افعال کمک کردن و آسیب رساندن - افعال برای حمایت و تشویق
در اینجا شما برخی از افعال انگلیسی را که به حمایت و تشویق اشاره دارند مانند "حمایت کردن"، "ترویج کردن" و "هیپ کردن" یاد خواهید گرفت.
مرور
فلشکارتها
صورتها
املای کلمه
آزمون
to provide someone or something with encouragement or help

حمایت کردن
در حالی که من در حال گذراندن دوران سختی بودم، آنها بدون قید و شرط از من حمایت میکردند.
to support or endorse a person, cause, or idea

پشت کسی یا چیزی در آمدن
تمام شهر از ایده باغ جامعه حمایت کرد، با داوطلب شدن زمان و منابع خود.
to support someone or something

حمایت کردن
مربی به طور مداوم از بازیکنانش حمایت میکند، روحیه تیمی را تقویت میکند.
to support a person or group against someone else in a fight or argument

جانبداری کردن, طرف کسی را گرفتن
کارمند تصمیم گرفت در طول مذاکره جانب مخالفان را بگیرد.
to remain loyal to or supportive of someone, particularly during a hard time

وفادار ماندن, همراه کسی ماندن
در هنگام تصمیمگیریهای دشوار، اطمینانبخش است که کسی باشد که حامی انتخابهای شما باشد.
to publicly state that one supports or approves someone or something

حمایت کردن, پشتیبانی کردن
سیاستمدار تصمیم گرفت از یک خیریه محلی حمایت کند و دیگران را به مشارکت تشویق کند.
to officially endorse a proposal or nomination during a formal discussion

حمایت کردن, دوم
او در جلسه دیروز اصلاحیه را تأیید کرد.
to support, defend, or fight for a cause, principle, or person

جنگیدن برای چیزی, حمایت کردن
وکیل با شور از بیگناهی متهم دفاع کرد، پروندهای قانعکننده ارائه داد.
to publicly support or recommend something

طرفداری کردن, دفاع کردن
سلبریتی از پلتفرم خود برای حمایت از مسائل عدالت اجتماعی استفاده کرد.
to help or support the progress or development of something

حمایت کردن
اعضای جامعه برای ترویج کسبوکارهای محلی و رشد اقتصادی دست به دست هم دادند.
to help something progress or succeed

موجب پیشرفت چیزی شدن, پیش بردن
برای ارتقای سلامت عمومی، دولت سیاستهایی را برای پیشبرد پوشش واکسیناسیون اجرا کرد.
to promote or support the progress or development of something

ترویج کردن, حمایت کردن
والدین و مربیان با هم همکاری میکنند تا پیشبرد توسعه آموزشی دانشآموزان را انجام دهند.
to advance the progress or growth of something

پرورش دادن
شرکت در کارگاه تقویت خواهد کرد درک شما از موضوع را.
to give something, especially money or goods, in order to achieve a goal or help a cause

اهدا کردن, بخشیدن، کمک کردن
شرکت تصمیم گرفت درصدی از سود خود را به سازمانهای خیریه کمک کند.
to add something that enhances or improves the quality or appearance of someone or something

تکمیل کردن
یک موسیقی زمینهٔ بهخوبی انتخابشده میتواند تکمیلکننده فضای یک رویداد اجتماعی باشد.
to draw public's attention to something by giving information about it as an act of advertisement

تبلیغ کردن
هنرمند یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کرد تا تبلیغ کند نمایشگاه هنری آینده را.
to make something widely known and accepted by the general public, often by adjusting it to fit popular preferences or trends

عمومی کردن, معروف کردن
برنامه آشپزی سرآشپز به عمومی کردن استفاده از مواد منحصر به فرد در آشپزخانههای خانگی کمک کرد.
to enthusiastically promote something, often with exaggeration, to create excitement and interest

با اشتیاق تبلیغ کردن, تبلیغات اغراق آمیز انجام دادن
ترویجکنندگان کنسرت از پلتفرمهای رسانههای اجتماعی برای تبلیغ فروش بلیطهای نمایشهای آینده استفاده میکنند.
to encourage or show support or praise for someone by shouting

تشویق کردن, هلهله کردن
او هر آخر هفته برای تیم مورد علاقهاش تشویق میکند.
to support someone or a team or hope that they will succeed

هوادار بودن, طرفدار بودن
تمام شهر در مسابقات قهرمانی آینده از قهرمان محلی خود حمایت خواهند کرد.
to provide someone with support, hope, or confidence

تشویق کردن
علیرغم مواجهه با چالشهای متعدد، دوستانش هرگز در تشویق او به دنبال کردن رویاهایش و غلبه بر موانع شکست نخوردند.
to make someone want to do something by giving them a reason or encouragement

انگیزه دادن
مشوقهای مالی میتوانند کارکنان را برای دستیابی به اهداف عملکردی خود تشویق کنند.
to encourage or provoke someone to take action

تحریک کردن, برانگیختن
اینفلوئنسرهای رسانههای اجتماعی از محتوای جذاب برای تحریک دنبالکنندگان به پیوستن به بحثها یا به اشتراک گذاشتن نظرات استفاده میکنند.
to motivate or encourage someone by offering benefits or rewards

تشویق کردن, انگیزه دادن
معلمان از سیستم پاداش برای تشویق دانشآموزان به تکمیل به موقع تکالیف استفاده میکنند.
to give someone encouragement or motivation

تشویق کردن, انگیزه دادن
بازخورد مثبت با موفقیت افراد را به دنبال کردن علایقشان تشویق کرده است.
to motivate or prompt someone to engage in a specific course of action or behavior

برانگیختن, تشویق کردن
بیعدالتی جامعه را به اعتراض برانگیخت، که خواستار حقوق برابر و رفتار منصفانه بودند.
to provide support and encouragement

تشویق کردن, دلگرمی دادن
تشویق از سوی مربیان میتواند افراد را در پیگیری اهداف یا رویاهایشان تشویق کند.
to fill someone with courage, enthusiasm, or a sense of inspiration

تشویق کردن, الهام بخشیدن
بازخورد مثبت میتواند دانشآموزان را تشویق کند تا در تحصیلات خود عالی عمل کنند.
to give someone courage or confidence, inspiring them to take bold actions or face challenges with determination

دلوجرئت دادن, تشویق کردن، بیپروا کردن
دوستان حمایتگر میتوانند افراد را تشویق کنند تا از منطقه امن خود خارج شوند.