the body, causing extreme pain

کشیدن, شکنجه دادن با دستگاه کشش
ربایندگان تهدید کردند که با دستگاه شکنجه اسیر را شکنجه خواهند کرد مگر اینکه رازهایش را فاش کند.
to cause or impose something unpleasant, harmful, or unwelcome upon someone or something

مبتلا کردن, دچار کردن
قلدر میخواست با تمسخر و توهین، درد عاطفی را به همکلاسیهایش تحمیل کند.
to give a substance containing toxins or harmful elements to a person or animal with the intention of causing illness, harm, or death

مسموم کردن
ملکه شرور در افسانه شاهزاده خانم را با یک سیب بد مسموم کرد.
(of an animal or insect) to pierce the skin of another animal or a human, typically injecting poison, either in self-defense or while preying

نیش زدن
پشهها از نیش خود برای گزیدن و تغذیه از خون میزبانان خود استفاده میکنند.
